-
[ بدون عنوان ]
جمعه 20 تیرماه سال 1404 12:11
با پیشنهاد که نه اقدام جدی برای معرفی به عنوان معاون وزیر در یکی از وزارتخانه های مهم و البته مدیرکل یکی از گسترده ترین ادارات کل مواجم. این روزها می گذرد ومن در روزهای آخر کاری به مدرسه بازخواهم گشت، برای این نوشتم که بدانم دنیا بالا وپایین بسیاری دارد...
-
....
چهارشنبه 18 تیرماه سال 1404 06:32
این روزها موش و گربه بازی در تعقیب هم به تهران و شیراز در سفریم.... خدایا آرامشی، سکونی عطا فرما دستغیب شیراز.
-
4/4/4
چهارشنبه 4 تیرماه سال 1404 18:25
دیروز آتش بس شد ریشه ی زندگی فهم است ولاغیر... امروز چهارشنبه چهار چهار چهار است!
-
۴/۴/۴
چهارشنبه 4 تیرماه سال 1404 16:04
تاریخ قشنگی بود ۴/۴/۴ یه پست بذاریم به یادگار شیرازیم فرار از جنگ کم کم یر می گردیم..... می دونم دلتنگ میشم اما هیچ جا خونه نمیشه....
-
آواره ی جنگ
یکشنبه 25 خردادماه سال 1404 18:57
شرایط خوب نیست جنگ ناامنی آوارگی...
-
غروب غم انگیز نیویورک
جمعه 23 خردادماه سال 1404 23:52
در چند قدمی ما شورای امنیت در حال برگزاری. از دیروز رژیم کودک کشور اسرائیل ، تعداد زیادی از سرداران و دانشمندان و کودکان و شهروندان کشورم را شهید کرده است. سخت دلم گرفته است و کاری ز دستم برنمی آید....
-
نیویورک
سهشنبه 20 خردادماه سال 1404 08:35
زیبا و متفاوت است جذابیتهای زیادی دارد اما وطن من نیست... هنوز نمی دانم چه شد که گذارم به اینجا افتاد تجربه خوبیست اما در حد چند روز...
-
الاکلنگ زندگی
جمعه 16 خردادماه سال 1404 21:07
پارسال این موقع درگیر بیماری سخت مریم امسال در یک سطح ملی جایگاه خوب و با سه پیشنهاد جدی در حد معاون وزیر و مدیرکلی مواجهم.... و می دانم که این روزها هم دوام نخواهد داشت... فردا مسافر آمریکام، خیلی عجیبه برای خودم! من در سازمان ملل متحد، اقامت در.... یک ماه قبل ، فکرش را هم نمیکردم... ممنونم برای این موقعیتها و...
-
پسرک شعر می گوید.....
جمعه 16 خردادماه سال 1404 11:45
سروش اینو نوشته بود ازش خواستم بده من داخل وبلاگ منتشرش کنم به چه حق بگویم درک ام کن مگر چیزی را که کشیده ام کشیده ای؟ به چه حق می گویی ناشنیده بگیر مگر چیزی را که شنیده ام شنیده ای؟ به چه حق میگویی مرا گوش ده مگر وقتی درد و دل کردم رنجیده ای؟ به چه حق میگویی مرا ببین مگر وقتی برایت رقصیدم مرا دیده ای؟ به چه حق میگویی...
-
یادت نره....
چهارشنبه 14 خردادماه سال 1404 23:19
هیچ شبی، شب نمی مونه و هر چه شب سیاهتر شد، صبح زیباتره.... می دانم.....
-
یادت نره....
چهارشنبه 14 خردادماه سال 1404 23:19
هیچ شبی، شب نمی مونه و هر چه شب سیاهتر شد، صبح زیباتره.... می دانم.....
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 12 خردادماه سال 1404 16:41
من ارزش دلواپسی از راه دور رو می دونم من ارزش تلاش برای یک لبخند رو می دونم و من در دنبای موازی در گلفروشی ام، هر که را بی منت، بی چشم داشت و پاک کسی را دوست داشت به یک فنجان قهوه و شاخه گلی سفید مهمان می کنم..
-
خرداد
چهارشنبه 7 خردادماه سال 1404 21:30
نزدیک سالگردشه.... دلم هر لحظه براش پر می کشه پریشب خیلی دلم براش پر می کشید برای هر دوشون شب وقت خواب با بغضرگفتم خداجون لطفا یه نشونه بفرست و خوابیدم.... خواب دیدم که ما داخل خونه قبلیمون هستیم مامانم و بابام نشستن و یکی از اقوام سعید به بابام میگه دراون موردی که باهات صحیت کردم هنوز حل نشده! یعد رو به من گفت مریم...
