مریم و سعید و سروش و سینا زیر یک سقف

وإن یکاد الذین کفروا لیزلقونک بأبصارهم لما سمعوا الذکر ویقولون إنه لمجنون وما هو إلا ذکر للعالمین

مریم و سعید و سروش و سینا زیر یک سقف

وإن یکاد الذین کفروا لیزلقونک بأبصارهم لما سمعوا الذکر ویقولون إنه لمجنون وما هو إلا ذکر للعالمین

زندگی آنقدر پوچ است که............

... 

............. 

 

می توان ساعتها خیره ماند  

در نقش یک فنجان 

در دود یک سیگار ...........

 

می توان به پاسخی 

ساده دل خوش کرد ...............

 

پنج یا شش حرف 

 

آری پنج یا شش حرف............. 

 

.............. 

.............................. 

 

یا حق!!!

شهر ما......

 

شهر ما دهکده ی کوچک تنهایی ماست ...... 

 

و چه پوچ است زندگی آدمیانی که هر روز دلخوش اند به دکه ای کوچک که آن را آب و جارو نمایند تا مردانی با گردنهای باریک و صورتهای استخوانی و زنانی با چشمهای بی فروغ و دستان پینه بسته به معاوضه ی سکه های براق و اسکناسهای گوشه پریده با چند تکه پارچه ای دلخوش باشند. 

 

کاش میشد پر کشید تنها و بی دغدغه بی انکه دلوپس فردایی .. کس یا کسانی بود.. 

 

یا حق!!!!!  

از هر دری سخنی .....

سلام به همه ی دوستان گلم  

خوبید؟؟ 

 

اول اینکه این سر پاییزی دلم کلی گرفته  

انگار نه انگار که فصل من ه! 

 

خدا تو این فصل دوتا گل قشنگ به من کادو داده  

یکی همسر خوبم و یکی پسر گلم ... 

خدا هر دوتونو  برام حفظ کنه 

 

دوم اینکه دارم کم کم به مغازه عادت میکنم و اونقدر ها هم سخت نیست.... 

 

سوم اینکه دلم می خواد یه کار یا کارهایی برای زندگیم انجام بدم  

اما چگونه چگونه؟؟؟؟ 

 

 

چهارم اینکه باید اعتراف کنم تنفر انگیز ترین صحنه ی زندگیم وقتی هست که  

میبینم کسی تقلید بی چون و چرا میکنه... 

 

به قول صادق هدایت: 

«تقلید چه عیبی دارد !!» 

 

آره اما نه توی همه ی موارد زندگی 

طرف نفس کشیدنشم می خواد تقلید کنه 

حرف زدن 

 راه رفتن 

واای حال آدمو به هم میزنه.. 

هر چند عزیزترین هم باشه برات اما وقتی تقلید بی چون و چرا ازش میبینی حالتو بد میکنه 

البته این امر برا تقلید شونده یه حس خوب به ارمغان میاره چون میبینه انونقدر هست که یه مدل بی چون و چرا شده !!!!! 

اما خوب در کل یه بار حس منفی داره 

یه خواهش دارم از هر کسی که این متن رو میخونه 

خواهش میکنم خودتون هم باشید...نه صد در صد دیگری... 

 

خب ببخشید امروز پر چونگی من رو  

دوستتون دارم .... 

یا حق!  

 

 

 

