-
روزهای خوب !
شنبه 29 اسفندماه سال 1383 00:13
چون سر آمد دولت شبهای وصل بگذرد دوران هجران نیز هم... اول از همه دوستان خوبمون ممنونم به خصوص هیچکس عزیز! بعد هم خب الحمدلله همه چیز به خیر و خوشی ختم شده و زندگی باز روال خوب خودشو پیدا کرده . بعد هم بابا من و مریم خیلی بیشتر از این حرفها همدیگه رو دوست داریم! در ضمن پیشاپیش هم سال نو مبارک !
-
روزای روشن خداحافظ ....
جمعه 21 اسفندماه سال 1383 21:19
سلام . این روزا اصلا حال و هوای خوبی تو رابطه ی ما برقرار نیست . هیچ وقت این قدر احساس شکننده بودن نکردم ... بی خیال . ببینیم چی پیش می آد!!!
-
خدارحم کنه !
پنجشنبه 13 اسفندماه سال 1383 22:29
سلام . اولا امشب دلم شدیدا هوس زیارت امام رضا رو کرده بود. از طرف دیگه مریم خانوم شدیدا از طرف خانواده شون تحت فشاره برا انتخاب کاندیداهای اونا ! خدا خودش رحم کنه . بچه ها دعامون کنید!
-
جواب منفیه اما امیدوارم...
سهشنبه 4 اسفندماه سال 1383 00:31
سلام . فردا قراره مامان به خونواده مریم اینها زنگ بزنه ومن از الان می دونم که جواب منفیه ! من و مریم هم مثل شما دقیق نمی دونیم که چرا مخالفت می کنن اما می دونیم که می خوایم با هم زندگی کنیم! ترجیح دادیم مریم فعلا مخالفت علنی با تصمیم باباشو نشون نده تا بعد از ماه صفر ایشالله ما زنگ بزنیم باز ببینیم خدا چی میخاد ....
-
اولین معرفی مربوط به یک و نیم سال پیش !
شنبه 24 بهمنماه سال 1383 11:55
خب امروز که به قول مریم خانوم گل روز عشاق هست تصمیم گرفتم بعد از ۱.۵ سال متن معرفی سمت چپ وبلاگ رو تغییر بدم . معرفی قدیمی رو هم به عنوان یادگاری توی این پست نگه می دارم . راستی روز عشق به همه ی عشاق مبارک .... اگر با ما آشنایی ندارید بد نیست بدانید: سعید: خب من پسری هستم حدود 4-23 ساله دانشجو هستم . از نظر خودم یک...
-
ان شا الله که سلامت برگرده!!
پنجشنبه 22 بهمنماه سال 1383 17:16
سعید جون امروز رفته یکی از شهرستانهای اطراف هم اینکه آب و هوایی تازه کنه و هم اینکه دیداری با اقوام....زنگزدم به همراهش در دسترس نبود ان شا الله که سلامت باشه و سلامتم برگرده...دعا کنید..یا حق!!
-
هیچی معلوم نیست
چهارشنبه 21 بهمنماه سال 1383 08:29
سلام ظاهرا خونواده ی مریم می خواستن جواب منفی بدن !!!! ولی به خاطر اصرار مریم از ما یه مهلت ۱۰-۱۲ روزه خواستن . این که چرا جواب منفی رو نه من می دونم نه مریم ! نمی دونم والله ... هر چی خیره پیش می آد .
-
سلا به همه!!!
یکشنبه 11 بهمنماه سال 1383 00:10
الان با سعید صحبت میکردیم در مورد نظر خانواده ها ....خب طرفین هر دو مثبت بوده ..تا ببینیم صلاح خدا چی میگه ؟؟؟ولی من میترسم که بابابم شک کنه به آشنا یی من و سعید و همه چی خراب شه ...هر چی خیره پیش میاد..یا علی...
