-
اصلاح پست قبلی!
چهارشنبه 16 اردیبهشتماه سال 1388 08:34
با توجه به اینکه به اینتنت دسترسی نداشتم متنی بر روی کاغذ نوشتم و به دوستی دادم . متاسفانه ایشون مشکل بینایی دارن و فقط بخشهایی از متن رو دیده بودند. این هم اصل پست: ( بخشهایی را که ایشان دیده بودند به رنگ قرمز نوشتم !) احساس نه چندان جالبی را که به این روزهای با مریم بودن داشتم را کشتم! من اینجا آنلاین شدم تا بگویم...
-
مریم را کشتم!
سهشنبه 15 اردیبهشتماه سال 1388 11:26
من اینجا آنلاین شدم تا بگویم مریم را کشتم و دارم می روم خودم را معرفی کنم . حتما جزئیات این اتفاق را در روزنامه ها خواهید خواند . پسورد وبلاگ را هم به کسی می دهم تا وقتی سروش بزرگ شد به او بدهد. دعا کنید زودتر اعدامم کنند.
-
عجیبه
یکشنبه 13 اردیبهشتماه سال 1388 08:44
خدایا مریم را ببخش اگر هر روز به بهانه ای روزهای زندگیمان را اسیر بهانه ها می کند! فقط همین!
-
میروم....
شنبه 12 اردیبهشتماه سال 1388 10:29
میروم دور از تو با دنیای خود خلوت کنم باید آخر من به این بیگانگی عادت کنم؟؟؟؟؟
-
قفسم برایم تنگ شده.....
چهارشنبه 9 اردیبهشتماه سال 1388 14:22
آهای خوشگل عاشق آهای عمر دقایق آهای وصل به موهای تو سنجاق شقایق آهای ای گل شب بو آهای گل هیاهو آهای طعنه زده چشم تو به چشمهای آهو دلم لاله ی عاشق آهای بنفشه ی تلخ نکن غنچه ی نشکفته ی قلبم رو تو پرپر من که دل به تو دادم چرا بردی ز یادم بگو با من عاشق چرا برات زیادم چرا برات زیادم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آهای صدای گیتار...
-
برای اولین بار...
چهارشنبه 9 اردیبهشتماه سال 1388 11:10
برای اولین بار متن پست نا عاقلانه ای رو که مریم دیشب گذاشته بود رو پاک کردم تا وسیله سو استفاده نامحرمان و خیرخواهان و دوستان کم عقل مهیا نشه !!اما به حرمت نظر دوستان اونها رو تبدیل به یک پست کردم . به بهترین وجه خودم رو مهار کردم . هیچ گونه واکنشی به بدترین رفتارهای ممکن ندادم تا در یک شرایط آروم (بهدا ) با مریم...
-
واکنش به یه پست ناپخته از مریم !
چهارشنبه 9 اردیبهشتماه سال 1388 11:05
مریم جونم خوبی؟اینجا رو می خونی <.> خوب نوشته برات.عزیزم بیا ببینم حالت خوبه؟ دوست خوبم: -->مریم جان تنهایی...دردت رو کسی نمیدونه...اونجور که میخواستی نشد...اون جور که وعده داده بودن...اونجور که فکر میکردی حقت هست نشد...میدونم خانم...میدونم درد داری.. میدونم اونقدر غم داری که بعضی وقتها اغوش مادر چاره ساز نیست...
-
شب شراب نیرزد به بامداد خمار............
چهارشنبه 9 اردیبهشتماه سال 1388 01:23
هی بازیگر گریه نکن ما هممون مثل همیم صبحها که از خواب پامیشیم نقاب به صورت میزنیم صداشو دارم میشنوم این صدای استخونهامه که داره خورد میشه کی می تونه مریم رو از نو بنویسه کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فصل آخرم یا کم آوردم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خدایا کمکم کن همش به خاطر این و اون؟؟؟ پس من چی؟ من کیم؟ جق من دست کی جامونده؟ کی می خواد به من کمک...
