| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
| 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
| 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
| 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
| 28 | 29 | 30 | 31 |
اپیزود اول :
مامان ؟
جانم
من قبل از این که به دنیا بیام کجا بودم ؟
پیش خدا
کجا ؟؟
خب توی بهشت توی گلهای بهشت
من پسر خوبیم ؟؟
خیلی مامان
اگر بد بودم کجا بودم
بچه ی بد وجود نداره
نه آدمهای بد ؟؟
توی جهنم
توی چی هستند ؟؟
می خندم
حتما قوطی کبریت ...
اپیزود دوم :
سروش میره داخل دستشویی خودشو خیس میکنه
من : چرا این کارو کردی؟؟( با عصبانیت )
گریه می کنه
اصلا حتما من توی قوطی کبریت بودم مامان ...
توی دلم قربون زبونش می رم
اما به روی خودم نمی آورم
دوستت دارم
خدا حفظت کنه مادر.....
(دکتر علی شریعتی)
سلام روی خیال پردازیهای سروش داشت یه فتنه پا می گرفت که با صبوری به خصوص من و بعد مریم همه چیز حل شد! قربونش برم آقا سروش دیشب فاتحانه به پیرمرد میوه فروش می گفت بابای من هرگز تنبیهم نمی کنه !
بی بی وقتی میبینم این همه رنجور و نحیف شدی دلم هری میریزه
وقتی دستهای پینه بسته تو می بوسم و می بینم اینقدر بی جون شدی دلم پره درد میشه
وقتی از درد شکایت می کنی بغض می کنم اما قورتش می دم
چون از این حس که کسی فکر کنه تظاهر میکنم متنفرم
وقتی می بینم برا راه رفتن مشکل داری دلم میشکنه
وقتی می گی مزاحمتونم دلم می خواد داد بزنم برکتی بی بی
برکت خونه
سای ه سری به خدا.....
وقتی هستی یه آرامشی می گیرم که خودم هم برام عجیبه
با بودنت انگار برکت هست
وقتی از اون همه رنج برام گفتی و از اون همه زحمتی که جوونیت کشیدی
بهت بیشتر ایمان آوردم
وقتی شنیدم همه ی بچه هاتو تک و تنها یکه و مردونه بزرگ کردی
به خدا بی بی بهت افتخار کردم
دوستت دارم
فارغ از همه چیز و همه کس
سروش این حس قلبی ه من بهش منتقل شده و آروم ه توی بغلت
کنارت به خواب می ره یه خواب ه آروم و عمیق
و این یعنی آرامش
دستها تو می بوسه و این یعنی عشق
من هیچ وقت مامان بزرک نداشتم روز اولی که دیدمت با تمام وجودم لمست کردم و امروز هم هنوز
جدا از همه کس و همه چیز عاشقانه دوستت دارم
الهی سایه ات روی سرمون کم نشه
از فکر خدایی نکرده نبودنت
بغضم می ترکه
دوستت دارم.....
شنیدم
بغض کردم
ازت متنفر شدم
به خدا واگذارت کردم
و
گذشتم .......
پ.ن: راحت باش من از قماش شماها نیستم ........
پ.ن۲:برای مادرت . خودت و نسل بعد از تو عمیقا متاسفم.
سلام . نزدیک به هشت سال از میلاد کودک آشنایی و دلدادگی ما گذشته و حالا زندگیمون وارد کلاس دوم محک خوردن شده! خدا کنه توی امتحاناتش قبول شیم اونم با نمره ی خوب!