-
بچه !
دوشنبه 22 خردادماه سال 1385 23:08
سلام اگه خدا بخواد ما داریم بچه دار میشیم ! ایشالله ! همین ! دوستون داریم . یا حق !
-
در امتداد زندگی
شنبه 2 اردیبهشتماه سال 1385 01:51
با همیم . خدای را شکر روزگارمان خوب است! شما را هم دوست داریم و ممنون مهربانیهایتان هم هستیم. همین !
-
تحویل سال در کنار هم
چهارشنبه 2 فروردینماه سال 1385 11:28
سلام بچه ها . سال نو مبارک . آرزومند رسیدن همه تون به آرزوهاتون هستیم . امسال مریم و من لحظه تحویل سال رو در کنار هم و تو خونه ی خودمون تجربه کردیم . خدا رو شکر .... الان هم توی یه گوشه بازار دارم سعی می کنم با جو کاسبی آشنا بشم . امید به خدا ... باز هم سال نوتون مبارک ! راستی آمار بازدید کننده های وبلاگ ما از پنجاه...
-
از لطف شما ممنونیم
پنجشنبه 11 اسفندماه سال 1384 16:52
بچه ها این روزا خیلی نمی تونیم آنلاین بشیم . خیلی دوست دارم به تک تک دوستامون که به ما لطف دارند سر بزنیم و نظر بدیم اما متاسفانه این خیلی برامون مقدور نیست . پس از اینجا دست مهربون شما رو می بوسیم و از لطفتون ممنونم . راستی مغازه عمده فروشی رو تحویل گرفتم و کار بانک هم هست !! خدائیش بد موندم بیشتر نیرومو رو کدوم کار...
-
امید و نگرانی
جمعه 5 اسفندماه سال 1384 14:31
سلام بچه ها . امیدوارم همه خوب و خوش و سلامت باشید. فقط یه خبر دارم و اون اینه که به لطف خدا با برادر بزرگترم یه ملک خریدیم که خب فکر کنم جاش خوب باشه ( هر چند عزت و ذلت دست خداست !!) فقط نگرانیم اینه که یه خورده پول کم داریم . دعا کنید کار ما درست شه . از نظر شغل هنوز وضعیت نامعلومه و محتاج دعا! یا خدا ! راستی لینک...
-
خدمتم تمام شد!
سهشنبه 2 اسفندماه سال 1384 19:41
سلام بچه ها. امروز بعد از ۲۰ ماه سرباز معلمی من تمام شد.خدایا شکرت خدمت من به لطف خدا خیلی بی دردسر و خوب تمام شد! بچه ها دعا کنید از نظر شغلی وضعیت مناسبی پیدا کنم . سرباز من دور از مریم شروع شد و با او به پایان رسید. راستی دارم تمام دار و ندار زندگیمو با داداشم هزینه خرید یه زمین تجاری می کنیم دعا کنید اشتباه نکنیم...
-
والنتاین مبارک !!!روزهای متفاوت ....
سهشنبه 25 بهمنماه سال 1384 12:50
سلام بچه ها. اولا معذرت میخام که به خاطر احترام به نظر دوستی که به صورتی نه چندان محترمانه از ما انتقاد کرده بودند نظر ایشون رو از پست قبلی حذف نمی کنم فقط به این حد بسنده می کنم که بگم از روز اول بنای ما بر بازتاب بی فیلتر تمام ماوقع زندگیمان است چه از روزی که از هم جدا بودیم و چه امروز که به لطف خدا با همیم . اما...
-
این روزای ما......
یکشنبه 16 بهمنماه سال 1384 01:52
سعید : (( هیچ وقت دنبال لقمه بزرگ نباش چون ممکنه بهش نرسی و لقمه کوچیکتو هم از دست بدی )) سلام بچه ها! این پند دایانای عزیزه . اما من از لقمه کوچیک گذشتم . خدا عاقبت من و مریم رو به خیر کنه !!امشب هر دو تامون دلمون گرفته بود و مریم کلی گریه کرد !!! نمی دونم !! خیلی تحت فشاریم. زندگیمونو دوست داریم . مریم : سلام به...
-
سخت سردرگمم ....
چهارشنبه 5 بهمنماه سال 1384 22:13
هیچکی مسیر درستی برا من مشخص نمی کنه ... حس می کنم مهربونترین آدما هم به نوعی فکر منافع خودشونن . نمی دونم باید خوشبین باشم و امیدوار. داداشم معتقده یک ماهی به هیچ کاری فکر نکنم . من درسم ۲ ساله تموم شده تو دانشگاه کار می کردم قیدشو زدم به امید درآمد بیشتر . ماشین رو خیلی ارزون فروختم . الان بیکارم با یه مقدار پول که...
-
سخت .........