-
اولین تپشهای عاشقانه قلبم !
سهشنبه 8 اردیبهشتماه سال 1388 14:09
اولین تپشهای عاشقانه قلبم عنوان کتابی است که فکر می کنم برای مریم و من خیلی بار خاطره داره !راستی سروش برای خواهر احتمالی اش اسم سحر رو به غزل ترجیح می ده !! اینو برا ثبت توی تاریخ خونوادگیمون نوشتم !راستی وبلاگ ما داره یکصدو نود هزارمین چشمهای مهربان بازدید کننده اش رو هم بوسه می زنه !!
-
من تو را آسان نیاوردم به دست - تو مرا آسان نیاوردی به دست
سهشنبه 8 اردیبهشتماه سال 1388 13:51
تاریخ تکرار می شه !! ((باشه؟؟دغدغه ها ... چاپ تاریخ : شنبه 14 اردیبهشت ماه سال 1387 من ( سعید ) هرگز از دسته 2 بودن درجه 2 بودن نفر دوم بودن و .... خوشم نمی اومده و برام تحملش ممکن نبوده . به لطف خدا وضعیت معیشتیمون مشکلی نداشت ( البته الان به خاطر سرمایه گذاری غلط شرایط تغییر کرده !) اما مهمترین دغدغه ی من فرداهاست...
-
نوشته ی او......
سهشنبه 8 اردیبهشتماه سال 1388 07:31
این متن رو < . > عزیز برام فرستاده و منم بی کم و کاست به قلم خوب خودش اینجا منتقلش می کنم ببینید: این مردم اغلب غیر منطقی ، خود محور ، و متعصب هستند ، در هر حال آنها را ببخش! ا گر مهربان باشی مردم تو را متهم می کنند که پشت این مهربانی ها ، هدف های خود خواهانه پنهان شده است ، در هر حال ، مهربان باش! ا گر موفق شوی...
-
امروز من ......
دوشنبه 7 اردیبهشتماه سال 1388 19:07
کجای این جنگل شب پنهون میشی خورشیدکم پشت کدوم سد سکوت پر میکشی چکاوکم چرا به من شک میکنی من که منم برای تو لبریزم از عشق تو و سرشارم ازهوای تو سلام امروز از صبح تاااااااااااااااااااااااا همین الان یعنی حدوده ۷ شب مشغوله خونه تکونی بودم تعجب نکنید عید نیست اما خون ی ما به جای سالی ماهی یه بار خونه تکونی می خواد الهی...
-
یا علی.....
یکشنبه 6 اردیبهشتماه سال 1388 18:08
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد... باز هم یا علی................ خدایا مدد از تو .................. یا حق!!!
-
چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یکشنبه 6 اردیبهشتماه سال 1388 02:29
راستی چرا؟؟؟ چرا حرفی که از دهن مردای بیچاره بیرون میاد تا رسیدن به گوش ما صدتا دور و پیچ می خوره؟؟؟؟؟؟ در موردش بیشتر توضیح میدم ان شا الله چون دارم یه تحقیق کوچولو میکنم یا حق!!! پشت کدوم بهانه باز پنهان کنم هق هقمو
-
عشق چیست ؟؟؟؟
شنبه 5 اردیبهشتماه سال 1388 18:31
عشق دختری کنجکاو میپرسید: ایها الناس عشق یعنی چه؟ دختری گفت: اولش رویا آخرش بازی است و بازیچه مادرش گفت: عشق یعنی رنج پینه و زخم و تاول کف دست پدرش گفت: بچه ساکت باش بی ادب! این به تو نیامده است رهروی گفت: کوچه ای بن بست سالکی گفت: راه پر خم و پیچ در کلاس سخن معلم گفت: عین و شین است و قاف، دیگر هیچ دلبری گفت: شوخی...
