مریم و سعید و سروش و سینا زیر یک سقف

وإن یکاد الذین کفروا لیزلقونک بأبصارهم لما سمعوا الذکر ویقولون إنه لمجنون وما هو إلا ذکر للعالمین

مریم و سعید و سروش و سینا زیر یک سقف

وإن یکاد الذین کفروا لیزلقونک بأبصارهم لما سمعوا الذکر ویقولون إنه لمجنون وما هو إلا ذکر للعالمین

به بهانه ی روز پدر...

بابا

هر فرزندی فکر میکنه بابای خودش بهترینه

اما بی تردید تو بهترینی

بابا الهی من قربون ه همه ی خوبیهات برم

همه ی وجود پاکت

بابا امروز که بزرگتر شدم خوب می فهمم که وجودت مثل یک گل

از همه ی بدیها پاک  بوده و هست ....

  چه الگوی خوبی بودی  هستی بابا...


 

ممنونم که این همه خوب به زن و بچه هات خدمت کردی 

ممنونم که زن ه ناتوان  بیمارتو هنوز مثل روزهای جوونی دوست داری

ممنونم که الگوی خوبی برای بچه هات بودی

ممنونم که پاک  بودی و پاک بودن رو بهمون یاد دادی

ممنونم که شوهر خوب بودن رو به پسرهات آموختی

پاک بودن رو

و

مرد بودن رو

ممنونم


ممنونم که سایه ات بالای سرمان بود

ممنونم که هستی

و

 ان شا الله خواهی بود....


دوستت دارم اسوه ی

خوبی و مردانگی..


سایه ات همواره مستدام باد...


 و روزت مبارک...


دخترت :مریم...



مبارک ...


                     ساده

                             صمیمی

                                        بی حاشیه

                   

                    روزت مبارک....


                                                  13 رجب 1391

جوک !

سروش مدتیه برا همه  جوک تعریف می کنه !! این خصلت شوخ بودن رو فکر می کنم  که از دائیهاش به ارث برده ، خیلی دوست دارم و مفید می دونم . به همین خاطر چند تا جوک رو هم اینجا واسش پابلیش می کنم . 

راستی یه طنز تلخ روجایی خوندم : زندگی با " مای بیبی " شروع می شه و به " ایزی لایف " ختم می شه ! قدر لحظه هایی که با شورت هستیم رو بدونیم !!! 

سوسکه می خواست خودکشی کنه! میره کنار دمپایی می خوابه!
غضنفر می‌میره می‌ره اون دنیا، ازش می‌پرسن چی شد مُردی؟ میگه داشتم شیر می‌خوردم ! میگن: شیرش فاسد بود؟ میگه نه بابا، گاوه یهو نشست! 

 یارو داشته دنبال جای پارک می گشته اما پیدا نمی کرد! در همون حال گشتن به خدا میگه: خدایا اگه یه جای پارک برام پیدا کنیا من نماز می خونم، روزه می گیرم که یه دفعه یه جای پارک می بینه و به خدا می گه! خدا جون نمی خوادخودم پیدا کردم!  

کچله میرسه آراییشگاه! تا از در میره تو همه میزنن زیر خنده… کچله هم میگه: چیه؟ اومدم آب بخورم!
کچله میرسه سلمونی، تا از در میره تو همه میزنن زیر خنده… کچله هم میگه: چیه؟ اومدم آب بخورم!
به سعید میگن: با «توکیو» جمله بساز، میگه: من مریمو دوست دارم توکیو؟! 

اصفهانیه داشت خیار پوست میکند هی می گفت یاحضرت عباس توش موز  

باشه !

 مریضی میره پیش دکتر..دکتر: خوب بگو ببینم عزیزم . چته؟مریض : شما دکتری !! از من می پرسی؟! 

غضنفر زنگ میزنه 118، میگه: ببخشید شماره تلفن غضنفر رو دارین؟! یارو میگه: نه. غضنفر میگه: پس من میخونم یادداشت کنین!   

این هم تصویری از شیرازیها و شاهچراغ!!


مهاجرت !

یکی از دوستام به من پیشنهاد شراکت و کار در سوئد داده و دیگری پیشنهاد زندگی و تاسیس شرکت در جمهوری چک! من نمی دونم باید قید موقعیت اداری و مالیمو بزنم تا فرزندم در جامعهی مترقی تری رشد کنند یا به همین روال پر استرس ادامه بدم !!! این هم یه وبلاگ در رابطه با خانواده ای که در انگلیس زندگی می کنم که سر فرصت مطالبشونو می خونم ! 

http://weineurope.blogsky.com

لمس دنیای زیر آب...

 

 

 

بعضی از تجربه ها  

زیبا 

آرام 

و 

به یادماندنی اند.... 

شراب

 افکار نیوز: اثر شراب در دستگاه تنفس از مهم‌ترین عوارض الکل در دستگاه تنفس، بیماری صعب العلاج سل و تنگی نفس است. زیرا الکل همراه خون وارد ریتین شده، مخاط ریه را تحریک کرده آن را متورم می‌کند. 

اثر شراب در گردش خون: الکل چون در کارگاه تن قابل مصرف نیست به محض ورود به معده بدون تصرف در آن وارد خون گردیده، گلبولهای سفید خون را که به منزله سربازان مدافع بدن در مقابل دشمن می‌باشند، از بین می‌برد و هموگلبین خون را که محتوی آهن می‌باشد نابود و بدن را دچار کم خونی عجیبی می‌نماید.


با اجازه ی حاج آقا:

مریم نوشت::

حالا شما قضاوت کنید : شب شراب بیرزد به بامداد خمار؟؟؟

تا ...

تا کجا باید رفت؟؟؟ 

اخر این راه کجاست؟؟؟ 

 

پشت کوهی بی ابر؟؟ 

ته مردابی کور؟؟ 

 

یا که بر بام بلندای ظفر؟؟ 

تا کجا باید رفت؟؟؟ 

یا حق!



سیستم صوتیم به هم ریخته ان شا الله که موزیک وبلاگ قشنگ باشه...

نکته!

مراقب افکارت باش که آنها به گفتار تبدیل می شوند 
 مراقب گفتارت باش که آنها به کردار تبدیل می شوند 
 مراقب کردارت باش که آنها به عادت تبدیل می شوند
 مراقب عادتت باش که آنها به شخصیت تبدیل می شوند 
 و
 مراقب شخصیتت باش که آنها به سرنوشت تبدیل می شوند... 
 
 
یادت بشه مریم بانو که هر صبح شروع تازه ی باقی زندگیته!! 
 
بعدا نوشت ::  خدایا به من فرصت پرورش ه خوب این گلی که بهم هدیه کردی رو بده !! 
 

زریگرافی

مریم خانوم توسط خواهرشون از راه دور و از طریق وبکم مورد زریگرافی قرار گرفته اند و با توجه به اینکه ایشون زشت نشده اند قطعا بچه شون پسر تشخیص داده شده!! خب  این تشخیص رو هم به تشخیصهای متناقض قبلی اضافه کنید!!!

ای کوچولوی حسود!

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.