| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
| 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
| 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
| 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
| 28 | 29 | 30 | 31 |
لحظه ها با سر عت در گذرند
انگار مریم جا مانده است ........
پ.ن : دوست دارم مثل لذت یک فنجان چای تازه دم لحظه را سر بکشم.....
خدایا هیچ بچه ای رو از پدر و مادرش نگیر
آمین ..
می بینید که سعید دوری سروش خیلی براش گرون تموم شده....
امشب برا اولین بار سروش کنار من و مریم نیست.( خدا حفظش کنه) صداهایی که خودش ضبط کرده شعرایی که می گه ترانه هایی که می خونه رو پخش می کنیم و من که یه ریز دارم تو خودم گریه می کنم . الان هم مریم خانوم رفته بیمارستان جواب آزمایششو بگیره. خیلی دلم برا سروش تنگه !خیلیییییییییییییییییی! راستی امروز تولد شناسنامه ای من هم هست ! اما اینقدر تخت تاثیر وقایع اخیریم که هیچ چی برامون جز سلامتی و کنار سروش بودن برامون مهم نیست !
امشب برا اولین بار سروش کنار من و مریم نیست. صداهایی که خودش ضبط کرده شعرایی که می گه ترانه هایی که می خونه رو پخش می کنیم و من که یه ریز دارم تو خودم گریه می کنم . الان هم مریم خانوم رفته بیمارستان جواب آزمایششو بگیره. خیلی دلک برا سروش تنگه !خیلیییییییییییییییییی
سلام . با اجازه پایتخت نشینهای عزیز اولا از تهرون و شلوغیش و بی درو پیکریش و عظمتش و همه چیش متنفرم !! بعد هم این که من و مریم یه کم مریضیم و سروش رو بردیم پیش یکی از بستگان تا واگیر نکنه.راستی هر چی سنم بالاتر می ره به قضیه چشم زخم ایمان بیشتری پیدا می کنم....
