-
کار خیلی سخت مریم و من!
جمعه 7 مردادماه سال 1384 11:50
بچه ها مریم رو خیلی دوست دارم . به همه مقدسات! بودن اون شور به زندگیم می ده و نبودنش من رو به یاس مطلق می کشونه. حیف که می ترسم به خصوص تو این شرایط از این مسائل حرف بزنم . تو یه موقعیت خیلی بحرانی و خطرناک هستیم که کوچکترین اشتباه می تونه همه چیزو خراب کنه . حیف که نمی شه راحت حرف زد. بچه ها دعا کنید خدا به من و مریم...
-
باز هم روز مادر مبارک !
سهشنبه 4 مردادماه سال 1384 18:08
روز زن و روز مادر رو باز هم تبریک می گم . این شعر حافظ رو یه جایی خوندم که به دلم نشست می ذارمش توی وبلاگ . ما آزمـوده ایم دریـن شهر بخت خویش بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش از بس که دست می گزم و آه می کشم آتش زدم چو گل به تن لخت لخت خویش دوشم به بلبلی چه خوش آمد که می سرود گل گوش پهن کرده ز شاخ درخت خویش کای دل...
-
روز مادر و زن مبارک
سهشنبه 4 مردادماه سال 1384 11:23
سلام . ولادت ام ابیها مادر خوبیها حضرت فاطمه الزهرا بر تمام مادران و زنان خوب و مهربان و پاکزاد و فهیم و نجیب جهان مبارک باد.
-
دات کام بشیم؟؟؟
شنبه 1 مردادماه سال 1384 23:37
سلام بچه ها . امروز اول مرداد هست و تا آخر مرداد فکر می کنم اتفاقات شیرینی توی زندگی ما رخ خواهد داد. زمان پیشنهادی من و مریم برا مراسم عقد روز میلاد حضرت علی ( ۲۸ مرداد )هست.(انشالله) ... غرض اصلیم از این پست این بود که مدتیه تصمیم دارم یه سایت راه بندازم که به اونجا نقل مکان کنیم . نظر شما چیه ؟ چه کمکی می تونید...
-
نه بابا انگار جدیه !
جمعه 31 تیرماه سال 1384 20:54
بچه ها می دونید باورش خیلی برام سخته اما انگار جدی جدی من و مریم داریم ازدواج می کنیم!! اگر چه یه کم از مشکلات بعد از زندگی می ترسم اما خب خیلی هم خوشحال و امیدوارم ! امروز با خونواده رفتیم چند تا باغ برا مراسم عروسی دیدیم . هفته آینده انشالله بله برونه و با فاصله کمی هم عقد و عروسی . ( انشالله ) (( راستی این هم اولین...
-
منم ....
جمعه 31 تیرماه سال 1384 14:01
منم خیلی عزیز دلم ..مرد فرداهامو دوست دارم ....سعید من..منم آرزو دارم بتونم شریک خوبی برا زندگیت باشم ...یا حق!!!!!!!
-
استاده ام چو شمع مترسان ز آتشم !
پنجشنبه 30 تیرماه سال 1384 23:53
دوستت دارم مریم خانوم !علی رغم همه مشکلات !مقاوم باش و توکل به خدا کن جوجوی گل من !
-
منم تبریک میگم ......
چهارشنبه 29 تیرماه سال 1384 23:56
من هم این روز بزرگ رو که برا من و سعید جون پر ارزشه به عزیز دلم ..مرد فرداهام تبریک میگم و امیدوارم با نقض این قانون خوشبختیمونو رقم زده باشیم ...یا حق!!!!!!!۱
-
۲ سال پیش در چنین روزی!
چهارشنبه 29 تیرماه سال 1384 10:05
۲ سال پیش در چنین روزی من توی وبلاگ به عنوان اولین پست نوشتم : ((سلام.من سعیدم . یه پسر ۴-۲۳ ساله شیرازی . نمی دونم چی شد یه دفه مهر یه دختر خانوم به اسم مریم افتاد تو دلم ... قصه عشق ما با کلی اشکال مواجه شده . اگه خدا نصیب کنه براتون می گیم . فعلا لطفا فقط دعام کنید.)) و مریم فرداش در جوابم به عنوان دومین پست نوشت...
-
الهی شکر........
دوشنبه 27 تیرماه سال 1384 23:41
منم به نوبه خودم وظیفه دونستم این خبر خوش رو به همتون اطلاع بدم .......تورو خدا با سعید صحبت کنید بفهمه که مشاوره ژنتیکی چیز بدی نیست هیچ لازم هم هست ..گیر نده شازده داماد.......خب از همتون ممنونم ..بازم دعامون کنید ..یاحق!!!!!!!!