-
دعا کنید
شنبه 10 بهمنماه سال 1383 22:36
سلام . اول عید همه مبارک . بعد هم که الان دارم از خونه ی مریم اینها می آیم . خیلی خوب تحویل گرفتند خدا رو شکر. ولی من اصلا مریم رو ندیدم !یعنی روم نمی شد نیگاش کنم تو این حالت !کلی سوال پیچم کردند . باید ببینیم بعدا چی می شه قراره بیستم جواب بدن . انشالله که جوابشون به مصلحت ماست . ممنونم از همه ی مهربانانی که گوشه...
-
با سلامی دوباره !!!!
جمعه 9 بهمنماه سال 1383 17:45
ان شا الله فردا شب سعیذ با خانواده محترمشون تشریف میارن اینجا ...دعامون کنید ...من که فکر میکنم سعید جون خیلی خوش تیپ میشه (ما شا الله..)و از همین الان ذو قشو دارم ..فقط دعامون کنید ..یا علی ...
-
عجب ماهیه این ماه
پنجشنبه 1 بهمنماه سال 1383 22:12
سلام بچه ها باز هم یک ماه به عمر رابطه عاشقانه و پرتنش من و مریم اضافه شد . اما هیچ ماهی توی این مدت به اندازه این ماه سرنوشت ساز نبوده و من این که شروع این ماه با عید هست (عید قربان ) و شب خواستگاری هم یه عید مقدسه ( عید غدیر ) رو به فال نیک می گیرم . یا خدا ! بچه ها من و مریم خیلی بچه گونه همدیگه رو اذیت کمی کنیم و...
-
شب دهم
سهشنبه 29 دیماه سال 1383 21:17
سلام انشالله بر مبنای توافق ۲ خانواده شب دهم بهمن به خواستگاری مریم خانوم گل می رم . یه استرس خاص دارم که طبیعیه اما نمی دونم چرا دلم یه جورایی قرصه ! راستی مریم گلم هم بدجور سرما خورده و استخونای بدنش درد می کنه خیلی نگرانشم . بچه ها دعا کنید ۱- کار ما بشه ۲- مهمتر از اون بتونیم خوب کنار هم زندگی کنیم و قدر هم رو...
-
خوش آمدگویی به مریم خانوم
جمعه 25 دیماه سال 1383 00:31
بچه ها سلام . امشب مریم خانوم بعد از کلی وقت می خان آنلاین شن و من وظیفه خودم دونستم بهشون خیر مقدم بگم و همچنین بگم که خیلی دوسش دارم و خیالم راحته چون به برگ برنده ای که تو دستامونه اعتماد دارم ! خب راستی مامن دوباره زنگزد و قرار شد ۴ شنبه آینده بهمون جواب بدن راستی برا خوشبختیمون دعا کنید دوستان . فعلا ...
-
مطرح کردیم !
جمعه 11 دیماه سال 1383 10:09
سلام بچه ها. بالاخزه مامان من پریروز به مامان مریم زنگ زد و موضوع خواستگاری رو مطرح کرد . خدا به خیر بگذرونه ! برخورد مامانش خیلی خوب بود ولی مریم از باباش خیلی می ترسه ! دعامون کنید.
-
خلیج فارس persian gulf
سهشنبه 1 دیماه سال 1383 20:35
سلام اول میلاد امام رضا (ع) و حضرت عیسی بر همه مبارک و بعد: زیر پاهای یه گربه یه خلیج سرفرازه توی نقشه های دنیا اسم اون خلیج فارسه گربهه با چشم تیزش بین این آدم فروشا حواسش هست که یه دفعه اونو نفروشن به موشا هموطن خلیج زیبا مدرک ملیت ماست اگه اون خلیج فارسه از شکـوه و غیرت ماست نکنه که بی تفاوت یه دفعه غافل بشیم ما...
-
به امید شروع بهار ...
