مریم و سعید و سروش و سینا زیر یک سقف

وإن یکاد الذین کفروا لیزلقونک بأبصارهم لما سمعوا الذکر ویقولون إنه لمجنون وما هو إلا ذکر للعالمین

مریم و سعید و سروش و سینا زیر یک سقف

وإن یکاد الذین کفروا لیزلقونک بأبصارهم لما سمعوا الذکر ویقولون إنه لمجنون وما هو إلا ذکر للعالمین

کنسل!



بر آستانهٔ تسلیم سر بِنِه حافظ

که گر ستیزه کنی، روزگار بستیزد




این بار هم کنسل شد .......

اما

دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور....



راستی: 

بعد از بابام ،من خیلی کم پیش میاد بغض کنم ،انگار پوستم کلفت شده

امااااا

از قضاوت نابجا در حال ناشنیده شدن

بغض کردم،شکستم و باز هم عبور کردم......










نگاه.


گاهی خسته میشی 

بسکه

صورت نا آشنا می بینی


دلم نگاه آشنا می خواد.......






به نظرم کسی که

بلد نیست از تنهایی لذت ببره

دنیا رو باخته.......





دی

دی ماه سرماهای سخت است.

خیلی جیزها را می شود حس کرد، می شود پیشخوانی کرد....


دنیا در ذهن ما آنگونه است که می بینیمو مغزمان تفسیر می کند، نه آنگونه که واقغا هست...



من

کجا

خوابم

برد؟




تولد

سروش جانم وارد بیست سالگی شد.

تولدت مبارک ءسر گلم...

تا کجا؟؟



از این حجم سادگی خودم

و  نقش داری دیگران


خسته ام....





خدایا

سپاسگزارم 





ببین


دست و پا زدن داخل مرداب

تورو بیشتر غرق می کنه


آرام باش.....

تا به وقتش.




نزدیک تر از رگ گردن......



رهایی زیباست

و

لایق جشن و پایکوبی


انشاالله.......