| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |
امین که مرد دو سه سالی پکر بودم
دو سه سال آشفتگی -دو سه سال نفرت از مرگ
اما جهانگیر که رفت من پخته تر بودم
و دریافتم که مرگ به آن زشتی ها که فکر می کردم نبوده است
مرگ گاهی رهایی است - خلاصی است - یک گذار زیبا به دنیاییست که شاید بهتر از این دنیا باشد - مرگ یک آغاز نامعلوم است
آغاز یک سکون و آرامش ابدی
تلخ است
اما قهوه ی تلخ را هم دوست داریم
چون می دانیم که آراممان می کند
جهانگیر عزیز رسیدنت را به آرامش ابدی به تو تبریک می گویم
و امین جان امیدوارم از مهمانهای تازه رسیده خوب پذیرایی کنی
راستی اینک حس می کنم چه تجربه ی بینظیریست خوب مردن
تجربه ای که فقط نصیب بندگان خاص خدا می شود
گاهی دلم برای مرگ تنگ می شود- سعید
چهارشنبه 28 فروردینماه سال 1392 ساعت 01:50
