سه شنبه 29 دی ماه سال 1383 ساعت 9:17 PM
سلام انشالله بر مبنای توافق ۲ خانواده شب دهم بهمن به خواستگاری مریم خانوم گل می رم . یه استرس خاص دارم که طبیعیه اما نمی دونم چرا دلم یه جورایی قرصه ! راستی مریم گلم هم بدجور سرما خورده و استخونای بدنش درد می کنه خیلی نگرانشم . بچه ها دعا کنید ۱- کار ما بشه ۲- مهمتر از اون بتونیم خوب کنار هم زندگی کنیم و قدر هم رو بدونیم . راستی خیلی خوشحالم که شب به اون مبارکی ( عید غدیر ) به عنوان شب خواستگاریم تعیین شد و این رو به فال نیک می گیرم . یا علی
جمعه 25 دی ماه سال 1383 ساعت 00:31 AM
بچه ها سلام . امشب مریم خانوم بعد از کلی وقت می خان آنلاین شن و من وظیفه خودم دونستم بهشون خیر مقدم بگم و همچنین بگم که خیلی دوسش دارم و خیالم راحته چون به برگ برنده ای که تو دستامونه اعتماد دارم ! خب راستی مامن دوباره زنگزد و قرار شد ۴ شنبه آینده بهمون جواب بدن راستی برا خوشبختیمون دعا کنید دوستان . فعلا ...
جمعه 11 دی ماه سال 1383 ساعت 10:09 AM
سلام بچه ها. بالاخزه مامان من پریروز به مامان مریم زنگ زد و موضوع خواستگاری رو مطرح کرد . خدا به خیر بگذرونه ! برخورد مامانش خیلی خوب بود ولی مریم از باباش خیلی می ترسه ! دعامون کنید.