-
نوار زندگی.....
دوشنبه 17 فروردینماه سال 1388 09:15
خدایا به من این قدرت رو بده که بتونم نوار زندگیمو به عقب برگردونم خدایا کمک کن که سخت محتاجم ای مهربان ترین مهربانان یا حق!!!!
-
مرسی عشق من....
یکشنبه 9 فروردینماه سال 1388 09:45
به نام آنکه آفرید مرا تا دوست بدارم تورا شاید اون جوری که باید قدرتو من ندونستم حرفهایی بود توی قلبم من نگفتم نتونسم سعید خوبم به خاطر تمام خوبیهات محبتات صبوریهات حتی غرغر کردنهات به خاطر وجود و حضورت ازت ممنونم و با تمام وجودم عذر خواهی می کنم از این شرایط . بهانه زنده بودنم باش تا بمانم...... دوستت دارم همسرت :مریم
-
روزهای پرتنش!
شنبه 8 فروردینماه سال 1388 15:35
سلام . خانواده مریم اکثرا به مسافرت رفتند و فقط ما و خواهر بزرگترش عهده دار سرپرستی مادرشیم . روزهای سختیه به خصوص برا مریم . راستی مرده شور پولو ببرن !من برا بالا بردن روحیه به شوخی گفتم می خوام یه تویوتا کمری بخرم و حالا این برام شر شده !!بی خیال !خیلی شخصی شد! اینم ۲ پست قدیمی: تاریخ : دوشنبه 10 فروردین ماه سال...
-
بوی عیدی.......
دوشنبه 3 فروردینماه سال 1388 17:19
بوی عیدی..... بوی توپ..... بوی کاغذ رنگی...... راستی چرا؟؟؟؟ چرا دیگه عیدا بوی بچه گیهامونو نمی ده؟؟؟ ما بزرگ شدیم یا عمو نوروز عوض شده؟؟؟ دوست دارم بازم بچه باشم و بوی اسکناس نو من رو یاد شادی عید بندازه! هیچ دورانی بچگی و مجردی نمیشه... یادش به خیر... یا حق!!!
-
نوروز مبارک
یکشنبه 2 فروردینماه سال 1388 17:29
سلام من هم به سهم خودم باید نوروز رو تبریک بگم عیدت مبارک سین ششم سفره هفت سین زندگیم سروش خوبم عیدت مبارک بهانه قشنگ زنده بودنم سین هفتم و ختم سفره هفت سین زندگیم سعید م همسر مهربونم و عیدتون مبارم همه ی دوستای گلم امیدوارم امسال پر باشه از اتفاقات خوب و برکت و سلاکت برا همه و خانواده ی کوچک ما و شفای کامل مامانم ان...
-
سال نو مبارک
یکشنبه 2 فروردینماه سال 1388 00:17
سلام بچه ها ! سال نو مبارک ! امسال رو بدون ماشین اما به لطف خدا سالم شروع کردیم !پدر سوخته سروش (الهی قربونش برممممممممم) به حق ماشالله از شیطنت پدرمون رو ذدر آورده . امسال تقریبا هر روزش چکهای سنگین دارم . تو رو خدا دعامون کنید !
-
ما........
یکشنبه 25 اسفندماه سال 1387 15:53
سلام نوروز مبارک تعجب نکنید پیشاپیش مبارک!!!! این روزها حال عجیبی دارم الهی شکر اما....... باید خوشحال باشم تا همه چی انرژی مثبت بده..... حال پسرم خوبه سعیدم خوبه و کلی ی ی ی ی گرفتاره.... منم ای هستم..... یا حق!!!!
-
شریک !
سهشنبه 13 اسفندماه سال 1387 16:31
پیرمرد یک همبرگر، یک چیپس و یک نوشابه سفارش داد... همبرگر را به آرامی از توی پلاستیک در آورد و بادقت خیلی زیاد به دوقسمت تقسیم کرد. یک نیمه اش را برای خودش برداشت و نیمه دیگر را جلوی زنش گذاشت... بعد از آن پیرمرد با دقت خیلی زیاد چیپس ها رو دونه دونه شمرد و آن ها را به دوقسمت تقسیم کرد و نصفه از آنها را جلوی زنش گذاشت...
-
باز باران....
شنبه 10 اسفندماه سال 1387 15:31
امروز بازم بارونیه و من یه حس خوب دارم حیفم امد به شما هم منتقل نشه ما هم خوبیم و سلامت الهی شکر همین.... یا حق!!!!!
-
دوستت دارم....
جمعه 9 اسفندماه سال 1387 13:23
سعید دوستت دارم و باید بدونی که فقط من و تو مهمیم توی زندگی پدر همه رو صلوات........... چه عشقی از من و تو خالص تر که من تو رو به خاطر خودت و تو من رو به خاطر خودم خواستی؟؟؟؟؟؟؟؟ دیگه هیچی در این مورد نشنوم لطفا یه بوسه خوشکل عشق تقدیم به همسر گلم که دیگه از این حرفها نزنه.... This Was Just Meant To Be You Are Coming...
-
مصاحبه....
