-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 4 شهریورماه سال 1405 00:14
تلاشهای بیهوده تا بوده همین بوده....
-
شروعی تازه
دوشنبه 2 شهریورماه سال 1405 05:13
برای سومین شب بیخوابم یه امید خدا امروز شروعی تازه خواهد بود...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 25 مردادماه سال 1405 22:43
منی که نام شراب از کتاب می شستم زمانه کاتب دکان می فروشم کرد...... طالب آملی
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 25 مردادماه سال 1405 12:19
یه جایی از زندگی به خودت میای می بینی اونقدر در نقشت مادر همسر دختر خواهر عمه خاله همسایه و و و فرو رفتی که دیگه اثری از خودت نیست می گردی. و می گردی اما نیستی اون زمان تو مردی فقط بی حس بودی نفهمیدی! چه مرگ غریبانه ای دختر.........
-
گوش فلک!
جمعه 23 مردادماه سال 1405 21:04
از قوی بودن دست بکش شکننده باش چنان که صدایش گوش فلک را کر کند به جای صدای شکستن استخوان هایت! همین.
-
بی خیال
جمعه 23 مردادماه سال 1405 04:34
از شیراز برگشتیم بخوابم به شدت فقط همین....
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 11 مردادماه سال 1405 23:55
خبر کوتاه بود و جانکاه غلام حسین رفت .. من خسته ام از قوی بودن تظاهر به فکر دیگران بودن می خوام توی جمع گریه کنم جلوی بچه هام گریه کنم مگر من چند نفرم؟
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 7 مردادماه سال 1405 10:17
ببین ما نه رباطیم که روی برنامه شادی تنظیم شده باشیم نه اینجا ویترین نمایش احساسات دروغ برای جذب مخاطب مثل اکثر محیطهای فضای مجازی! اینجا دفترچه خاطرات انسانه و این موجود هر لحظه در حالی متنفاوته! ..........
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 7 مردادماه سال 1405 01:00
کلافی تابیده سرگم بی معنا ناامید بی انگیزه و هر روز بیشتر و بیشتر و اینک منم زنی در آستانه ی........ ! حالم را می فروشم به پول سیاهی اما تو نخر .....خریدنی نیست!
-
تاریخ قشنگ.
دوشنبه 5 مردادماه سال 1405 23:25
تاریخ به این قشنگی یه پستمون نشه؟ همین! 05/05/05
-
پنج پنج پنج
دوشنبه 5 مردادماه سال 1405 00:13
پنج پنج پنج را همدیدیم در شرایط عدمثبات و احتمال جنگ...
-
جنگ ، جدال
پنجشنبه 1 مردادماه سال 1405 19:15
این روزها جنوب درگیر جنگ است و ....
-
قصه عادت....
چهارشنبه 31 تیرماه سال 1405 10:41
ساکنان ساحل صدای موج دریا را نمی شنوند.... یا زباله کرد بوی زباله اذیتش نمیکنه! پس بشکن قفس خود را گر طالب پروازی تاوان رهایی را باید که بپردازی.......
-
از جهان گذرا مارا بس.......
جمعه 26 تیرماه سال 1405 23:33
مادر بودن یعنی. ببینی قلبت بیرون وجودت دور از تو داره راه میره و تو آرزو کنی کاش دنیا همیشه باهاش مهربون باشه... ...
-
۲۴ سال
جمعه 26 تیرماه سال 1405 23:22
۲۴ سال گذشت؟
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 26 تیرماه سال 1405 12:16
حداقل زمانهایی که باقی مونده رو زندگی کن .
-
خدایم
چهارشنبه 24 تیرماه سال 1405 09:33
گر هزاران دام باشد در قدم چون تو با مایی نباشد هیچ غم ..... مولانا
-
چقدر سخت
یکشنبه 21 تیرماه سال 1405 17:19
روزهای سخت مالی خیلی خیلی سخت کشور درگیر شبه جنگ و من گرفتار... در سختی ها یاران واقعی خود را می شناسی...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 20 تیرماه سال 1405 09:34
عزیز من اگر تمام روز رو در بازار ماهی فروشان بگردی غروب بوی ماهی گرفتی حتی اگر هیییچ ماهی ای نخریده باشی و اگر تمام روز رو در بازار عطر فروشان بگردی غروب بوی عطر گرفتی حتی اگر هیچ عطری نخریده باشی! پس دقت کن کجا و با کی عمرت رو سر می کنی.....
