الکامپ 14 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

اولین معرفی مربوط به یک و نیم سال پیش !

شنبه 24 بهمن ماه سال 1383 ساعت 11:55 AM

خب امروز که به قول مریم خانوم گل روز عشاق هست تصمیم گرفتم بعد از ۱.۵ سال متن معرفی سمت چپ وبلاگ رو تغییر بدم . معرفی قدیمی رو هم به عنوان یادگاری توی این پست نگه می دارم . راستی روز عشق به همه ی عشاق مبارک ....

اگر با ما آشنایی ندارید بد نیست بدانید:

سعید:
خب من پسری هستم حدود 4-23 ساله دانشجو هستم . از نظر خودم یک پسر خونگرم ، زودجوش ، مهربان ، گاهی تند خو و بعضا زودرنج و پرتلاش و متعهد با موهای کم پشت هستم! نه خدمت سربازی را گذرانده ام و نه کار ثابتی دارم ، اما در زندگی تقریبا هیچ وقت بیکار نبوده ام . تجربه کار آزاد ، کارمندی و تدریس را دارم . تا حدود چند ماه قبل هیچ دختری نقش پر رنگی را در زندگی من نداشت ، اما کم کم متوجه شدم که یکی از هم دانشگاهی هایم ظاهرا در نگاه من مثل بقیه نیست! او مریم بود که آرام آرام از یک هم دانشگاهی تبدیل به مالک همه لحظه های من شد. دور از جان شما عاشق آن دختر که اوائل فکر می کردم ارمنیست شده بودم. مریم یک دختر دانشجوی معمولی و خوب بود !همین ! بعداز اینکه دست زمانه فرصت طرح پیشنهاد ازدواج مرا به مریم داد( که خود حکایتی دارد !) فهمیدم که مریم ظاهرا از خانواده ایست که متاسفانه از نظر مالی از ما در سطح بالاتری قرار دارند. متاسفانه از این جهت که ظاهرا آنها انسانهای پرتوقعی ( نسبت به سطح مالی داماد آینده شان) هستند. مریم به خاطر ذهنیات خودش درباره خانواده اش مایل به پایان دادن به این قضیه بود که من پیشنهاد مراجعه به یک مشاور را مطرح کردم. مریم با اکراه! پذیرفت و حضرت مشاور هم مسائلی مطرح کردند که در آن باره در همین وبلاگ صحبت خواهیم کرد. به طور کلی مشاور پیشنهاد داد ما فعلا تا زمان به پایان رسیدن درس من ( 4 ماه دیگر ) و انجام خدمت سربازی و اشتغال این مسئله را مطرح نکنیم و اطمینان داد که در صورت طی شدن این مراحل خواست ما عملی خواهد شد. ناگفته نماند که من از نظر سنی چند ماهی از مریم کوچکترم و به هر حال این وبلاگ حاکی تلاشهای من و مریم برای وصل به هم است . امیدوارم روزی برسد که ما از این وبلاگ خبر جشن عروسیمان را به شما بدهیم. مطمئن باشید اگر شیرازی باشید یا بتوانید تشریف بیاورید آن روز دعوت ما خواهید بود. دعایمان کنید که همیشه اینگونه پاک یکدیگر را دوست داشته باشیم و خدشه ای بر عشق ما وارد نیاید.انشاالله


ان شا الله که سلامت برگرده!!

پنجشنبه 22 بهمن ماه سال 1383 ساعت 5:16 PM

سعید جون امروز رفته یکی از شهرستانهای اطراف هم اینکه آب و هوایی تازه کنه و هم اینکه دیداری با اقوام....زنگزدم به همراهش در دسترس نبود ان شا الله که سلامت باشه و سلامتم برگرده...دعا کنید..یا حق!!

هیچی معلوم نیست

چهارشنبه 21 بهمن ماه سال 1383 ساعت 08:29 AM

سلام ظاهرا خونواده ی مریم می خواستن جواب منفی بدن !!!! ولی به خاطر اصرار مریم از ما یه مهلت ۱۰-۱۲ روزه خواستن . این که چرا جواب منفی رو نه من می دونم نه مریم ! نمی دونم والله ... هر چی خیره پیش می آد .