آشنایی

اول آشناییمون حرفا چه شاعرانه بود

نگاه تو تو چشم من چه پاک و صادقانه بود

اول آشناییمون عزیز و دردونه بودم

به چشم مست و عاشقت

گوهر یکدونه بودم

حالا چی هستم واسه تو

حالا کی هستم واسه تو

یه جام خالی از شراب

شکستنی مثل حباب

اول آشناییمون برای تو راز بودم

شعر بودم شور بودم الهه ناز بودم

اول آشناییمون واسم یه پروانه بودی

من همه سادگی و تو عاشق و دیوونه بودی

حالا چی هستم واسه تو

حالا کی هستم واسه تو

یه جام خالی از شراب

شکستنی مثل حباب

اول آشناییمون برای تو راز بودم

شعر بودم شور بودم الهه ناز بودم

اول آشناییمون واسم یه پروانه بودی

من همه سادگی و تو عاشق و دیوونه بودی

حالا چی هستم واسه تو

حالا کی هستم واسه تو

یه جام خالی از شراب

شکستنی مثل حباب

اول آشناییمون حرفا چه شاعرانه بود

نگاه تو تو چشم من چه پاک و صادقانه بود

اول آشناییمون عزیز و دردونه بودم

به چشم مست و عاشقت

گوهر یکدونه بودم

حالا چی هستم واسه تو

حالا کی هستم واسه تو

یه جام خالی از شراب

شکستنی مثل حباب

یه جام خالی از شراب

شکستنی مثل حباب

یه جام خالی از شراب

شکستنی مثل حباب

من چه.........

 

من چه تلخم امروز.................. 

 

تلخی بماند 

تا 

شاید وقتی دیگر........... 

 

یا حق!!!

یک روز فروشندگی....

 

سلام 

 

امروز شوهر جانم کمرش گرفته و خونه استراحت میکنه 

ان شا الله که زود خوب بشه و بیاد مغازه گل من 

امروز مریم بانو غیورانه مرد خونه است و آمده مغازه و از صبح داره می جنگه 

خودم تنها با یه شاگرد 

پس  

بزن کف قشنگرو.... 

 

سخته اما داره می گذره  

راستی امروز سالگرد ازدواج عزیزی بود که تماس گرفتم اول صبح تبریک گفتم ... 

 

ما مشغولیم تا بعد..... 

 

 

پ.ن :  

امروز خیلی موفقیت آمیز بود یعنی خیلی بهتر از وقتی شوهرم بود فروش داشتیم 

این یعنی اینکه هنوز هم مریم بانو اگر بخواهد در کاری مایه بگذارد موفق است 

تکبیر 

اما من از فروشندگی بدم میاد 

 

دیگه هم فکر نمیکنم بیام بازار 

 

خب دوستتون داریم  

موفق باشید و پیروز 

یا حق!!!

عجیب روزگار سختیه !

سلام بچه ها!‌چی بگم !‌یه فروشنده خبره داشتم که سر برج ۶ دستمونو گذاشت تو حنا و ول کرد رقت. همه چیز به هم ریخته . بعد از مدتها کمردرد گرفتم . نه وضعیت فروش جالبه نه جنسمون جوره این دو تا فروشنده ای هم که داریم قربون بوق!!!!!!!!!! اوضاع مشتری هم الهی شکر به هم ریخته ! در ضمن یه عده ای هم که مقطعی کمکم می کردند حالا که اوضاعم بیشتر به هم ریخته کمتر به فریادم می رسند اما خب ما که طلبکار میستیم ! بی خیال !‌ خدایا کمکم کن !

تو مرا دوست بدار......

تو مرا دوست بدار 

 تا از این شهر پر آشوب پر از رنگ و فریب    

به سلامت بروم

تو مرا دوست بدار

تا از این تیره شب پر ابهام

به سحرگاه نورانی فردا برسم

من در این لحظه

در این شور غریب

و در این جاده ای که پر از پیچ و خم است

عشق را می جویم

تو مرا دوست بدار

تا بیابم آنرا  تا خودم گم نشوم

تا که جاری باشم

که شکوفا بشوم

و به مقصد برسم...Image

بازم شعر از خودم نیستااا 

 

 این شعر رو با اجازه گلش 

امیدوارم ناراحت نشه! 

از وبلاگ یکی از دوستای خوبم طنین جون برداشتم  

ازش خوشم آمد اینجا نوشتمش 

 

سعیدم :دوستت دارم. 

یا حق!

 پ.ن : 

راستی سعیدم مرسی به خاطر عکسهای گلشیفته