| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
| 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
| 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
| 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
| 28 | 29 | 30 | 31 |
سلام
سلامی بهاری و گرم به همه ی شما خوبان
خوبید ؟؟
تعطیلات چطوره ؟؟
صدای ما رو از رادیو جوان می شنوید..
نه ببخشید
اشتباه شد...
خوبید
امیدوارم که امسال پر از برکت و خیر و به خصوص آرامش و تفاهم برا همه بخصوص خانومهای گل متاهل باشه
ان شا الله امسال با همه ی قدرتی که من باهاش احساس میکنم بتونه بهم کمک کنه بتونم به اهداف سازنده ام برسم
چون من همیشه اول هر دهه خیلی حس خوب و قدرتمندی نسبت به اون سال دارم
ان شا الله که همین طور باشه ...
نمی دونید چقدرررررررررررررررررررر !!! کار و برنامه توی ذهنم ه و چقدرررررررررررررررر!! بیشتر می ترسم عملی نشه !!
اعتماد به نفسم خودم رو مرده به خدا.....
امیدوارم بتونم به همشون برسم من و همه ی اونهایی که هدفی دارند...
در سالی که گذشت دلم از خیلی مسائل به درد اومد
خیلی ها دلم رو شکستند اما از اونجایی که کینه توی دلم جایی نداره همه رو همون موقع بخشیدم اما خب گاهی قلقلکم میده...
اهدافی بودند که عملی نشدند ...
و اهدافی هم الهی شکر با یاری خدا و همسر از گل بهترم جامه ی عمل پوشانده شد...
به خودم ثابت کردم می تونم به نفع زندگیم از امکانات موجود استفاده ی بهینه داشته باشم که خوب بود...
بعضی کارها انجام شد..
که خوب الهی شکر جهش خوبی بود....
برادر زادم یه نی نی خوشکل به دنیا آورد ..نازنین جون تبریک ....
خواهر زاده هام رسما نامزد شدند ..هدی جون از راه دور می بوسمت ..تبریک..
برادر شوهرم نامزد شد ..تبریک ...
پسر گلم یک سال بزرگ تر شد الهی شکر ....و فهمیده تر ..می بوسمت عزیزم ..
و در پایان به قول نسرین عزیزم که همیشه همیشه از صمیم قلبم براش آرزوی موفقیت دارم و خودشم خوب می دونه امیدوارم امسال یه سکوی پرتاب به سوبی موفقیت های بزرگ زندگی باشه ..
نسرین .عزیزم امیدوارم روزی جایی بینمت و با کسی ببینمت که لیاقت این همه فهم ؛ درک ؛ شعور؛خوبی ؛قلب مهربون : زبان پاک ؛ فکر مثبت : و بالاتر از همه قدرت انتقال مثبت اندیشی تو رو داشته باشه عزیز دلم ..می بوسمت و سالی پر از موفقیت برات آرزو دارم .....عزیزم.
سالی پر از مهر و شادی و آرامش برای آنی عزیزم همراه هر پست این وبلاگ و عماد جون و خانواده ی مهربونش آرزو دارم ...
دوست دارم امسال بتونم درکم رو بالاتر ببرم تا از همین مسائل جزئی و کوچک هم دیگه دلگیر نشم
دوست دارم بتونم آدمهایی رو که دیدم و شنیدم که خائن و دورو بودند و دودره می زدند و خودشون رو دوست جلوه دادند جهت اهداف کثیفشون ؛ ببخشم و دیگه عملانبینمشون نه با دید بصری و نه نظری......
آرزو دارم که بتونم چشمهامو بشورم طوری که خوب!! ببینم خوبیهای دنیا رو ....
و در پایان سالی پر از سلامت و موفقیت رو آرزو دارم برای همه و خانواده ی کوچک خودم ....
یا حق!!
پ.ن : این پست روز ۲ فروردین نوشته شد اما به دلایلی فزصت پابلیش اون رو نداشتم....
سلام . امسال به جای پول از خدا آرامش خواستم ! ایشالله خدا هممونو به ساحل آرامش هدایت کنه !الهی آمین!
یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند
یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند
یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم
که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم
چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد
.
.
.
