| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
| 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
| 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
| 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
| 28 | 29 | 30 | 31 |
ساکنان ساحل صدای موج دریا را نمی شنوند....
یا
زباله کرد بوی زباله اذیتش نمیکنه!
پس
بشکن قفس خود را
گر طالب پروازی
تاوان رهایی را
باید که بپردازی.......
مادر بودن یعنی. ببینی
قلبت بیرون وجودت
دور از تو داره راه میره
و تو آرزو کنی
کاش دنیا همیشه
باهاش مهربون باشه......
روزهای سخت مالی
خیلی خیلی سخت
کشور درگیر شبه جنگ و
من گرفتار...
در سختی ها یاران واقعی خود را می شناسی...
عزیز من
اگر تمام روز رو در بازار ماهی فروشان بگردی
غروب بوی ماهی گرفتی
حتی اگر هیییچ ماهی ای نخریده باشی
و
اگر تمام روز رو در بازار عطر فروشان بگردی
غروب بوی عطر گرفتی
حتی اگر هیچ عطری نخریده باشی!
پس دقت کن کجا و با کی
عمرت رو سر می کنی.....
زمان می بره تا بفهمیم
تو هر جور هم مهربون،همدل و پاک باشی
باز مردم
به اندازه زخمها ،کینه ها و زشتی های روح
خودشون با تو هستند!
و شاید هم مصلحت خویش.....
آرزوی خوب کن و بگذر...
سیزدهم شهریور
تابستون ۱۴۰۰
بابا میشه یه سری از وسیله هامو بذارم پیش شما؟
- می خنده و میگه :باشه بابا بذار اما گفتی یکساله بر میگردم
من سر یک سال میریزمشون بیرون !پس زود برگرد
می خندم و نمیدونم که زمانه مجال عمل به قولهامون رو نمیده
نه اون به قولش عمل کرد و ریخت بیرون
و نه من به قولم عمل کردم و برگشتم ....
««اشک امان بیشتر نوشتنم نمی دهد...........»»
تابستون
سیزدهم شهریور هر سال بوی هجرت می دهد !
پدرم همیشه می گفت زود خوابیدن و زود بیدار شدن آدم را سالم، پولدار و عاقل می کند. در خانه ساعت هشت چراغ ها خاموش بود و سپیده دم با بوی قهوه و بیکن و نیمرو از خواب بیدار میشدیم. پدرم یک عمر این دستور را دنبال کرد. عاقبت جوان مُرد و مُفلس!
فکر می کنم چندان عاقل هم نبود! من نصیحت او را گوش نکردم، دیر خوابیدم، دیر بیدار شدم. حالا نمی گویم دنیا را فتح کرده ام اما ترافیک صبح ها را دیگر ندارم، از خیلی دردسرهای معمولی دورم و با آدم های جدید و بی نظیری آشنا شده ام، یکی از آنها خودم، کسی که پدرم هرگز او را نشناخت.
آویزان از نخ
چارلز بوکوفسکی