-
الهی شکر.....
جمعه 9 فروردینماه سال 1387 00:12
سلام خیلی حرف داشتم که براتون بزنم اما حیف که فرصت نشد خب در هر حال دوستون دارم و عید همتونم مبارک ...یاحق!!!!!!!
-
سروشم یه کم کسالت داره
پنجشنبه 8 فروردینماه سال 1387 10:48
سلام بچه ها . سروش یه کم سرما خورده و شب عیدی حال من و مریم گرفته است . تو رو خدا دعال کنید سروش زودتر خوب شه . راستی دو تا جوجه هم براش خریدم خیلی دوست داره بچه م !!
-
سال نو مبارک
سهشنبه 6 فروردینماه سال 1387 09:20
نرم نرمک می رسد فصل بهار... سلام دوستان ما ( من و مریم و سروش ) از صمیم قلب فرا رسیدن بهار رو به شما تبریک عرض می کنیم !
-
خسته ام....
چهارشنبه 22 اسفندماه سال 1386 22:19
سلام بچه ها ! دارم از در مغازه پست می گذارم . خیلی خسته ام . خستگی بازار شب عید که زیاد هم خوب نیست و علاوه بر اون فشار قسط و مسائلی از این دست و همچنین این که زمان زیادی رو نمی تونم کنار مریم و سروش باشم خسته شدم حسابی دعا کنید آرامشم برگرده! یا خدا!
-
شیرین کاریهای سروش
دوشنبه 6 اسفندماه سال 1386 10:21
سلام دوستان . سروش و مامان خانمش خونه هستند و من سر کار ! این روزا سروش قربونش برم خیلی شیرین تر از قبل شده . سروش مثلا یاد گرفته بگه بابا آب داد جوجو توپ گل و .... صدای چند تا حیوونم در می آره ! امیدوارم خدا همه بچه ها رو برا پدر و مادرشون و سروش رو برا من و مریم جون حفظ کنه.
-
به همین کوتاهی....
سهشنبه 30 بهمنماه سال 1386 12:36
چقدر فاصله اینجاست بین آدمها.......!!!!!!
-
بی بهو نه ......
دوشنبه 29 بهمنماه سال 1386 15:13
سلام .. هیچ بهونه خاصی برا نوشتن نیست به جز یه کم از مریم براتون گفتن دوستای عزیز مهربونم که حوصله ندارن لطفا این یه پست رو بی خیال شن..... اول از همه روز عشق رو به سعید خوبم تبریک میگم و آرزوی بهترین هارو برا زندگیمون دارم و ازش میخوام منو ببخشه چون براش هیچی نخریدم .....میدونید روش من تو زندگی با سعید یه روش کاملا...
-
Happy Valentine!!!!!
پنجشنبه 25 بهمنماه سال 1386 18:30
روز عشق خارجکیها بر مریم خانم جون و آقا سروش گلم مبارکه انشالله !!
-
خسته ام....
شنبه 20 بهمنماه سال 1386 15:53
خسته ام از تکرار مکررات ...... امیدوارم که بتونم با یه تغییر و تحول تو برنامه روزانم خودم رو از این خستگی آزار دهنده نجات بدم .....همه چی تکراری شده و هیچی جذاب نیست..راستی ما آدما قصد داریم به کجا برسیم با این همه تلاش؟؟؟؟؟ اما خب تا شقایق هست زندگی باید کرد..........یا حق!!!!!!
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 12 بهمنماه سال 1386 18:47
اینم جدید ترین شعر سعید ..چند و چون قضیه با نویسنده.... ببین که شرح نامه ات مرا کجا کشانده است ز چشمهای خسته ام قرار و خواب رانده است من آن پریش خاطرم که بی قراری دلم دوباره برقرار شد ز نامه ای که خوانده است امید عشق زنده شد ولی هراس ماندنی است دلم نگو که حق خود ز زندگی ستانده است به پایمردیش قسم که تشنه محبتی است که...
-
فقط یادی از گذشته......یادش به خیر....
جمعه 12 بهمنماه سال 1386 18:27
جمعه 1 اسفند ماه س1382ال غمی غمناک!!!!!!! غمی غمناک شب سردی است، و من افسرده.راه دوری است، و پایی خسته.تیرگی هست و چراغی مرده. می کنم، تنها، از جاده عبور:دور ماندند زمن آدم ها.سایه ای از سر دیوار گذشت،غمی افزود مرا بر غم ها. فکر تاریکی و این ویرانیبی خبر آمد تا با دل منقصه ها ساز کند پنهانی. نیست رنگی که بگوید با...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 12 بهمنماه سال 1386 12:09
ک لماتی که بیشترین آ مار را در موتورهای جستجو دارند عبارتند از : اقتداری، چنگیز حبیبیان، فرزین ،حامد، مقدم، رسول نجفیان، داود، ناقور، شروین، گروه راما، مهرزاد، پسران آفتاب، مهدی رضوان پیمان رسولی ثمین بهنام صفاریان فرزاد خردمند شهریار بهنام علمشاهی اشکمهر امیر مسعود خادم هومن بختیاری آقا کثیری ابراهیمی افتخاری اویسی...