عمری با حسرت و اندوه زیستن نه برای خود فایده ای دارد و نه برای دیگران باید
اوج گرفت تا بتوانیم آن چه را که آموخته ایم با دیگران نیز قسمت کنیم . . .
.
.
.
لحظات از آن توست؛ آبی، سبز، سرخ، سیاه، سفید
رنگهایی را که بایسته است بر آنها بزن
روزهایت رنگارنگ
سال ۱۳۹۰ مبارک . . .
.
نوروز پیام آور مهر است که مرا وامی دارد تنها به خاطر تو !!! دوست داشتن را یاد بگیرم . . .
.
آیا تا حالا با خودت فکر کردی
کی هستی
؟؟
چی می خوای؟؟
اینی که میگن خونه ی تو
آیا واقعا متعلق به تو ه؟
ماشین تو...
خونه ی تو...
با غ تو
ملک تو
و حتی بچه ی تو؟؟؟
از وقتی به دنیا میای وارد این شهر بازی بزرگ می شی و با زیچه ی اون
آرزوهات
با خودت بزرگ میشن
درس می خونی
دانشگاه میری
شو هر میکنی ( / زن میگیری )
بجه دار میشی
..
.
واای چه تکرار مکرراتی...یا خدا
آخه این شهر بازی بزرگ جقدر جذابیت داره که همه بازیچه اش شدن؟؟؟
آخرش باید بری
آمدی که بری
پس
نمی دونم
از کجا آمده ام
آمدنم بهر چه بود
به کجا میروم
آخر.....
نمی دونم
نمی گم آمدم افسرده و دلتنگیم نه
اتقافا شاید من از خوشبختهای عالمم الهی شکر جونکه سالمم
بجه ی سالم و خوبی مثل سروش دارم
الهی شکر
و شوهر گلی مثل سعید
اما خب به اصل دنیا بد بینم متاسفانه
نمی دونم چرا ما این همه با زیچه ی دنیا شدیم
عجیب داره بازیمون میده
همش سرگرمیم یکی از دنیا میره
سریع به خودمون میگیم خدا رحمتش کنه
انگار از ما خیلی دوره
نه همین بغل ه
اصلا
حتی خود تولد آغاز راه مرگ ه
آدم خیلی حقیره
بازیچه ی تقدیره
پل بین دو مرگه
مرگی که ناگزیره
حتی خود تولد آغاز راه مرگه
حدیث عمر آدم حدیث باد و برگه
وااای بد جوری بازیچه ایم ما......
نه اینکه نا امید یا افسرده باشما
نه اصلا
اما خب خیلی به پوچی دنیا فکر میکنم و اصلا به این که چرا امدیم و
چی می خواییم؟؟؟
کاش یه کم به این مسائل بیشتر فکر کنیم
بابا ابن همه بدو بدو تا کی؟؟
برای چی؟؟
یا خدا
آدم دیوونه میشه از فکر به کائناتت
بعد هم تازه بعد از همه ی جون کندنها
و به دست آوردن همه ی خواسته هات
می بینی به جایی رسیدی که دیگه نه چیزی برات ارزش داره
و اونقدر داری که هیچی راضیت نمیکنه
آخه چرا؟؟؟
چرا آدمها اینقدر بازیچه ی این شهر بازی شدیم؟؟
این جوری فکر کنیم ما که چند صباحی اینجا توی این کره ی خاکی
اسیریم
پس چرا با هم نوع هامون بد باشیم
و از همه مهمتر جرا پشت سرشون حرف بزنیم
اونا هم یه سری بازیچه ی بد بخت مثل ما....
کاش یه کم به خودمون بیایم
روی سخنم اول از همه با مریمه
من و مریم باز با هم خلوت کردیم
و چه شیرین بود این خلوت ما....
و در آخر باید بگم که
من الهی شکر خوشبختم و از زندگیم به عنوان یه انسان راضیم
و روی سخنم کلی هست....
زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد....
هممون فقط در حال کوچیم و مهاجرت
دل نبند.!
یا حق!!!
شب از نیمه گذشته
بسیار خسته ام
و خواب از چشمانم گریزان
من اهل این همه فکر نبودم!!!!!
خدایا یاریم کن....
یا حق!!!