دوشنبه 28 اردیبهشت ماه سال 1383 ساعت 10:01 PM
فکر کنم نهایت این ماجرا تا یه هفته دیگه تموم بشه!!!ما داریم جدا میشیم فقط مونده تشریفاتی که سعید برا خودش طی کنه که اونم هیچ معلوم نیست!!!تا کی طول بکشه !!!میخوام حداقل تا ۳-۴ سال دیگه مجرد باشم..اگه عشق اینه والا نخواستم جونمو به لب رسوند نمیخوام...یا حق!!!
یکشنبه 27 اردیبهشت ماه سال 1383 ساعت 9:52 PM
سلام امان از دست این سرورای بلاگ اسکای !!دیگه شورشو در آوردن! والا اگر بخوام از خودمون بگم این که هنوزم درگیر مسایل قبلیم و چیزی عوض نشده و هنوزم محتاج دعا!!!دوستون داریم...یا حق!!
سه شنبه 15 اردیبهشت ماه سال 1383 ساعت 02:42 AM
سلام . گفتم از فرصت استفاده کنم و تا سرورای بلاگ اسکای درستن یه پست بفرستم ....امشب با سعید در مورد آیندمون کلی حرف زدیم و کلی نا امید بودیم ....از همه چی میترسیم و شاید هم حق داریم نمیدونم .دو حالت وجود داره یا سعید خیلی خوش بینه یا من خیلی بد بین نمیدونم ..ولی منکه فکر میکنم زندگیه آینده ما پر از مشکلات جور واجوره..میدونید هیچ وقت در مورد هدف کلیم یعنی زندگی با سعید خیلی تردید نکردم(به خصوص این اواخر )ولی خب به مسایل جانبی هم شک میکنم هم بد بینم ..والا سعید میگه همه چی حل میشه و ما میتونیم خوب زندگی کنیم ..منم به خدا امید دارم اما خب خیلیم میترسم .برامون دوعا کنید..دوستون داریم....یا حق!!!