-
احوال مریم
جمعه 12 بهمنماه سال 1386 10:13
ذوستانی از علت نگرانیهای امروزه مریم پرسیده اند. خب مریم به خاطر مادرش که در بستر بیماری افتاده ( سکته مغزی ) و همین طوز نگهداری لحظه به لحظه از سروش یه کم روزگار بهش سخت می گذره ! اما درست میشه ایشالله !!
-
روزهای.....
پنجشنبه 11 بهمنماه سال 1386 00:33
سلام...روزهای بهانه و تشویشه ....همه چیز سخته اما داره میگذره و همین شکر داره ....الهی شکر که سعیذ و سروشم سالمن ....امیدوارم که همه چیز ختم به خیر شه ...عاشق سعید و سروشمم اما سخخخخخخختههههههههههه!!!!!!!!!!!!!!!!دعا کنید ...یا حق!!!!!!!!!!!
-
یاخدا
پنجشنبه 4 بهمنماه سال 1386 12:52
یا خدا این وصل را هجران مکن سرخوشان عشق را نالان مکن
-
سلام
جمعه 21 دیماه سال 1386 19:40
من خونه ام....هوووووووووووو!!!!!!!!!!!!!!!! این یعنی آرامش اما من از نگرانی مامانم آرامش ندارم زندگی در نها یت روز مرگی داره میگذره اما خب اللهی شکر .... دلم برای مریم تنگ شده دوست بازم بشم اون مریم قبلی ..دوستون دارم ..یا حق!!!!!!!!!!!!!!!!
-
ما رسیدیم الحمدلله!!!!!
پنجشنبه 20 دیماه سال 1386 19:48
سلام دوستان خدا را شکر ایران ایر لعنتی بالاخره ما رو بلانسبت مثل گوسفند سوار گاری کرد و رسیدیم !! تا جایی که با عربها سر و کار داشتیم خوب بود اما وای بر ما ایران رو از همه نظر به گند کشیده اند .......
-
ما و همچنان اسارت ......
پنجشنبه 20 دیماه سال 1386 00:31
سلام الان سعید رفته پمپرز برای سروش پیداکنه و منم نگران غذای سروشم از یه رستوران ایتالیایی یه کم برنج ساده گرفتیم و اللهی بمیرم بچم خورد ...این سفره یه سفر تاریخی شده به دبی فکر کنم حداقل تا ۶الی ۷ ساله دیگه اسم اینجارو نیارم ....اینجا فقط تنها حسنش اینترنت وایرلس مجانی بود.. اما خب بمیرم سروشم خیلی اذیت شد ..الان یک...
-
انتظار طولانی در فرودگاه دوبی
چهارشنبه 19 دیماه سال 1386 17:32
بچه ها سلام ! ما تو فرودگاه دوبی گیر افتادیم !!به خاطر وضعیت جوی ۵ روز پروازمون به تاخیر افتاده و ما همینجوری تو فرودگاهیم ! لطفا دعامون کنید!
-
یاد ایامی....
جمعه 9 آذرماه سال 1386 22:18
مثه یک طفل خواب آلوده من محتاج آغوشم بخون مادر ازاون لالاییات بازم زیر گوشم........ وای که چقدر محتاج آغوش مامانم و لمس دستای سالمشم ......ای خدا تو خدایی و ما بنده و حق اعتراض هم نداریم اما خب چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!! چرذا اینجوری شد؟؟؟؟ یاد اون روزایی می افتم که تصادف کرده بودم و مامانم چقدر زحمت کشید و من به خاطر زندگیم و...
-
خدایا به من آرامش ده.....
چهارشنبه 7 آذرماه سال 1386 23:52
اینجا دیگه مثل قدیما آرامش نیست......از دوست عزیزمون که سعی میکنه آرامش ما رو بههم بزنه خواهش میکنم که خونه کوچیک آروم ما رو به حال خودش رها کنه و آرامش ما رو به هم نزنه ..... امروز سر یه موضوعی برا مامانم ناراحت شدم و یه دنیا گریه کردم ......خدایا تو رو به بزرگیت قسم مامانم رو شفای خیر بده ....... آخر این ماه من و...
-
باز هم آبان......
