-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 11 آذرماه سال 1404 01:50
ببین بعضی ها نماینده خدا روی زمین هستن اگر رابطه قلبیت باهاشون خوب باشه واقعا دوستشون داشته باشی خیلی جاها می تونن کمکت کنند آخه یه رگه هایی از مهربونی خدا توی وجودشونه مثل بابام مثل...... .
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 10 آذرماه سال 1404 12:08
باشد که روزگار باز بچرخد به کام دل..........
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 8 آذرماه سال 1404 02:09
همه چیز از یک جمله شروع شد به ظاهر ساده بود اما انقلابی رقم خورد.......
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 7 آذرماه سال 1404 15:56
من دلم تنگ شده می فهمی؟
-
سلام ۴۵
دوشنبه 26 آبانماه سال 1404 23:01
به ۴۵ سالگی سلام می گویم! در اوج خستگی.... و نگرانی ...
-
هیس!
چهارشنبه 21 آبانماه سال 1404 12:41
تو به کسی نگو من می خوام فرار کنم! .
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 18 آبانماه سال 1404 17:07
کهنه رفیق خوبم من بعد از رفتنت دیگه دلم واسه هیچ کس تنگ نمیشه پس اگر چنین شد اون شخص خیلی عزیزه...... راستی دوستت دارم بهترین رفیقم...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 15 آبانماه سال 1404 23:59
هر چی از من کمتر بدونی به نفعته.......
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 10 آبانماه سال 1404 14:58
دلم برات تنگ شده جوونم...........
-
آبان
سهشنبه 6 آبانماه سال 1404 20:29
پاییز فصل ماست آبان ماه من حالم زیاد خوب نیست...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 14 مهرماه سال 1404 06:21
می روم ......
-
سروش ، دانشگاه ، گریه ی شوق
شنبه 12 مهرماه سال 1404 21:31
خدایا شکرت ! سروش دانشگاه دولتی که خودم می رفتم قبول شد. با وجود همه ی مشکلاتی که براش پیش اومد... انشاءالله که خداوند حافظش باشه... امروز بعد از مدتها از شوق گریه کردم...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 8 مهرماه سال 1404 15:21
خدایم سپاس
-
خونه من!
سهشنبه 1 مهرماه سال 1404 23:35
گاهی یادمون میره خونه ویرونه میشه اگر تیشه به ریشه بزنی...... حرف بعضی ها واسم شاه کلیده مثل بابام مثل.......
-
آغاز سال نو
سهشنبه 1 مهرماه سال 1404 06:49
با شادی و سرور همشاگردی سلام! امسال سینا هفتم و سروش دانشجو خواهد شد، چقدر زود سنمون بالا رفت.... سینا بعد از چند ماه شب تا صب ح نخوابیدنها، آماده ی رفتن به مدرسه میشه. خدا حفط کنه عزیرای همه و ما را! سروش هم هنوز به مقدار درگیر پاشه و منتظر اعلام نتایج دانشگاهها.
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 شهریورماه سال 1404 02:27
میترا خانم نادر رفت! خبر کوتاه بود و پر معنا..... همین.
-
چرا؟
جمعه 21 شهریورماه سال 1404 19:58
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 19 شهریورماه سال 1404 02:40
خدایم مددی
-
خیلی خوبه ..... بیستمین سالگرد ازدواج!
سهشنبه 11 شهریورماه سال 1404 20:51
وقتی که دل میگیره ، فقط یه آغوش خوبه یه نفر که حرفاتو گوش کنه ، گوش خوبه یه اتاقی باشه با دَرای بسته ، یه سکوت من باشم ، تو باشی و چراغِ خاموش ، خوبه چقد این دنیای من وقتی که تو نیستی بَده چقد این دنیای من وقتی تویی توش خوبه زندگی سیگار کاپتان بِلَکه میکشیش تلخه فقط بوش خوبه باز کن روسریتو موهاتو رو شونه بریز خ سته ام...
-
این روزها.....
سهشنبه 21 مردادماه سال 1404 17:36
زندگی سیگار کاپتان بلکه می کشیش تلخه فقط بوش خوبه!
-
جهنم
دوشنبه 20 مردادماه سال 1404 23:41
وقتی زندگی را جهنم کنی، خودت زودتر از همه خواهی سوخت....
-
تولد، دهلیز
سهشنبه 14 مردادماه سال 1404 14:05
بیست و سومین سال در دهلیز، جشن تولد مریم، ساده و صمیمی تر از همیشه.... دهلیز مقر قرارهای عاشقانه ی اول، البته زیرساختها فراهمبود که به نتیجه رسید، جوانی سالم، عاشق، تحصیلکرده، اهل کار و زندگی... چقدر از خودم تعریف کردم،.عشق حفاظت، تفاهم و سازگاری می خواهد....
-
گاهی.....
دوشنبه 13 مردادماه سال 1404 01:21
گاهی در یک برش از زندگی یکی چیزی تماااام می شود. در کمال بهت و ناباوری...... .
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 9 مردادماه سال 1404 04:30
در هیچ برشی از زندگی تا این اندازه احساس شکنندگی و ضعیف بودن نداشنم خدایم مددی..... می ترسم از این حس چون یک زنم......
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 3 مردادماه سال 1404 22:32
جانم ««آرامش است عاقبت اضطراب ها....»»
-
دیدار
پنجشنبه 2 مردادماه سال 1404 21:30
بابا دیدار دوباره تو لیاقت می خواست حس می کنم لایق دیدارم رفیق....
-
یک حبه قند
چهارشنبه 1 مردادماه سال 1404 15:16
در حرفهایت یک حبه قند بیانداز..... شاید حالمان شیرین شود.....
-
23 ومین ۲۶
پنجشنبه 26 تیرماه سال 1404 16:12
وارد مرحله ی سخت ۲۳ شدیم.
-
۲۶ تیر
پنجشنبه 26 تیرماه سال 1404 13:44
ولنتاین و سپندارمزگان را بیخیال ۲۶ تیر
-
حکایت دل....
شنبه 21 تیرماه سال 1404 00:20
شاید آخرین باری که من از آقای خانه شعری منتشر کردم حوالی بیست و اندی سال پیش بود به حال و هوای حکایت دل......(شاید یه روزی قصه ی اونو اینجا نوشتم....) این روزا سست شده دین من و باورمو کم می بینم بغلم آدمای محترمو این روزا دلخوشیام پودر شدن پوچ شدن جایی هستم که دلممیخواست بههیچ وجه نرمو این روزا پوول شده ریشه ی...