-
خبر خوش
دوشنبه 27 تیرماه سال 1384 22:07
سلام دوستای مهربون . الحمدلله با پیگیری همین امروز آزمایش رو انجام دادیم و امشب جواب رو گرفتیم و خدا را هزار مرتبه شکر هیچ مشکلی در راه ازدواج ما وجود نداره . وقتی این خبرو شنیدم از خوشحالی گیریه م گرفته بود. خدا رو هزار مرتبه شکر! از مهربونیتون یه عالمه ممنونیم . خیلی خوشحالم مریم هم حتما همین طور!
-
به آزمایش سوم رسید
دوشنبه 27 تیرماه سال 1384 08:12
سلام بچه ها به خاطر نوع خون من و مریم ما مجبوریم آزمایش سومی رو هم داشته باشیم که با اصرار قرار شده فردا این کار رو یک متخصص انجام بده. خیلی نگرانم ولی ته دلم روشنه . بچه ها توروخدا دعامون کنید .......... ممنونم از مهربونیهاتون
-
دلهره های قشنگ ما
دوشنبه 27 تیرماه سال 1384 07:51
سلام بچه ها . باز هم از مهربونیهاتون ممنونم !امروز قراره جواب نهایی آزمایشمون رو بگیریم . یه نگرانی خیلی قشنگ و امیدوارانه دارم . دعا کنید خون سد راه من و مریم نشه برا به هم رسیدن (انشالله ) یا خدا!
-
تاپ..تاپ....
یکشنبه 26 تیرماه سال 1384 21:30
سلام به همه دوستای گلم ….. تاپ تاپ هم به خاطر 26 تیر و و هم جواب آزمایش فردا و هم عشق سعید…… منم این روز بزرگ تقویم عشق من و سعید جون رو تبریک میگم و آرزوی 100 ساله شدنه این روز رو دارم !!!!!!!!!! والا دور از جونتون هر روز که میگذره بیشتر عاشقه سعیدم و این روزا که نزدیک عقد داره میشه دلم تاپ تاپ موقع دیدنش میزنه …چه...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 26 تیرماه سال 1384 00:01
بالاخره سومین ۲۶ تیر در حالی که غرق عشق مریم هستم هم رسید در حالیکه امسال از سالهای گذشته خبرهای خیلی بهتری از عاقبت به خیر شدن رابطه پاک ما می رسه که کم و بیش در جریان هستید. ۲۶ تیر روز جوانه زدن نهال خوش سیمای عشق من و مریم مبارک باشه ایشالله . امیدوارم توی سالهای آینده هم مثل 2 سال قبل هر روز علاقه من به مریم بیشتر...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 25 تیرماه سال 1384 23:59
سلام بچه ها کم کم داریم وارد ۲۶ تیر می شیم...
-
۲۶ تیر مبارک !
شنبه 25 تیرماه سال 1384 21:20
سلام دوستان مهربون ما! 26 تیر برا من و مریم یه روز جاودانه ست روز اولین دوست دارم گفتن من! روز شروع عشق! دو سال از اون روز می گذره و علیرغم مشکلات هر روز از روز پیش عاشقتر بودم ! اون روز مریم یه درصدم احتمال نمی داد که ما چند روزه دیگه باید بریم دنبال حلقه ازدواج !!( انشالله ) اما خدا همه چیو درست کرد. راستی متاسفم که...
-
نباید اشتباه کنیم !
شنبه 25 تیرماه سال 1384 01:45
مریمو خیلی دوست دارم !خیلی ! خدا کنه بچگی نکنیم و همه چیو خراب ....!یا خدا! راستی داریم به ۲۶ تیر نزدیک می شیم یعنی دومین زاد روز علنی شدن عشق من و ۲ ساله شدن وبلاگ سقف با همه زیر و بمهاش!! یعنی می شه هفتادمین زادروز عشقمون رو هم جشن گرفت؟؟؟ از خدا اینو می خام !
-
از قدیم گفتن .....
جمعه 24 تیرماه سال 1384 17:59
از قدیم گفتن «« زن و شوهر دعوا کنند ..ابلهان باور کنند...»» اما در کل این روش خوبی نیست و نباید ادامه داد من از همین جا معذرت خواهی رسمی رو خدمت سعید جون اعلام میکنم .. دوستت دارم عزیزم ... یا حق!!!!!!
-
فعال شدن بخش لینک به عاشقانه ها
چهارشنبه 22 تیرماه سال 1384 19:54
سلام دوستان . به شکرانه اینکه به لطف خدا کم کم داره امکان وصل من و مریم خانوم فراهم می شه می خایم به همه دوستان مهربون و عاشقمون لینک بدیم و بخش اول لینکها رو هم توی وبلاگ لینک مریم و سعید به عاشقانه ها گذاشتیم . حالا هر کی لینک میخاد لطفا اعلام کنه تا ما در اولین فرصت با افتخار اسمشو روی دفتر عاشقانه هامون حک کنیم.
-
سخت محتابجیم به دعاتون!!!