پنجشنبه 8 اسفندماه سال 1387 16:44
سلام زمان : ۸ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۳۰ مکان: خونه ی خودمون حالت: کلی دلت گرفته چرا؟؟؟ اصلا نمی دونم! موزیک متن : آهنگ پیور لاو . آرش. وا ؟؟!!! چه مرگته خب دختر؟؟؟ والا نمی دونم آخه چی کم داری؟؟؟ به خدا هیچی الهی شکر همه چیز خوبه! پس چی؟؟؟ نمی دونم دلم میگیره همیشه؟؟ نه گاهی وقتها این روزا بیشتر وا؟؟ چون حتما عیده و باید...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 28 بهمنماه سال 1387 16:21
سلاااااااااااااااااااااااااااااممممممممممممممممممممممممممم!!!!!!!!!! خوبید بر و بچ؟؟؟؟؟ واای که چقدر دلم براتون تنگیده بود ادبیاتو حال کردی؟؟؟ ما دور از گوش جمع مادر بردمون سوخته بود یعنی هست!!! به همین علت نتونستیم مزاحمتون باشیم الانم با سیستم یکی از آشنایان امدیم روی خط اگر بخوام از خودمون بگم الهی شکر خوبیم و می...
-
خلقت تو..........
یکشنبه 20 بهمنماه سال 1387 12:51
حتی با اینکه هیچ کس مثل من عاشق تو نیست پیش تو آینه ی چشمام حقیر لایق تو نیست خدایا تا آخر دنیا به خاطر خلقت سعید ازت ممنونم. یا حق!
-
سعید...
شنبه 19 بهمنماه سال 1387 00:38
من کلا خودم رو تو زندگی دستکم گرفتم و از این قضیه اصلا احساس بدی ندارم. هر چند این مسئله غالبا امکان عقده گشایی و تحقیر دیگران را محیا کرده است. روزی که شاخصترین چهره دانشگاه و مدرسه بودم و روزی که فرصت تدریس در دانشگاه و بهترین موسسات کنکور و بهترین مدارس شهرم را یافتم در من هیچ حس برتری نسبت به دیگران شکل نمی گرفت...
-
چشمهارا باید شست....
چهارشنبه 16 بهمنماه سال 1387 19:46
بکوش که زیبایی در نگاه تو باشد نه در آنچه می نگری... یا حق!!!
-
با اجازه سهراب....
سهشنبه 15 بهمنماه سال 1387 15:11
اهل شیرازم ای روزگارم بد نیست پسری دارم گل شوهری زان بهتر مادر ی دارم من پر ه از عطر بهشت...... پدری دارم من که برایم بنوشت دفتری از گل یاس تا کنم پیشه ی خود درس افتادگی و مهر و وفا!!! تورو خدا بلند بخند این جوری نه یواش یواش من ناراحت نمی شم من که شاعر نیستم زمزمه خودم بود منم باهات می خندم تا روت باز شه نیگا سلام...
-
زندگی جاریست....
چهارشنبه 9 بهمنماه سال 1387 14:51
سلام دوستان خوبید؟؟؟ با بحران این روزای دنیا که مثل همیشه ایران عقب تر هست و سال دیگه میفهمیم چی به سرمون اومده چطورید؟؟ من اگر شکایت از این شرایط مالی دارم نه اینکه خدایی نکرده مشکلی داشته باشیم ..نه اصلا در ظاهر مشکلی نیست و شکر خدا هیچی هم کم و کسر نیست یعنی سعید خوبه من ( خدا حفظش کنه) مثل کوه پشت من و خانوده...
-
من......
یکشنبه 6 بهمنماه سال 1387 20:23
من چه تلخم امروز..... امروز رفتم برا دیدن بازماندگان یکی از آشنایان که فوت شده بود وااای خدای بزرگ دلم داشت تو سینه پرپر میشد...{ اشک جلو چشمامو گرفت.....مانیتورونمیبینم......} برا خانوم این بنده خدایی که فوت شده بود خیلی دل آدمو می سوزوند تنهایی این زن. خودش که رفت خدا رحمتش کنه اما خانومش و بچه ها وباقی بازماندگانش...
-
با اجازه خورشید خانوم...
سهشنبه 1 بهمنماه سال 1387 15:40
این مطلب رو با اجازه خورشید خانوم گل مینویسم که هر روز حق سلام داره و سلامش میکنم ..نگی چقدر بی معرفتی ها!!! دوست دارم هر روز ابری باشه... آخه منم عاشق ترم انگار وقتی بارون میباره... راستی یه موزیک خوشکل (به نظر خودم..) گذاشتم روی وبلاگ گوش کنید ببینید خوشتون میاد... یا حق!!!
-
نیمه پر.....
دوشنبه 30 دیماه سال 1387 09:13
دیشب توی اون حال و هوای غریب مثل همیشه اونی که همیشه منو آروم میکنه ( خدا حفظش کنه و از من نگیردش ..) سعید عزیزم یه جمله به من گفت که خودش گویای هزار سال بود و منو از صمیم قلب آروم کرد صبح که از خواب بیدار شدم و بهش فکر کردم دیدم هههوووووووو!!! چقدر جا هست برا دیدن نیمه پر! اخه می دونید اینجا جایی نبود که من هیچ وقت...