جمعه 25 آبانماه سال 1386 02:06
سلام به همه عزیزان ..به همه اونهایی که من و سعیدم رو سالهاست که تنها نگذاشتن .و چند مدت هست که جمع ما رو سه نفری به مهمونی دلهای مهربونشون قبول کردن .. .امشب به لطف عزیزی بعد از مدتها موفق شدم راحت روی خط بیام و یه سرکی به وبلاگ بکشم ...چون همیشه سعید می اومد روی خط و من فرصت نداشتم ..خب می خوام یه کوچولو پرچونگی کنم...
-
خوشبختی !!
پنجشنبه 10 آبانماه سال 1386 23:07
یه دوست عزیز مدتیه برا ما پالسهای منفی می فرسته که هیچ اثری نداره !! پس خواهش می کتم خودشو اذیت نکنه و به جای تخریب بیاد راه خوشبخت بودن رو از ما یاد بگیره !!! خدایا شکرت !!! بچه ها ۲۶ آبان تولد منه !! تبریک نمی گین !!! راستی چشمها را باید شست .... هیچ وقت از تخریب دیگران ما بهره ای نخواهیم برد پس فقط یه روانی ممکنه...
-
همه چیز روبراهه جز غذا خوردن سروش!!
چهارشنبه 4 مهرماه سال 1386 13:12
سلام دوستان !بابا این آقا سروش منو مامانشو کشته !! اصلا غذا نمی خوره یعنی کم می خوره !!! راستی بچه هایی که ما بهشون سر نمی زنیم ما رو ببخشن !! محدودیت سعادت دلیلشه !!
-
ما خوشبختیم !!!
دوشنبه 26 شهریورماه سال 1386 10:46
سلام به کوری چشم بدخواهان ما خوشبختیم !! حالا یه آدم بدخواه بیاد تو نظرات بنویسه :(( سعید خیلی بی معرفتی .... تو یک روز برای من این زندگی رو می خواستی...نامرد مریم هم گوسفندی هم الاغ ....... یه چیزی زو یادت نره تو مامان بزرگ سعیدی )) مریم کمتر از یک سال با من اختلاف سن داره خوب چه مشکلی ایجاد می کنه برا شما ؟؟؟ فقط...
-
امروز ما.......
شنبه 10 شهریورماه سال 1386 00:20
سلام ...... سعید خوبم الان دست سروش رو که با سر رفته بود داخل ظرف غذاش شست (گزارش لحظه ای ) خب اللی شکر زندگی بد نیست ...با کم و کاستش داره میگذره ....شاید از این به بعد بیشتر براتون حرف بزنم ..مخصوصا از روزای شیرین آشناییمون ....در ضمن در جواب دوست خوبم که فرموده بودن بنده خیلی گوسفندم باید عرض کنم که بزرگواری از...
-
دومین سالگرد ازدواج ! همه چیز خوبه خدا رو شکر !!
پنجشنبه 8 شهریورماه سال 1386 23:45
سلام بچه ها! دوازده شهریور دومین سالگرد ازدواج من و مریم خانومه !! مبارکه ایشالله ! صداقت صبر گذشت و ایثار!! اینا رو داشته باشین غمتون نباشه !! همه چیز خوبه به لطف خدا!!
-
تولد مریم و من !
جمعه 26 مردادماه سال 1386 22:06
سلام بچه ها! همه چی به لطف خدا بر وفق مراده ! ۱۵ مرداد تولد مریم بود که براش جشن گرفتیم . رو کیک تولد مریم یه الاغ بود که سمبل عشق من یبه اونه !! هاهاها ! راستی حال مامان مریم هم بهتره ! ۲۶ مرداد هم تولد شناسنامه ای منه ! راستی امسال اولین هدیه روز پدر رو از سروش کوچولوی خوبم گرفتم ! مرسی بابا جوننننننننننننننن!
-
پنجمین تیر زندگی در مشهد مقدس !
دوشنبه 18 تیرماه سال 1386 21:29
ماه تیر برای من و مریم ماه شروع عشقی است که از خدا می خواهیم پایانی بر آن نباشد. با اجازه زائر امام رضا هستیم و از جوار حضرت این پست رو میگذاریم . عمده ترین تفاوت این ماه تیر اضافه شدن آقا سروش گل به مجموعه عاشقانه ی زندگیمونه ! خیلی وقته دلم می خاد چند تا توصیه برا عشاق جوون بنویسم اما متاسفانه فرصت نمی شه ! مثلا این...
-
شکر خدای را!
دوشنبه 14 خردادماه سال 1386 22:46
سلام دوستان الحمدلله همه چیز بر وفق مراده سروش گلمون خوب و سالمه حاج خانم مادر مریم هم الحمدلله بهتره خب به هر حال همه چیز روبراهه راستی سروش گاهی مامان و بابا هم می گه !! راستی بچه ها جالب نیست این که در حالی که ما با عرض شرمندگی برا کسی پیام نمی ذاریم اما دوستان تا حدی به ما لطف دارند که نزدیک به صدهزار بازدید کننده...