Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

کیا عروسی می آن !؟

دوشنبه 30 خرداد ماه سال 1384 ساعت 9:42 PM

سلام بچه ها ! البته الان بیشتر شوخیه! اما انشالله به زودی در آستانه ۲ سالگی سقف مشترک من و مریم خانوم خبرهای خوبی خواهید شنید... اینا رو گفتم که نگید نگفتی ها! خدا کریمه ... هر چند خواهرای های کلاس ! مریم خانوم از خارج از کشور اومدن و همش پالس منفی می فرستند اما ظاهرا اصرارهای هوشمندانه مریم خانوم کم کم داره کار خودشو می کنه و حاج آقا حدود ۱۰-۱۲ روز دیگه باز ما رو احضار می فرمایند!! !‌بحث انتخاب خونه و جهیزیه و .... اینا که اومد وسط یعنی چی ؟؟؟ دیری ری ری ریم دیری ری ری ریم ریریریم !!!  خدا کریمه !‌ شاید شما هم تو شهریور یه جشن عروسی دعوت بشید حداقل اینترنتی!  راستی بچه ها یه کم می ترسم از همه چیز شاید طبیعیه! از مشکلات زندگی از نشدن از شدن از ... راستی امروز صبح توی محل کارم با یه کابوس وحشتناک و کشنده مواجه شدم که دیشب دقیقا توی خواب دیده بودم !اما مطلع شدن از خبرهای تقریبا مثبت اخیر تا حدودی باعث شد که سعی کنم فراموشش کنم. بچه ها بازم خواهش می کنم با دلای پاکتون برامون دعا کنید. از مهربونیاتون ممنونم !  راستی یه ویبلاگ ساختیم به آدرس http://loverslink.blogsky.com/ که کم کم با کمک شما سعی می کنیم وبلاگهای عاشقانه عرصه وبلاگکگ فارسی رو توش لیست کنیم. دوستایی که مایلند با ما همکاری کنند لطفا سریعتر اعلام آمادگی کنند. ممنونم

یکشنبه 29 خرداد ماه سال 1384 ساعت 01:25 AM

والا پیرو پست قبلی سعید آقا باید بگم ایشون سخت در اشتباهن و من به تک تک افراد سعید خانواده جون به خاطر خوبیشون (ان شالله)و عشق به سعید دوسشون دارم عاشق مامان جون که خیلی هستم ….
دوستون داریم …تا بعد…

دلتنگ و نگرانم ...

یکشنبه 15 خرداد ماه سال 1384 ساعت 10:39 PM

سلام ۲-۳ روزی نه من خونه بودم و نه مریم خانوم. من دورو بر شیراز خودمون بودم که حسابی خوش گذشت و مریم خانوم هم دورو بر کشور خودمون که اصلا بهشون خوش نگذشته ! توی طول سفر کلا جای مریم خانوم رو به قول شیرازیا سبز و به قول بقیه خالی کردم بعد که اومدم آفلاین چک کردم دیدم که مریم خانوم از رفتار من اظهار ناراحتی کردن ....  بچه ها من اصولا آدم زبون بازی نیستم و احساسم توی دلمه ولی مریم نمی دونم بهونه گیرانه یا ... ناراحته که چرا اظهار دلتنگی نمی کنی یا .... این یه مسئله که باعث نگرانیمه و مسئله بعد هم اختلاف سطح خویشان ما با اوناست که دیروز بیشتر از هر وقت به چشمم اومد و نگرانم کرد. ما یه خونواده روستایی خیلی متوسط با مال و ملک خیلی محدود داریم و اونا .... نمی دونم از اینکه مریم این مسئله رو به خوبی هضم نکنه و بعدا با فروکش کردن آتیش عشق امروزش شروع به بهونه گیری کنه می ترسم . نگران آینده خودم خیلی نیستم خدا کریمه اما خونواده من همیشه همینن. نمی دونم والله ! راستی من ( سعید )‌تصمیم دارم علیرغم نظر قبلیم توی انتخابات شرکت کنم و به دکتر معین رای بدم شاید به زودی نظرات خودم رو در این باره به شما بگم که شاید شما هم قانع شید و رای بدید اونم به دکتر مصطفی معین . تا بعد ...