مریم و سعید و سروش و سینا زیر یک سقف

وإن یکاد الذین کفروا لیزلقونک بأبصارهم لما سمعوا الذکر ویقولون إنه لمجنون وما هو إلا ذکر للعالمین

مریم و سعید و سروش و سینا زیر یک سقف

وإن یکاد الذین کفروا لیزلقونک بأبصارهم لما سمعوا الذکر ویقولون إنه لمجنون وما هو إلا ذکر للعالمین





منی که نام شراب از کتاب می شستم

                                 زمانه کاتب دکان می فروشم کرد......


طالب آملی 

یه جایی از زندگی 

به خودت میای می بینی 

اونقدر در نقشت

مادر

همسر

دختر

خواهر

عمه

خاله 

همسایه 

و

و

و



فرو رفتی  که دیگه 

اثری از خودت نیست

می گردی. و می گردی 

اما نیستی


اون زمان 

تو مردی

فقط بی حس بودی

نفهمیدی!


چه مرگ غریبانه ای دختر.........










گوش فلک!

از قوی بودن 

دست بکش


شکننده باش

چنان که صدایش 

گوش فلک را کر کند

به جای

صدای شکستن استخوان هایت!


همین.

بی خیال

از شیراز برگشتیم

بخوابم به شدت

فقط همین....



خبر کوتاه بود و جانکاه 


غلام حسین رفت ..



من خسته ام از قوی بودن

تظاهر

به فکر دیگران بودن


می خوام توی جمع گریه کنم

جلوی بچه هام گریه کنم 


مگر من چند نفرم؟ 



ببین

ما نه رباطیم که روی برنامه شادی

 تنظیم شده باشیم

نه اینجا ویترین نمایش 

احساسات دروغ برای جذب مخاطب

مثل اکثر محیطهای فضای مجازی!


اینجا دفترچه خاطرات انسانه

و این موجود هر لحظه در حالی متنفاوته!


..........



کلافی تابیده

سرگم

بی معنا

ناامید

بی انگیزه 

و هر روز بیشتر و بیشتر 


و اینک منم 

زنی در آستانه ی........



!




حالم را می فروشم به پول سیاهی

اما تو نخر .....خریدنی نیست!




تاریخ قشنگ.


تاریخ به این قشنگی

یه پستمون نشه؟


همین!


05/05/05





پنج پنج پنج

پنج پنج پنج را هم‌دیدیم


در شرایط عدم‌ثبات

و احتمال جنگ...

جنگ ، جدال

این روزها جنوب درگیر جنگ است و ....