سهشنبه 1 دیماه سال 1383 01:58
سلام به همه ی دوستان خوبم . بچه ها امیدوارم در پی این طولانی ترین شب سال روزهای روشن خیلی خوبی در انتظار هممون باشه و با آرزوی اینکه این زمستون مقدمه ای باشه بر بهار زندگی همه و از جمله من و مریم خانوم که این روزا خیلی بداخلاق و عصبی شده! یلدا و همچنین تولد پیامبر عشق و دوستی عیسی بن مریم به همه شما مبارک.
-
منم غریبم !!!
پنجشنبه 26 آذرماه سال 1383 13:06
سلام !!!! منم مثل شما اینجا غریبم ...یعنی سعید خواسته و منم قبول کردم ...یعنی ما خوشبخت میشیم؟؟؟؟یا حق!!!
-
به زودی مطرح می کنم
سهشنبه 24 آذرماه سال 1383 03:18
سلام مدتی بود مریم خانوم آنلاین نمیشدن اما چون دارن تشریف می برنمسافرت و از بهترین راههای باخبر بودن از حال ایشون همین اینترنته از فردا باز هم بعد از مدتها مریم خانوم آنلاین میشن . پس از همینجا باید عرض کنم مریم خانوم خیلی مخلصیم خیلی هم دوستون دارم و در ضمن خدائیش هیچکس نبوده !( یه کم شخصی شد!) راستی انشالله با برگشت...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 5 آذرماه سال 1383 14:32
سلام . علیرغم همه سختگیریهای مریم خانوم باز هم به اینترنت وصل شدم . بچه ها مریم خیلی بهونه گیری می کنه و شاید من هم! نمی دونم به خدا! فقط می دونم دوسنش دارم و شاید اون هم من رو . مریم این روزا به من تقریبا ثابت کرده که می تونه یه طرفه همه چیزو تموم کنه .... اما بی خیال! من هنوزم دوسش دارم . اینم یه خرابکاری جدید از من...
-
مشکل بی شغلی!
سهشنبه 3 آذرماه سال 1383 16:14
روزهای بدی رو پشت سر گذاشتیم . خیلی خیلی بد . ولی خب دیرزو آشتی کردیم . امروزم توی این بارون شدید شیراز احتمالا با مریم میریم بیرون . بچه ها من میخوام موضوع رو مطرح کنم با خونواده مریم اما یه مشکل خیلی بزرگ دارم و اون نداشتن شغل مناسبه !! دارم از فکر دیوونه می شم . ای خدا ! آخه ذهنم قد نمی ده. به نظر شماه فقط با ۷-۸...
-
خدایا عاقبتومونو به خیر کن
سهشنبه 19 آبانماه سال 1383 02:29
امشب داشتم سریال کمکم کن رو نیگاه می کردم .اون دختره که پسر عموش ( کامران ) خیلی دوستش داشت به سروش می گفت من می دونم که کامران خیلی دوستم داره ولی ما جفتمون صفتهایی داریم که نمی ذاره با هم زندگی کنیم ( مغرور - کله شق و یه دنده - کم صبر و تحمل و ....) حالا شما به این صفتها عصبی بودن و بد دهن بودن رو هم اضافه کنید می...
-
پرنده مردنی است
چهارشنبه 6 آبانماه سال 1383 22:47
سلام دوستان . طاعات و عباداتتون قبول باشه حال شما خوبه ایشالله؟ امیدواریم ! اگه حال من و مریم خانوم گلم رو بخاین که شکر خدا هنوز زنده ایم و هنوز عاشق هم ، علی رغم همه مشکلات. گل مریمم به خاطر قولی که به من داده مدتیه آنلاین نمی شه و اینجوری هم چشمش و هم اعصابش راحت تره . راستی بابای مریم صدای منو از تلفن شنید !!!!! و...
-
طعم عشق
جمعه 17 مهرماه سال 1383 03:21
سلام دوستان خوب . انگار اینجا داره مث یه ماهنامه آپدیت میشه . اما فکر کنم حسن کار هم همینه . این که دوستان از زنده بودن ما مطلعند و می بینند که هنوز هم طعم عشق از زندگی ما پر نکشیده ( علی رغم همه مشکلات ) خودش بی لطف نباشه . به هر حال دوره آموزشی تمامشد و من هم با اجازه یه کار آزاد (خیلی کوچیک ) راه انداختم . به هر...