-
22
شنبه 3 خردادماه سال 1404 21:21
وارد بیست و دومین سال حضور مریم در زندگیم شدیم.... هرگز به زندگی با کس دیگه فکر نکردم...
-
یا بیا، یا میام.....
جمعه 2 خردادماه سال 1404 00:41
مریم دلم برات خیلیی تنگ شده جند روز بیا و برگرد _نمیشه، پای سروش امتحانات و دلی که زیاد اصراری به اومدن نداره.... با خنده میگه پس من میام اگر نیای توی دلم میگم آره، جون عمت تو هم میای.... دو روز بعد ساعت دو عصر لوکیشن میدی؟ _سر به سرم نذار چهل دقیفه بعد از تاکسی فرودگاه با چمدونش پیاده شد.... چشمام می دید مغزم باور...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 30 اردیبهشتماه سال 1404 16:53
به داد من برس هوا هوای خاطرات اوست.....
-
شهر من، من به تو می اندیشم......
جمعه 19 اردیبهشتماه سال 1404 17:43
حوالیِ اردیبهشت بویِ بهشت می آید! عطر شکوفهها و خاک باران خورده هوش از سرِ رهگذرانِ شهر پرانده فصل بهار شوخی بردار نیست همه را عاشق میکند . . .! اما شهر من.... اردیبهشت شیراز....
-
..........
جمعه 19 اردیبهشتماه سال 1404 01:59
تو که خودت میدونی چشمات باهام چیکار کرده هم بدم میاد ازت هم دلم تنگه کاش میشد که مثل قدیم زنگ بزنی نصف شبی میدونم تو ام مثل منی دلتنگ منی دل تنگ همیم خیابونا شده با من غریبه از بس منو تورو با هم ندیده دوست داشتن زیاد از حد می بینی تهش همینه هرچی قول دادی یادت رفته انگار از سرت پریده میدونی حالم خوش نیست تویی تنها...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 16 اردیبهشتماه سال 1404 15:02
امروز مرورت کردم همه خاطرات همه لحظات خوب هنوز هم عکس قشنگت در پوشه ی منتخبین بهترینهاست بعضی ها تمام نمی شوند تا همیشه هستند اما به شکلی دیگر........
-
کمکککک.......
دوشنبه 8 اردیبهشتماه سال 1404 18:40
یه نفر داره زیر فشار زندگی و روزمرگی له می شه.......
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 7 اردیبهشتماه سال 1404 20:41
تنها صداست که می ماند.....
-
یادت باشه
جمعه 5 اردیبهشتماه سال 1404 14:23
هر زمان احساس کردی به جایی تعلق نداری سریع باید اونجا رو ترک کنی مهم نیست اونجا خونه باشه، شهر باشه، کشور باشه یا قلب یک نفر......
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 3 اردیبهشتماه سال 1404 08:02
دلم برات تنگ شده جونم
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 26 فروردینماه سال 1404 10:01
نیست نشان زندگی تا نرسد نشان تو..........
-
به تاریخ ۱۸ فروردین 1404 فهمیدم که
پنجشنبه 21 فروردینماه سال 1404 13:12
دنیا یه زندگی دیگه به من بدهکاره .....
-
مادر
پنجشنبه 14 فروردینماه سال 1404 00:01
مادرم برگشت، امشب تنهاییم. مادر خدا حفظت کنه
-
قدم نو رسیده مبارک!
چهارشنبه 13 فروردینماه سال 1404 14:11
عزیز نو رسیده مهم نیست تو دختر باشی یا پسر فقط الهی سلامت به این دنیا بیای مامانی....... بعدا نوشت: دروغ سیزده بود
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 11 فروردینماه سال 1404 10:48
یا باید زندگی کرد یا فکر..... دوتایی با هم نمی شود. جلال آل احمد.
-
.
چهارشنبه 6 فروردینماه سال 1404 05:54
خسته ام بیش از تصور بیش از توان خدایم مددی به وقت ششم فروردین یک هزار و چهارصد و چهار......
-
عجب لحظه ایه
جمعه 1 فروردینماه سال 1404 00:35
رسما وارد سال 1404 شدیم، نیم ساعتیه کلیه درد گرفتم. امیدوارم سال خوبی پیش داشته باشیم ...