مریم و سعید و سروش و سینا زیر یک سقف

وإن یکاد الذین کفروا لیزلقونک بأبصارهم لما سمعوا الذکر ویقولون إنه لمجنون وما هو إلا ذکر للعالمین

مریم و سعید و سروش و سینا زیر یک سقف

وإن یکاد الذین کفروا لیزلقونک بأبصارهم لما سمعوا الذکر ویقولون إنه لمجنون وما هو إلا ذکر للعالمین

بیچاره ما!

وقتی پسر 8 ساله ی من میگه

مامان دوست دارم بمیرم! چون هیچ اتفاق خاص و خوبی توی زندگی نمیوفته، (دوراز جونش باشه

تاریخ خاص

امروز تاریخ خاصی هست

99/9/9


حالمان خوب است، 

اما تو باور نکن



کرونا و قرنطینه



دلم....

دلم گرفته ای دوست.... 

هوای گریه با من..... 


#افسردگی

#قرنطینه

#من یک زنم. 

آذر

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

قرنطینه....

از فردا باز هم به مدت دوهفته قرنطینه آغاز میشه

البته به حال این روزهای ما فرق زیادی نداره

سعید اداری هست و کماکان سر کار 

ما هم که کلی وقته خونه ایم فقط!!! 

و خرید هم که نمیرفتیم که حالا ناراحت تعطیلی بازار باشیم

الان سروش کنارم داره میگه مامان دلم گرفته افسرده شدم!

و من نگاهی بهش میندازم و ته دلم میگم خوب منم! 


انشاالله که ختم به خیر بشه همه چیز!، 


بماند به یادگار از:

# کرونا، قرنطینه، روزهای سخت

نقطه....

این روزها انگار شده

نقطه سر خط! 

و دوباره تکرار همین.... 


اما 

خدایم سپاس.




صفحه ی 41

دفتر زندگیم  یک برگ دیگر هم خورد و وارد صفحه ی چهل و یکم شد. 

تنها کسانی یادشان بود که کمتر از همه برایشان وقت گذاشتم،

بله خانواده ام....خیلی به آنها بدهکارم

جشن مجازی جالبی داشتیم، انگار این کارها ارثیست

.... 

میگذرد....

چون

 می گذرد

غمی

نیست..... 


میگذرد....

چون

 می گذرد

غمی

نیست..... 


شاید....

شاید زمان 

برایم 

محدود تر تز تصورم باشد

یا رب.....