-
چشم زخم....
جمعه 4 اردیبهشتماه سال 1388 01:53
سلام بی مقدمه چقدر به چشم زخم اعتقاد دارید؟؟؟ الهی چشم بد از همه ی زندگیها از جمله زندگی ما دور آمین!!! حالا چشمتو درویش کن لطفا یا حق!!!
-
نامه ای به بابا.....
چهارشنبه 2 اردیبهشتماه سال 1388 15:58
سلام بابا امروز می خوام باهات حرف بزنم می خوام تمام چیزایی که یادم دادی تا اونجای که ذهنم یاریم کنه مرور کنم بابا دیشب تا صبح توی خواب باهات حرف میزدم از مشکلاتم میگفتم میدونی چرا تو بیداری برات نمیگم؟؟؟ چون می دونم اونقدر دوستم داری که طاقت شنیدن نداری..... بابا یادته بهم می گفتی مرد باش. نه به جنسیت به همت؟؟؟ یادته...
-
بیا تا قدر یکدیگر بدانیم.....
چهارشنبه 2 اردیبهشتماه سال 1388 11:40
تردید من از عشق به سعید نیست کسی به اصل ه بودن خودش شک نمیکن ه بابا مگر همه وجود من سعید ه ؟؟؟ منم یه انسانم با هزار تا فکر جور و واجور سعید آقا اینقدر به خودت سخت نگیر من تورو خواستم می خواهم و خواهم خواست ان شا الله بابا از این تیپ مسائل توی زندگی همه ی زن و شو هر ها هست فقط حالا ما داریم مو شکافی می کنیم و می...
-
تردید یا عشق؟
چهارشنبه 2 اردیبهشتماه سال 1388 08:01
راستش من هر چی سعی کردم ربط بین ۲ تا پست آخر رو نفهمیدم ! نفهمیدم مریم خانم یک عاشق سینه چاک فداکار دلسوزند یا یک شکست خورده مردد!! راستی به نظرتون می شه رو نظر چند تا بچه سوسول که تو مهلکه زندگی وارد نشده اند اصلا حساب باز کزد ؟؟ از قدیم می گن خوش بود گر محک تجربه آید به میان - تا سیه روی شود هر که در او غش باشد! بی...
-
تردید یا؟؟؟؟؟
سهشنبه 1 اردیبهشتماه سال 1388 20:55
یه تنهایی کشنده !!!!! تردیدی برای همه لحظات خدا کنه نباشه که.... بی خیال..............
-
یاد اون روزها......
سهشنبه 1 اردیبهشتماه سال 1388 14:50
سلام عشق من من الان فقط تورو میخوام دارم مثل بارون به یاد شوق و شور اون روزها روز عقدمون اون با هم بودنها اون ایمیلها اشک میریزممممممممم سعید دوستت دارم به خدا بد جوری عاشقتم اگر میجنگم به خاطر زندگیمه تو رو خدا باورم کن دوستت دارم گاهی وقتها گریه زن از مرد تلخ تره... دیشب تا حالا هزار سال گذشته دوستت دارم مریم می...
-
تاسف کافیست؟
سهشنبه 1 اردیبهشتماه سال 1388 14:41
سلام . نمی دونم !توی دلم خالیه !با خوندن متن مریم اشک تو چشمام نشست . اما باز هم توی دلم خالیه ! بی اعتمادم ! نگرانم . نگرانم از گیرهای بی مورد! نگرانم از تحقیرهای بی دلیل !نگرانم از کم مهریها کژفهمیها بد دیدنها بدگفتنها بد شنیدنها و ......... امید می خواهم خدایا! راستی وای پول تلفن !!!
-
متاسفم.......
سهشنبه 1 اردیبهشتماه سال 1388 14:11
i'm realy so sorry!!! jus t saeed do you remmember about 5 years ago when you wanted to say to me i love you you said in english???? and your complain about this was::: when i want to say an important subjet i cant speak in farsi .............. and i said to you that's good!!!!! now i say so sorry for every thing......
