-
خدایا به من آرامش ده.....
چهارشنبه 7 آذرماه سال 1386 23:52
اینجا دیگه مثل قدیما آرامش نیست......از دوست عزیزمون که سعی میکنه آرامش ما رو بههم بزنه خواهش میکنم که خونه کوچیک آروم ما رو به حال خودش رها کنه و آرامش ما رو به هم نزنه ..... امروز سر یه موضوعی برا مامانم ناراحت شدم و یه دنیا گریه کردم ......خدایا تو رو به بزرگیت قسم مامانم رو شفای خیر بده ....... آخر این ماه من و...
-
باز هم آبان......
جمعه 25 آبانماه سال 1386 02:06
سلام به همه عزیزان ..به همه اونهایی که من و سعیدم رو سالهاست که تنها نگذاشتن .و چند مدت هست که جمع ما رو سه نفری به مهمونی دلهای مهربونشون قبول کردن .. .امشب به لطف عزیزی بعد از مدتها موفق شدم راحت روی خط بیام و یه سرکی به وبلاگ بکشم ...چون همیشه سعید می اومد روی خط و من فرصت نداشتم ..خب می خوام یه کوچولو پرچونگی کنم...
-
خوشبختی !!
پنجشنبه 10 آبانماه سال 1386 23:07
یه دوست عزیز مدتیه برا ما پالسهای منفی می فرسته که هیچ اثری نداره !! پس خواهش می کتم خودشو اذیت نکنه و به جای تخریب بیاد راه خوشبخت بودن رو از ما یاد بگیره !!! خدایا شکرت !!! بچه ها ۲۶ آبان تولد منه !! تبریک نمی گین !!! راستی چشمها را باید شست .... هیچ وقت از تخریب دیگران ما بهره ای نخواهیم برد پس فقط یه روانی ممکنه...
-
همه چیز روبراهه جز غذا خوردن سروش!!
چهارشنبه 4 مهرماه سال 1386 13:12
سلام دوستان !بابا این آقا سروش منو مامانشو کشته !! اصلا غذا نمی خوره یعنی کم می خوره !!! راستی بچه هایی که ما بهشون سر نمی زنیم ما رو ببخشن !! محدودیت سعادت دلیلشه !!
-
ما خوشبختیم !!!
دوشنبه 26 شهریورماه سال 1386 10:46
سلام به کوری چشم بدخواهان ما خوشبختیم !! حالا یه آدم بدخواه بیاد تو نظرات بنویسه :(( سعید خیلی بی معرفتی .... تو یک روز برای من این زندگی رو می خواستی...نامرد مریم هم گوسفندی هم الاغ ....... یه چیزی زو یادت نره تو مامان بزرگ سعیدی )) مریم کمتر از یک سال با من اختلاف سن داره خوب چه مشکلی ایجاد می کنه برا شما ؟؟؟ فقط...
-
امروز ما.......
شنبه 10 شهریورماه سال 1386 00:20
سلام ...... سعید خوبم الان دست سروش رو که با سر رفته بود داخل ظرف غذاش شست (گزارش لحظه ای ) خب اللی شکر زندگی بد نیست ...با کم و کاستش داره میگذره ....شاید از این به بعد بیشتر براتون حرف بزنم ..مخصوصا از روزای شیرین آشناییمون ....در ضمن در جواب دوست خوبم که فرموده بودن بنده خیلی گوسفندم باید عرض کنم که بزرگواری از...
-
دومین سالگرد ازدواج ! همه چیز خوبه خدا رو شکر !!
پنجشنبه 8 شهریورماه سال 1386 23:45
سلام بچه ها! دوازده شهریور دومین سالگرد ازدواج من و مریم خانومه !! مبارکه ایشالله ! صداقت صبر گذشت و ایثار!! اینا رو داشته باشین غمتون نباشه !! همه چیز خوبه به لطف خدا!!
-
تولد مریم و من !
جمعه 26 مردادماه سال 1386 22:06
سلام بچه ها! همه چی به لطف خدا بر وفق مراده ! ۱۵ مرداد تولد مریم بود که براش جشن گرفتیم . رو کیک تولد مریم یه الاغ بود که سمبل عشق من یبه اونه !! هاهاها ! راستی حال مامان مریم هم بهتره ! ۲۶ مرداد هم تولد شناسنامه ای منه ! راستی امسال اولین هدیه روز پدر رو از سروش کوچولوی خوبم گرفتم ! مرسی بابا جوننننننننننننننن!
-
پنجمین تیر زندگی در مشهد مقدس !
دوشنبه 18 تیرماه سال 1386 21:29
ماه تیر برای من و مریم ماه شروع عشقی است که از خدا می خواهیم پایانی بر آن نباشد. با اجازه زائر امام رضا هستیم و از جوار حضرت این پست رو میگذاریم . عمده ترین تفاوت این ماه تیر اضافه شدن آقا سروش گل به مجموعه عاشقانه ی زندگیمونه ! خیلی وقته دلم می خاد چند تا توصیه برا عشاق جوون بنویسم اما متاسفانه فرصت نمی شه ! مثلا این...