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 18 تیرماه سال 1405 23:06
زمان می بره تا بفهمیم تو هر جور هم مهربون،همدل و پاک باشی باز مردم به اندازه زخمها ،کینه ها و زشتی های روح خودشون با تو هستند! و شاید هم مصلحت خویش..... آرزوی خوب کن و بگذر...
-
بوی هجرت....
جمعه 12 تیرماه سال 1405 19:54
سیزدهم شهریور تابستون ۱۴۰۰ بابا میشه یه سری از وسیله هامو بذارم پیش شما؟ - می خنده و میگه :باشه بابا بذار اما گفتی یکساله بر میگردم من سر یک سال میریزمشون بیرون !پس زود برگرد می خندم و نمیدونم که زمانه مجال عمل به قولهامون رو نمیده نه اون به قولش عمل کرد و ریخت بیرون و نه من به قولم عمل کردم و برگشتم .... ««اشک امان...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 12 تیرماه سال 1405 02:01
پدرم همیشه می گفت زود خوابیدن و زود بیدار شدن آدم را سالم، پولدار و عاقل می کند. در خانه ساعت هشت چراغ ها خاموش بود و سپیده دم با بوی قهوه و بیکن و نیمرو از خواب بیدار میشدیم. پدرم یک عمر این دستور را دنبال کرد. عاقبت جوان مُرد و مُفلس! فکر می کنم چندان عاقل هم نبود! من نصیحت او را گوش نکردم، دیر خوابیدم، دیر بیدار...
-
عشق یا ایگنور؟
سهشنبه 9 تیرماه سال 1405 12:33
عاشق شدن درد کشیدن، رنجیدن و اعتراض کردن یعنی که هنوز نمردهایم من را به تابوت ِ بیتفاوتیها نکشان! ..مریم ملکدار..
-
حرم امام رضا
چهارشنبه 3 تیرماه سال 1405 17:00
یهویی آقا سروش به دلش افتاد بیایم مشهد و یه دفعه همهپیحور شد! شاید کارم به خطر بیافته امامهمنیست; در صحن آزادی نایب الزیارتونیم.
-
لعنت به جنگ
شنبه 23 خردادماه سال 1405 07:55
این جنگ لعنتی تمام دسترسی ها را بست صد روز زجرآور آیا تمام شد؟ نمی دانم...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 5 اسفندماه سال 1404 23:33
زندگی دوباره سبز خواهد شد این یک وعده نیست ذات زندگیست..... دستهایت را در باغچه بکار و به انتظار بهار به آسمان نگاه کن.... صبح میشه این شب.........
-
بر گرفته از آرشیو همان روزهایی که همه چیز رنگ و بوی دیگری داشت ...
دوشنبه 4 اسفندماه سال 1404 20:37
شاید اگر حق صحبت و ارائه ای در عالم روانشناسی که یکی از علایق زیادم در دوران نوجوانی بود و بسیار هم در موردش کتاب خوندم همون دوران و حتی با مشقت زیاد و کمک گرفتن از دیکشنری آکسفورد و بعد سی دی های دیکشنری سعی در خوندن کتابهای رونشناسی به زبان اصلی داشتم حتما مثل "زیگموند فروید "که پایه ی رونکاوی جهان بود و...
-
اسفند پر حادثه
جمعه 1 اسفندماه سال 1404 22:41
ماه پر حادثه ای در پیش داریم همه شواهد نشام از وقوع جنگ می دهند، مگر.معجزه ای رخ دهد یا.... حالمان خوب نیست خدا به ما و ایران رحم کند. راستی خوش بود گر محک تجربه آید به میان...
-
این داستان عاشقی......
شنبه 25 بهمنماه سال 1404 07:39
بابا .. عاشق ترین وفادارترین عاشقی که دیدم روز عشق مبارک..... بابا حال ایران خوب نیست از اون قسمتی از کائنات که هستی به خدا نزدیک تری واسمون دعا کن لطفا........
-
خواب
جمعه 24 بهمنماه سال 1404 23:37
در خواب تو را دیدم دیدم که اینجایی عطرت مرا مست کرد گفتی که می مانی.......