-
چون که با بد بد کنی پس فرق چیست؟؟؟
سهشنبه 1 اردیبهشتماه سال 1388 13:38
پسورد را به همان پسورد قبلی برگرداندم تا دست برای هر تغییری باز باشد ! اما... اینتصویر هم اگر باز شود مربوط به دو جوان محمودآبادی است که چون به هم نرسیده اند خود را دار زده اند. بیا تا قدر همدیگر بدانیم ...
-
بدون شرح!!!!
سهشنبه 1 اردیبهشتماه سال 1388 02:08
یه نفر خیلی بدتر از تصورم بود چه بد؟؟؟!!!! یا حق!!!
-
همیشه عاشق بوده ام با تو!!!!!
دوشنبه 31 فروردینماه سال 1388 17:15
سلام بذارید با گله و شکایت شروع کنم.......... سعید من.... عشق دیروز امروز و ان شا الله فردای من داره به زمین و زمان گیر میده آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ سعید من روی واژه ها کلید نکن.سهل بگیر تا دنیا بهت سخت نگیره یادته اون مشاوره بهمون چی گفت؟؟؟ گفت تو (مریم) خیلی ساده میگیری و به اصطلاح دقیق خودش (easy going)...
-
دوباره عاشق می شوم با تو؟
چهارشنبه 26 فروردینماه سال 1388 14:29
سلام . خبر اول دیدار برادرم بعد از ۵ سال بود! خبر دوم هم کما فی السابق شرایط پرفشار اقتصادی ! راستی من تعجب کردم از اینکه مریم گفته دوباره عاشق من شده است !! یعنی در این مدت......... نه بابا خسته ام دارم گیر می دم ! اینم یه شعر افغانی ( آقا سروش جدیدا یاد گرفته بگه افغانی!!) توکه موری دَ اینجی چه کَنُوم یار؟/ در این...
-
دوباره عاشق میشوم با تو!!!!
سهشنبه 25 فروردینماه سال 1388 18:36
همه چیز درسته..... همه کارها خوب پیش میره این حرفها از دلمه یا دارم وانمود میکنم؟؟؟هان؟؟؟ نه !!!!!! مثل اینکه از ته دل ه الهی شکر . تا حالا شده به چیزی الکی وابسته بشید؟؟؟؟ شده حکایت من و این نظرات <.> . نمی دونم اما.... . . . . اگر فکر و ذهنمان را برای خوب بودن فقط برای دل خودمان به کار گیریم انوقت میتوان گفت...
-
قفس خاص من و تو!!!
پنجشنبه 20 فروردینماه سال 1388 21:32
جزئی از اکثریت بودن بهم آرامش میده. احساس میکنم تو این دنیا تنها نیستم. حتی وقتایی که به شدت احساس تنهایی میکنم. اینجا قرار نیست یعنی نبود قلم کس دیگه ای باشه اما قلم این قریبه عجیب به دل میشینه شاید از دل بر آید که لاجرم بر دل نشیند.... نمی دونم گاهی مثل دیگرون بودن یه کم از دردت کم میکنه چون دردت رو به اشترک می ذاری...
-
نظر یک بازدید کننده ناشناس
دوشنبه 17 فروردینماه سال 1388 22:26
سلام . نظر یک بازدید کننده ناشناسه : ((یه نفر بهم میگفت"وقتی توی ٢۴ ساعت شبانه روز فقط چند ساعت همسرت رو میبینی، چه دلیلی داره که همیشه احساس همسر بودن رو نسبت به اون داشته باشی"این حرف به نظر من منطقیه.دلیلی نداره همه ی عمرم رو در جهت نیازهای مشترک یا نیازهای مربوط به همسرم بذارم.اون همسر منه بعد از کارهای...