-
۲۶ تیر!!! وسط زمستون؟؟؟
شنبه 28 دیماه سال 1387 16:54
۲۶ تیر وسط زمستون؟؟؟؟شاید......!!!!!!!!!!!!!
-
سعی میکنم....
چهارشنبه 25 دیماه سال 1387 14:22
سعی می کنم چند روز نت نیام! ببینم چی میشه؟؟؟....!!! می خوام یه کم تنها باشم و فکر کنم آخه فکر کردن بهترین پر کننده اوقات بیکاری منه یه لیوان چایی یا نسکافه داغ بریزی .بدون قند یا شکر که مغزت اتصالی نکنه! و یه گوشه آروم بشینی و فکر کنی..... یا حق!! ۱۷۲۲۷۳
-
امروز...
چهارشنبه 25 دیماه سال 1387 09:52
سلام دیشب یه پست عجیب از یه حس خود جوش لحظه ای گذاشتم روی وبلاگ که در عرض ۴۵ دقیقه که امدم پاکش کنم ۳۵ تا بیننده داشت!!!!!!!!!!! من تا حالا به این نکته توجه نکرده بودم! والا جونم براتون بگه اگر خدا کمک کنه کلی اهداف کوتا ه و بلند مدت دارم با یاری خدا حتی بعضبهاشون چند ساله! امیدوارم که خدا به همه و من کمک کنه اگر از...
-
زندگی با عشق چیز دیگری است....
شنبه 21 دیماه سال 1387 16:20
می دونید بی مقدمه باید بگم اگر من با عشق سعید رو انتخاب نکرده بودم شاید این دختر نازنازی و ته تغاری و دور از جون شما یه کم لوس حاجی زیر این فشارهای زندگی ( که فقطم مختص ما نیست..)دوام نمی آورد....واقعا میگم !!! پس به همه جوانها توصیه میکنم ( به عنوان یه کوچکتر ..) که با عشق زندگیتونو شروع کنید اما یه عشق با دید...
-
حال و روزم کمی خوب نیست !
شنبه 21 دیماه سال 1387 14:47
سلام دوستان ! وضع اقتادی من هم مثل کل دنیا قاراشمیش است ! پس من کل دنیا هستم !!! باید روحیه مان را حفظ کنیم . تو شرایظی دست به تحول و رسیک زده ام که اوضاه بازار به هم ریخته است . دعام کنید...
-
گربه همسایه...
جمعه 20 دیماه سال 1387 16:17
«دلم گرفته است دلم گرفته است به ایوان می روم و انگشتانم را بر پوست کشیده شب میکشم» اخ که یه روزی چقدر این شعر فروغ رو زمزمه میکردم و سعید هم همش میگفت مریم نگو این ناامیدی فروغ ما رو هم میگیره و به هم نمی رسیما!!! امروز میخوام در مورد یه مطلبی براتون بگم که شاید خیلی از کسانی با موقعیت من (با این همه گرفتاری زندگی )...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 19 دیماه سال 1387 17:28
سلام این چند روز همش در گیر مریضی سروش بودم و بس یه مادر واقعی شده بودم از شب تا خود صبح بیدار بالای سرش و روزها هم به نگهداری و مراقبتش سخت بود و لی خب شکر خدا الان خیلی بهتره از همینجا هم یه خسته نباشید و دستت درد نکنه جانانه به سعیدم عشق خودم که پا به پای من با من و سروش بود مرسی گلم ... می دو نید این روزا با همه...
-
نگاه من به عزاداریهای محرم ...
دوشنبه 16 دیماه سال 1387 23:05
ساده بگم !! این روزها همه جا پر از زمزمه و فریاد حسین حسین است و هیئتها و نذریها و دسته های زنجیزنی و .... اما به نظر بنده حقیر که نه عالم علوم دینی ام و نه صاحب نظر در تاریخ ، این قضایا کلی به بیراهه رفته . تنها حرفی که این روزها تصادفا شنیدم و خیلی به نظرم ارزشمندتر از همه دکان و دستکهای گریه بازار بود ! این است که...
-
تب سروش....
دوشنبه 16 دیماه سال 1387 16:50
سلام بازم نیمچه سفر! ما قرار بود برا دیدت فامیلهای محترم همسر گلم بریم شهرستان اما چون سروشم تب کرده کنسل شد ..... یا حق!!!
-
ما برگشتیم......
یکشنبه 15 دیماه سال 1387 17:22
سلام به همه شما خوبان ما ساعاتی پیش رسیدیم این چند روز سفر خوب بود ..نه! خیلی خوب بود لااقل وقتی بود برا باز هم با هم بودن سرمای این روزها هم بهانه بهتری شد برا بیشتر کنار هم بودن خوش گذشت... یه جمله خیلی قشنگ این چند روز از سعید شنیدم که دلمو لرزونده شاید اگر فرصتی باشه یه سفرنامه کوتاه اینجا بذارم ... یا حق!!!!!