| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
| 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
| 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
| 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
| 28 | 29 | 30 | 31 |
یه جایی از زندگی
به خودت میای می بینی
اونقدر در نقشت
مادر
همسر
دختر
خواهر
عمه
خاله
همسایه
و
و
و
فرو رفتی که دیگه
اثری از خودت نیست
می گردی. و می گردی
اما نیستی
اون زمان
تو مردی
فقط بی حس بودی
نفهمیدی!
چه مرگ غریبانه ای دختر.........
از قوی بودن
دست بکش
شکننده باش
چنان که صدایش
گوش فلک را کر کند
به جای
صدای شکستن استخوان هایت!
همین.
خبر کوتاه بود و جانکاه
غلام حسین رفت ..
من خسته ام از قوی بودن
تظاهر
به فکر دیگران بودن
می خوام توی جمع گریه کنم
جلوی بچه هام گریه کنم
مگر من چند نفرم؟ 

ببین
ما نه رباطیم که روی برنامه شادی
تنظیم شده باشیم
نه اینجا ویترین نمایش
احساسات دروغ برای جذب مخاطب
مثل اکثر محیطهای فضای مجازی!
اینجا دفترچه خاطرات انسانه
و این موجود هر لحظه در حالی متنفاوته!
..........
کلافی تابیده
سرگم
بی معنا
ناامید
بی انگیزه
و هر روز بیشتر و بیشتر
و اینک منم
زنی در آستانه ی........
!
حالم را می فروشم به پول سیاهی
اما تو نخر .....خریدنی نیست!
این روزها جنوب درگیر جنگ است و ....