-
شکر خدای را!
دوشنبه 14 خردادماه سال 1386 22:46
سلام دوستان الحمدلله همه چیز بر وفق مراده سروش گلمون خوب و سالمه حاج خانم مادر مریم هم الحمدلله بهتره خب به هر حال همه چیز روبراهه راستی سروش گاهی مامان و بابا هم می گه !! راستی بچه ها جالب نیست این که در حالی که ما با عرض شرمندگی برا کسی پیام نمی ذاریم اما دوستان تا حدی به ما لطف دارند که نزدیک به صدهزار بازدید کننده...
-
گرمی حضور آقا سروش
دوشنبه 10 اردیبهشتماه سال 1386 01:08
سلام دوستان این روزای ما سرشار از شیرینکاریهای آقا سروشه !الحمدلله روزگار مشکل زیادی برامون درست نکرده ! الان هم آقا سروش داره شیر مامانشو میل می کنه ! خیلی خسته ام !! از مهربونیهاتون هم ممنون !
-
سلام سال نو مبارک !
جمعه 10 فروردینماه سال 1386 13:24
سلام دوستان !ما ( من و مریم و آقا سروش! ) اولین مسافرت برون استانیمون رو اومدیم و آرزو می کنیم ایام به همه شما خوش بگذره !
-
ختنه آقا سروش
سهشنبه 15 اسفندماه سال 1385 18:14
سلام با اجازه دیروز آقا سروش گلمون رو ختنه کردیم. ایشالله که زودتر خوب بشه ! حال حاج خانوم مامان مریم خانم جون ! هم الحمدلله بهتره ! دوستون داریم یا حق!
-
سلام زنده ایم شکر
جمعه 20 بهمنماه سال 1385 22:03
سلام به همتون ...دوستون داریم ...تو رو خدا دعا کنید برا مامانم ...یا حق!!!!!!!
-
التماس دعا....
شنبه 30 دیماه سال 1385 23:07
سلام .سلام به همه اون عزیزانی که سالهاست دارن ما رو با همراهیاشون دل گرم میکنن.این روزهای من (مریم )که همش دارن وقف سروش گلمون میشن.اما خب شکر حس مادر شدن اونم تو زندگی با مردی که انتخاب خودته حس قشنگیه حتی با تمام کم و کاست و مشکلات که بالاخره وجود داره ..سروش گلمون یه کم زردی اول نوزادی گرفت که شکر خدا به خیر گذشت...
-
تولد آقا سروش گلمون
پنجشنبه 30 آذرماه سال 1385 16:53
سلام به دوستایی که علارغم اینکه به قول بعضی از دوستان به علت کمتر آبدیت شدن کمی بیمزه شده باز هم از ما غافل نمی شن ! یه خبر خیلی خوب ! سروش گلمون توی دنیای عاشقانه بابا و مامانش بودن رو تجربه کرد!! خیلی خوشحالیم من و مریم . سروش ۲۵ آذر ساعت ۱۲.۵ ظهر به سلامتی به دنیا اومد و به لطف خدا حال مادر و بچه خوبه !! همین !!...
-
آبان عزیز !!!!!
چهارشنبه 17 آبانماه سال 1385 12:50
باز هم ماه آبان و به بهانه تولد بهانه زندگیم تبریک !!!!!! زندگی جاریه و شکر خدا همه چیز رو به راهه ..فقط یه کوچولو دلواپسی آینده و مسائل مالی هست که اون همه انتظارشو تو رندگیمون داشتیم ....سعید هم خوبه و سلام همه رو میرسونه ..تقریبا ۲ ماه دیگه نی نی خوشکلمون ان شا الله به دنیا میاد برای سلامتیش دعا کنید ..مثل همیشه از...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 22 مهرماه سال 1385 20:09
تو ای سروش نازنین امین رازهای من بیا که مهربانی و عزیز و پاک و طاهری بیا که از حضور تو دلم دوبار پر زده به روزهای دلخوشی به حس خوب شاعری بیا تمام بودنم شود فدای بودنت تو بوی مریمی که در مشام عشق حاضری
-
ماه مهر بوی مهر
جمعه 14 مهرماه سال 1385 17:47
سلام بچه ها . به لطف خدا همه چیز به خوبی برقراره . یکی از دوستان از ما رمز پیروزی در کار رو خواسته بودند . فعلا فقط مختصر بگم پایداری در عشق- عدم از این شاخه به آن شاخه پریدن - اهل هرزگی نبودن - دوست داشتن شخص به خاطر خودش و نه چیز دیگر - تلاش برای مهیا کردن بعضی مقدمات و ... از جمله دلایل موفقیت ما بودند که در راس...