چهارشنبه 22 تیرماه سال 1384 16:24
امروز مامان سعید جواب آزمایش مارو گرفتن و دکتر گفته احتیاج به آزمایشات تکمیلی هست .....و این درست همون چیزی بود که بابام میخواستن!!ما درست یا غلط نذاشتیم بابام متوجه شن چی شده تا جواب بیاد گفتن ۲۷ تیر جواب مبگیریم در ضمن احتمالا یکشنبه میریم مشاوره ژنتیکی ان شا الله که هرچی خیره همون بشه!!!لطفا ما رو از دعای خیرتون...
-
رفتیم آزمایش!!!!
سهشنبه 21 تیرماه سال 1384 21:40
امروز رفتیم آزمایش خون ..ان شا الله فردا جواب می گیریم ....الهی هرچی صلاحه همون بشه ..راستی همینجا اعلام میکنم که هر دقیقه که به عقد نزدیک تر میشه بیشنر عاشق سعید میشم ..یا حق!!!
-
تسلیت ایام سوگواری حضرت زهرا
یکشنبه 19 تیرماه سال 1384 13:52
یا زهرا خودت پیش خدا شفاعتمون رو کن از اون بخواه خوشبخت شیم و فرزند صالح تربیت کنیم (انشالله ) می خوام تو مسائل مذهبی مصمم تر باشم آرامش می خام آخه بدرقم !به مریم هم قول می دم.
-
اعتراف..اما....
شنبه 18 تیرماه سال 1384 14:43
اول که اعتراف می کنم یه کم بد رفتم ....بعد هم اعلام میکنم که سعید عزیزم رو عاشقانه با تمام وجودم دوست دارم (چشم بد دور..) و در آخر باید من و سعید سر این قضیه مفصل صحبت کنیم ....یاحق!!!
-
خدا را شکر اوضاع مجددا عالیه !
شنبه 18 تیرماه سال 1384 14:34
سلام بچه ها . با مریم خانوم آشتی کردم !مطالبو خوندن و ظاهرا چیزای رو که باید می فهمیدن فهمیدن ( خدا کنه )و من هم جلوی همه شما اقرار می کنم که خیلیییییییییییییییییی دوسش دارم !و تا وقتی کله شقی و اشتباه و بچگیهای پشت سرهم نکنه همینجوری و حتی ایشالله بیشتر هم دوسش خواهم داشت. ۳ شنبه هم آزمایش خون می ریم ایشالله !این...
-
مریم باید بفهمه
شنبه 18 تیرماه سال 1384 11:09
مریم باید بفهمه که گوشی خاموش کردن من کمترین واکنش به رفتار کسیه که به یه مرد پاک تهمت .... می زنه . در حضور شما والله بالله تالله اگر بخاد به روند کشنده ای که در پیش کشیده ادامه بده قید همه چیزو باید بزنم . بفهم دختر!! راستی سه شنبه اگه مریم بفهمه انشالله به امید خدا سه شنبه می ریم آزمایش خون . مریم خانوم خیلی دوست...
-
سه شنبه آزمایش خون
شنبه 18 تیرماه سال 1384 10:27
سلام بچه ها . الان مامان من زنگ زد خونه مریم اینها و قرار شد سه شنبه انشالله بریم برا آزمایش خون . نمی دونم والله هم خوشحالم هم نگران . مطلب پایین رو بخونید خوب می فهمید !یا هو
-
چی بنویسم وقتی...
شنبه 18 تیرماه سال 1384 08:02
من به اینجا بارها سرزدم . اما نمی خواستم باز هم نا متعادل بودن رابطمونو اینجا نشون بدم . یه لحظه قربون صدقه و و ان یکاد به خاط عشقمون خوندن و لحظه ای بعد هم به بدترین مسائل متهم کردن! مریمی که به خاطر درگیری با دوستش به پر و پای من می پیچه و سعی می کنه از من یه آدم بدکاره (ببخشید ) بسازه فرداها که من برا پیشبرد...
-
نکنه؟؟!!!
جمعه 17 تیرماه سال 1384 23:54
وای حس میکنم سقف آرزوهام رو سرم داره خراب میشه ...نکنه همه حرفاش اینجوری از آب در بیاد ..میگفت من تا میام رو خط اول یه سر به خونه میزنم یعنی وبلاگ اما الان از من پنهونی میاد رو خط و یه کلمه هم اینجا نمینویسه ...خدایا نکنه پشیمون شم!!!!!!!یا حق!!! تو میروی و من فقط نگاهت میکنم تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم بی تو، یک...
-
نه!!نه!! مثه بچه بدا !!!
پنجشنبه 16 تیرماه سال 1384 16:25
کی از وستان گلمون باران عزیز یه نظر داده بودند که من و سعید با هم فرار کنیم ....پس از تشکر از لطف و نظرشون باید بگم من و سعید هنوزم هنوز پیر زن و مرد خانه سالمندانیم و هنوزم به این مسایل پیر نگاه میکنیم و شکر خدا توانایی این کارها رو نداریم میخواییم که آبرومندانه و زیر سایه امام زمان و بعد هم پدر و مادرامون بریم سر...