-
نفرین به این روزها ...
پنجشنبه 12 شهریورماه سال 1383 07:13
سلام . گفتم می آم خونه راحت تر می تونم با مریم حرف بزنم و درددل کنم ،اینجوری یه کم آرامش می گیرم ، اوضاع روحیم بهتر می شه و از برزخ گشنده فکریم راحنت می شم و و از این حرفا . اما خدائیش این روزا دارم فشاری رو تحمل می کنم که یک درصدش هم برا ذهن یه آدم کشنده ست. راستش گل مریم من الان هیچ اشتباهی نداره . اگه مشکلی هست...
-
شروع دوباره
دوشنبه 9 شهریورماه سال 1383 11:07
سلام به دوستان خوب و وفادار ما. با اجازه دوره آموزش نظامی من تمام شد و از این به بعد دوباره از نعمت با شما بودن بهره مند خواهیم شد. یا علی ...
-
مریم خانوم عزیزم تولدت مبارک ...
جمعه 16 مردادماه سال 1383 12:52
سلام بچه ها. اگه اینجا یه مطلب می ذارم اول به خاطر اینه که میخام تولد گل مریمم رو تبریک یگم و بعد هم نمیخام یه ماه بدون مطلب بمونه وبلاگمون. من و مریم توی وضعیت خیلی خیلی خیلییییییییییییییییی بغرنجی گیر کردیم. فقط مگه اینکه لطف خدا شامل حالمون بشه . دوستون داریم .... من الان میان دوره آِموزشی هستم و ایشالله یه ماه...
-
آخرین پست ما تا ...
جمعه 5 تیرماه سال 1383 11:47
سلام دوستان خوب ما . به خاطر مشکلاتی که پیش اومده مریم خانوم حالا حالاها آنلاین نخواهند شد ( به من تعهد داده اند ) و من هم که با اجازه از هفته آینده به قول دوستمون میرم آشخوری پس فعلا تا حدود یک و نیم ماه دیگه که من از میاندوره آموزشی می آم مارو فقط دعا کنید و بدونید که سخت به همدلیهاتون محتاج بودیم و هستیم . یا علی
-
اتفاقات عجیب و بدی افتاده
جمعه 29 خردادماه سال 1383 11:16
سلام دوستان . من سعیدم . مریم دیگه احتمالا آنلاین نمیشه . راستش یه اتفاقات فوق العاده بدی افتاد . ولی خب حالا که کوتاه اومدیم ! احتمالا تا دو ماه دیگه منم سراغ این اینترنت لعنتی نمی ام !! چون سربازم . البته شاید تو تیر ماه یه سری بیام واسه خداحافظی از دوستان . بابا شمارنده وبلاگ به هفت هزار رسیده و این یعنی کلی دوست و...
-
وحشتناکه!!
جمعه 8 خردادماه سال 1383 21:26
سلام ...سعید خیییییییییییییییلی شکاکه ..به همه چیز و همه کس شک داره!!!نمی دونم بر خلاف اینکه من هیچ کاری نکردم که باعث تشدید این ما جرا بشه!!!!!خدا رحم کنه ..یا حق!!
-
خب زنده ایم شکر!
سهشنبه 5 خردادماه سال 1383 22:03
سلام . راستش اگه الان دارم اینجا مطلب مبنویسم به سفارش گل مریممه !بابا هنوز زنده ایم و الحمدلله همه چی روبراهه . به هر حال زندگی تو هر مرحله ای فراز و نشیب داره و ما هم مثل همه باید صبور باشیم . خدا کریمه ! یا خدا ! این قافله عمر عجب میگذرد دریاب دمی که با طرب میگذرد ساقی غم فردای حریفان چه خوری پیش آر پیاله را که شب...