دوشنبه 3 بهمنماه سال 1384 21:09
امروز رسما به دانشگاه اعلام کردم دیگه اونجا نمی رم . وقتی چند ساعت قبل درباره وضعیت کاری با مریم صحبت می کردم گریه م گرفت و اشک ریختم و مریم هم به همچنین . ما زندگیمونو دوست داریم .... یا خدا .... خودت کمک کن ! بچه ها دعا کنید
-
از سفر برگشتیم
شنبه 1 بهمنماه سال 1384 13:09
سلام بچه ها یه سفر ۳-۴ روزه به بوشهر داشتیم که برا دور شدن از نگرانیها به طور مقطعی خوب بود . جای شما سبز بود. شاد و سلامت باشید
-
کار کار و دغدغه های بی پایان من
شنبه 24 دیماه سال 1384 03:52
سلام بچه ها. الان مریم خانوم توی اتاق بغلی توی خواب انشالله راحتی هست و من حدودا ۲-۳ ساعتیه که بیخوابی به سرم زده . زندگیمو به لطف خدا مثل خود مریم خیلی دوست دارم اما نگران تامین معاش هستم هرچند نباید از لطف خدای مهربون غافل شم. میخوام تدریس و کار توی دانشگاه رو رها کنم و بیام سراغ کار آزاد راستشو بخاید بانک هم قبول...
-
الهی شکر.....
دوشنبه 19 دیماه سال 1384 01:52
سلام بچه ها .... شکر خدا اگر چشم نکنم من و سعید داریم خیلی خوب با هم زندگی میکنیم .. امشب با سعید رفتیم خرید و اگر چه من نتونستم به هیچ عنوان مثل دوران مجردیم خرید کنم اما خیلی خوشحالم که خدا به من گلی مثل سعید رو بخشیده و این برام همه چیزه ...و امیدوارم که روزی برسه که ما بتونیم مثل الان خوب و شاد و همچنین در رفاه...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 12 دیماه سال 1384 22:28
سلام بچه ها . سال جدید میلادی مبارک .
-
همیشه باید به هوش باشیم
پنجشنبه 8 دیماه سال 1384 18:24
سلام بچه ها. روزهای دوست داشتنی زندگی ما ادامه داره و من می خام اینجا به خودم و مریم هشدار بدم که به هوش باشیم که مبادا این روزهای خوب رو قربانی خودخواهیها و بچه بازیها و .... کنیم. نه اینکه فکر کنید مشکلی پیش اومده ( نه الحمدلله !) اما باید به هوش باشیم. دوستون داریم . بای
-
دغدغه کار
شنبه 19 آذرماه سال 1384 01:17
سلام بچه ها. خوبید ؟ این روزها مهمترین دغدغه من انتخاب مناسب برا شغله !!اخه الحمدلله زمینه یکی دو کار دولتی مهیا شده و من مرددم که این شغلها رو انتخاب کنم یا اینکه به توصیه بابای مریم و داداشم بخ کار آزاد رو بیارم . البته وقتی به سرمایه م نیگاه می کنم تکلیفم تا خدود زیادی معلوم میشه ! بچه ها تو رو خدا دعامون کنید....
-
توهم نیست !
سهشنبه 15 آذرماه سال 1384 01:52
سلام بچه ها. من سعیدم . دوستی به نام سارا ایمیل زده بودند و ادعا کرده بودند که این وبلاگ نوشته های توهم آمیز یک فرد مجرد است !! خواستم جوابی به ایشان بدهم و ادعای ایشان را رد اما راهی به ذهنم نرسید ! فقط امیدوارم که تا هست از این توهمات شیرین باشد که واقعی تر از هر واقعیت اند الحمدلله !! خوشبختیم و راضی !الحمدلله !
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 14 آذرماه سال 1384 13:21
روزای زندگی داره میگذره و الهی شکر خوبم میگذره با سلامتی و محبت ....منم یه کاره نیمه هفته گیرم اومده و خب شکر میگذره .... و سعید جونم مشغوله و حسابی کار میکنه .. .فقط برامون دعا کنید که خدایی نکرده زمین نخوریم... .راستی مامان سعید جونم یه خورده کسالت دارن که خوشحال میشیم دعاشون کنید.... ..در جواب شیدای عزیز هم باید...
-
سلام بچه ها خوب هستید؟
جمعه 20 آبانماه سال 1384 23:26
در جواب شیدای عزیز که از مشکلات مراسم خواستگاری پرسیده بود باید بگم خب یک سری اختلافات جزئی بود مثل تفاوت نظر بر میزان مهریه که الحمدلله با حسن نظر خانواده هامون به خیر گذشت. الان مامان بابای سعید جون رفتن مسافرت و من مثل والدین خودم دلتنگشونم. از این بابت خوشحالم و از خدا میخوام که تا آخر عمر همینجوری دوسشون داشته...
-
سلام به همه
دوشنبه 16 آبانماه سال 1384 00:19
سلام بچه ها ..... منم عاقبت پست گذاشتم رو وبلاگ . فقط تشکر می کنم از مهربونیتون. مسئولیت زندگی برا من و سعید سخته اما خیلییی شیرینه . شاد و سلامت باشید.
