| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
آدم مریضی به نظر نمی رسید
خیلی جوون بود و شوهرش بنا به ادعاش تصادف کرده بود و اصلا قیافه اش نانجیب و غیرموجه به نظر نمی رسید!
نمی دونم اومده بود منو بتیغه
یا کسی می خواست منو امتحان کنه
یا یه آدم درمونده به من پناه آورده بود
یا ......
هر چی بود برا اولین بار یه نفر به من پیشنهاد داد صیغه ی من بشه !!!
( می دونم مریم بعد از خوندن این مطلب سعی خواهد اثبات کنه که این زن قطعا ایدز داشته و یک نفر اجیرش کرده من رو بتیغه و .............)
هنوز تنم داره می لرزه!!! من دوست ندارم وارد این بازیها بشم !
چند روز قبل یه نفر از همکارای بازار از اوضای کار خیرش در قالب صیغه می گفت و من هم یه مقدار به این هوسبازی شرعی فکر کرده بودم !!! و اصلا هم ذهنیت خوبی ندارم . معتقدم اگر کمکی به کسی میشه باید مالی باشه و صیغه هم مال کساییه که امکان ازدواج دائم ندارن . به هر حال شاید به چشم 90% آدمها من خیلی تو این مورد احمقم ولی خوشبختانه من فقط از یه شلوار زده دار مغازه گذشتم و خودم رو وارد اسارت این حلال شرعی نکردم!
این یه خاطره متفاوت بود! و من خوشحالم که این قدرت رو خدا به من داد که آلوده نشدم !




4-غلات کامل


6 -سبزیجات تازه
سبزیجات تازه مثل هویج، فلفل دلمه ای و یا کاهو به دلیل دارا بودن ترکیبی از موادی همچون ویتامین های آ و ث و بتا کارتون علاوه بر تقویت سیستم ایمنی بدن و همچنین بینایی اشخاص در مردان از بروز سرطان پروستات نیز جلوگیری می کند.همه بغضشون گرفته..چرا بارون نمیاد
لیلی مرد از غمه دوری چرا مجنون نمیاد
نیتت رو واسه فاله قهوه کردم..
ولی حیف عکس چشمای قشنگت توی فنجون نمیاد....
شب آرامی بود
می روم در ایوان، تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟
مادرم سینی چایی در دست
گل لبخندی چید ، هدیه اش داد به من
خواهرم تکه نانی آورد ، آمد آنجا
لب پاشویه نشست
پدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند ، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین
:با خودم می گفتم
زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست
زندگی ، آبتنی کردن در این رود است
وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم
دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟
!!!هیچ
زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
به جا می ماند
زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
زندگی، فهم نفهمیدن هاست
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست
زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر، که به ماهی ها داد
زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست ، میان دو سکوت
زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما ، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم.
زنده یاد سهراب سپهری