-
سلام من مریمم و اولین سالگرد ازدواج
دوشنبه 27 شهریورماه سال 1385 14:53
سلام دوستان . همونجوری که سعید گفت نی نی خوشکلمون تو راهه. مثل همیشه و یا شاید بیشتر از همیشه این بار هم به عنوان شوهر و هم به عنوان پدر بچمون سعید رو دوست دارم ! شما هم ما رو از لطف همیشگیتون محروم نکنید و برای خوشبختی و مخصوصا سلامتی سروش جون دعا کنید . دوستون داریم یا حق ! سلام من هم سعیدم ! خواستم از طریق وبلاگ...
-
سفر به کیش - سروش و ....
شنبه 28 مردادماه سال 1385 21:04
سلام بی مقدمه بگم احتمال زیاد بچمون سروشه !!! یه سفرم رقتیم کیش جاتون خالی . روزگار بر وفق مراده الهی شکر
-
یه ۲۶ تیر دیگه !
جمعه 30 تیرماه سال 1385 19:57
سلام یه ۲۶ تیر دیگه هم اومد و تفاوتش با ۲۶ تیرهای قبلی اینه که نی نی هم تو جشن ما بود البته تو شکم مامان جونش !! تبریک به مریم !
-
بچه !
دوشنبه 22 خردادماه سال 1385 23:08
سلام اگه خدا بخواد ما داریم بچه دار میشیم ! ایشالله ! همین ! دوستون داریم . یا حق !
-
در امتداد زندگی
شنبه 2 اردیبهشتماه سال 1385 01:51
با همیم . خدای را شکر روزگارمان خوب است! شما را هم دوست داریم و ممنون مهربانیهایتان هم هستیم. همین !
-
تحویل سال در کنار هم
چهارشنبه 2 فروردینماه سال 1385 11:28
سلام بچه ها . سال نو مبارک . آرزومند رسیدن همه تون به آرزوهاتون هستیم . امسال مریم و من لحظه تحویل سال رو در کنار هم و تو خونه ی خودمون تجربه کردیم . خدا رو شکر .... الان هم توی یه گوشه بازار دارم سعی می کنم با جو کاسبی آشنا بشم . امید به خدا ... باز هم سال نوتون مبارک ! راستی آمار بازدید کننده های وبلاگ ما از پنجاه...
-
از لطف شما ممنونیم
پنجشنبه 11 اسفندماه سال 1384 16:52
بچه ها این روزا خیلی نمی تونیم آنلاین بشیم . خیلی دوست دارم به تک تک دوستامون که به ما لطف دارند سر بزنیم و نظر بدیم اما متاسفانه این خیلی برامون مقدور نیست . پس از اینجا دست مهربون شما رو می بوسیم و از لطفتون ممنونم . راستی مغازه عمده فروشی رو تحویل گرفتم و کار بانک هم هست !! خدائیش بد موندم بیشتر نیرومو رو کدوم کار...
-
امید و نگرانی
جمعه 5 اسفندماه سال 1384 14:31
سلام بچه ها . امیدوارم همه خوب و خوش و سلامت باشید. فقط یه خبر دارم و اون اینه که به لطف خدا با برادر بزرگترم یه ملک خریدیم که خب فکر کنم جاش خوب باشه ( هر چند عزت و ذلت دست خداست !!) فقط نگرانیم اینه که یه خورده پول کم داریم . دعا کنید کار ما درست شه . از نظر شغل هنوز وضعیت نامعلومه و محتاج دعا! یا خدا ! راستی لینک...
-
خدمتم تمام شد!
سهشنبه 2 اسفندماه سال 1384 19:41
سلام بچه ها. امروز بعد از ۲۰ ماه سرباز معلمی من تمام شد.خدایا شکرت خدمت من به لطف خدا خیلی بی دردسر و خوب تمام شد! بچه ها دعا کنید از نظر شغلی وضعیت مناسبی پیدا کنم . سرباز من دور از مریم شروع شد و با او به پایان رسید. راستی دارم تمام دار و ندار زندگیمو با داداشم هزینه خرید یه زمین تجاری می کنیم دعا کنید اشتباه نکنیم...
-
والنتاین مبارک !!!روزهای متفاوت ....
سهشنبه 25 بهمنماه سال 1384 12:50
سلام بچه ها. اولا معذرت میخام که به خاطر احترام به نظر دوستی که به صورتی نه چندان محترمانه از ما انتقاد کرده بودند نظر ایشون رو از پست قبلی حذف نمی کنم فقط به این حد بسنده می کنم که بگم از روز اول بنای ما بر بازتاب بی فیلتر تمام ماوقع زندگیمان است چه از روزی که از هم جدا بودیم و چه امروز که به لطف خدا با همیم . اما...
-
این روزای ما......
یکشنبه 16 بهمنماه سال 1384 01:52
سعید : (( هیچ وقت دنبال لقمه بزرگ نباش چون ممکنه بهش نرسی و لقمه کوچیکتو هم از دست بدی )) سلام بچه ها! این پند دایانای عزیزه . اما من از لقمه کوچیک گذشتم . خدا عاقبت من و مریم رو به خیر کنه !!امشب هر دو تامون دلمون گرفته بود و مریم کلی گریه کرد !!! نمی دونم !! خیلی تحت فشاریم. زندگیمونو دوست داریم . مریم : سلام به...