-
تبریک ۲ ماهگی ازدواج ما و عید فطر
پنجشنبه 12 آبانماه سال 1384 13:52
سلام بچه ها . امروز دقیقا ۲ ماه از ازدواج ما گذشت. ۲ ماهی که تجربه خیلی بکر و بی نظیر و جالب بود و خدا رو به این خاطر خیلی شکرگزارم. برا همه ی شما و خودم و مریم خانم آرزوی خوشبختی مستمر دارم. در ضمن عید فطر رو به همه ی شما و مریم خانم گل هم تبریک می گم . ظاهرا این مدیران بلاگ اسکای هم دارن سرویساشون رو ارتقا می دن که...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 2 آبانماه سال 1384 17:51
سلام دوستای مهربون . اولا تسلیت به مناسبت ایام شهادت حضرت علی (]ع) و بعد التماس دعا به مناسبت لیالی قدر و در آخر اینکه مریم خانوم گل علاقه خاصی به فصل پاییز دارن و من هم خواستم از اینجا فرارسیدن فصل دوست داشتنی پاییز رو بهشون تبریک بگم ! و آرزو کنم که روزهای زندگیمون همیشه بهاری باشه ! از مهربونیاتونم واقعا ممنونم .
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 30 مهرماه سال 1384 22:04
سلام بچه ها. روزهای خوبیه . فقط همین ! و بعد تشکر از مهربونیتون و شکر خدا ! راستی بد نیست این مطلب مال ۲ سال قبل رو بخونید : (( برام دعا کنید.... سلام ! ببینید دوستان به نظر من رابطه من و سعید مثل تمام روابط امروزی (الحمد الله ) نیست ما مثل دوتا پیرزن و پیرمردیم که به واسطه حضور در خانه سالمندان با هم آشنا شدیم البته...
-
عشق نگرانی امید
چهارشنبه 20 مهرماه سال 1384 23:01
سلام بچه ها . طاعاتتون قبول . هم من و هم مریم خانم که الان کنار من دارن چایی میل می کنن خیلی دوست داریم بیشتر از اینا بیایم اینجا اما خب فعلا مشغله زیاد نمی ذاره . اما همه تونو دوست داریم و همراهیاتون برامون دلگرم کننده است. خیلی نگران شرایط بعد از سربازی از نظر شغل و ... هستم اما باز هم مثل همیشه امید به خدای مهربون .
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 13 مهرماه سال 1384 23:01
سلام بچه ها . زنده ایم و بسیار خوشبخت با هم زندگی می کنیم. ممنون از مهربونیتون.
-
فردا عروسی ما
جمعه 11 شهریورماه سال 1384 13:20
سلام بچه ها. خیلی نمی تونم آنلاین باشم . آخه فردا عروسیمونه !! عروسی من با مریم خانوم ! بچه ها ممنون می شم برا خوشبختیمون دعا کنید. بعد از عروسی حتما حضورتون می رسیم . انشالله
-
این روزهای خوب ...
جمعه 4 شهریورماه سال 1384 16:10
سلام بچه ها. خب به قول مریم خانوم این اولین پیام دوره تاهل من هست ! برا همه شما آرزوی خوشبختی دارم و از شما هم خواهش می کنم ما رو از دعاتون محروم نکنید چرا که خیلی ها هستند که بدشون نمی آد ... اخب بی خیال . اصلا باورم نمیشه ! الان یه هفته ست من و مریم عقد کردیم و انشا... شنبه آینده هم عروسیمونه ! دوستای قدیمیتر خیلی...
-
ما زن و شوهر شدیم با کمک خدا....
جمعه 4 شهریورماه سال 1384 02:17
اولین سلام دوران تاهل من به همه!!!!!!!!!!!!!!! سلام به همتون من و سعید به عقد هم در اومدیم و از خدا میخواییم که مارو کمک کنه بتونیم شریک زندگی خوبی برای همه لحظات زندگی هم باشیم ...راستی دلمون برا همتون تنگ شده بود ...و سعید هم سیستم نداره نمی تونه بیاد رو خط اما سلام همه رو رسوند .....تقریبا ۹ روز دیگه عروسیمونه و...
-
شدیدا درگیریم...
سهشنبه 25 مردادماه سال 1384 23:07
سلام . به شدت درگیر مقدمات عقد و عروسی هستیم. راستی بچه ها ما دات کام شدیم ها! عاشقانه ها دات کام آدرس جدید ما هست که به زودی سایت اون هم راه اندازی می شه . ۳ روز دیگه عقده .انگار جدی جدی دارم داماد می شما !! دعامون کنید. ببخشید که نمی تونم آنلاین شم و به حضور برسم بچه ها!!
-
الهی شکر...
پنجشنبه 20 مردادماه سال 1384 13:38
این روزا ما در تدارک مراسم عقد و خریدیم اما بازم بی حوصلگی و عجولی سعید کار داره دستمون میده و اعصابامونو خط خطی کرده .....اما در هر حال الهی شگر ...یا حق!!!!!!!