-
انتظار بارش باران در روزهای پرمشغله !
دوشنبه 10 اسفندماه سال 1388 16:06
این روزهای ما پر از انتظار و اظطراب و تنش و مشغله و .... است ! بیا ای چارهٔ غم، دل حزین است بیا باران نسیان در کمین است بیا نیلوفرانه غم برانیم بیا با مرغ شب از عشق خوانیم بیا نجوا کنیم اندوهمان را بیا تا بشکنیم بغض نهان را بیا تا مهربانی ها بکاریم به پای دانه اش باران بباریم بیا یکدم در آغوشت بگیرم برای دیدن رویت...
-
باران"از سیاوش کسرایی"
دوشنبه 10 اسفندماه سال 1388 16:00
نمی توانی باران کز جای برکنی یا بر تن زمین با تار و پود سست پیراهنی ز پوشش رویینه بر تنی با دانه دانه های پراکنده با ریزشی سبک با خاکه بارشی که نه پی گیر نه نه نمی توانی باران هرگز نمی توان . باران ! تو را سزد کاندر گذار عشق دو عاشق در راه برگ پوش حرف نگفته باشی و نجوای همدلی باران ! تو را سزد کز من ملال دوری یک دوست...
-
شهر بازی بزرگی به نام دنیا...
پنجشنبه 6 اسفندماه سال 1388 00:51
آیا تا حالا با خودت فکر کردی کی هستی ؟؟ چی می خوای؟؟ اینی که میگن خونه ی تو آیا واقعا متعلق به تو ه؟ ماشین تو... خونه ی تو... با غ تو ملک تو و حتی بچه ی تو؟؟؟ از وقتی به دنیا میای وارد این شهر بازی بزرگ می شی و با زیچه ی اون آرزوهات با خودت بزرگ میشن درس می خونی دانشگاه میری شو هر میکنی ( / زن میگیری ) بجه دار میشی .....
-
دارم کاری از نظر خودم مهم انجام می دهم !
چهارشنبه 28 بهمنماه سال 1388 14:41
سلام دوستان ! دارم کاری از نظر خودم مهم انجام می دهم ! نیاز به کمک روحی شدید از طرف خانواده دارم و مطمئنم که به آنها هم فشار زیادی می آید . اما راهیست که شروع کرده ام و باید به لطف خدا به نتیجه برسانیمش! انشالله!
-
گاهی.......
سهشنبه 27 بهمنماه سال 1388 00:58
گاهی دلم برای خودم تنگ می شود...... کاش گاهی اوقات اصلا هیچی نگیم ......
-
این روزهای من..همین!
چهارشنبه 14 بهمنماه سال 1388 17:15
سلام خوبید؟؟؟ می دونیدچه حالی دارم؟؟ حال کسی که یه مدت طولانی دور از خانوادش بوده و حالا برگشته..... ندیده دلم برای تک تکتون تنگ شده بود.... این روزا زمستونه و این دو فصل قشنگ مال خود خود منه!!!! خیلی بنده پر توقعی برا خدای خودم هستم نه؟؟؟ دلم کلی عاشقه ..با وجود همه ی سختیها و مشکلات هر زندگی ... جای همه ی شما دوستای...
-
ملا نصرالدین همیشه اشتباه میکرد
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1388 11:16
ملا نصرالدین هر روز در بازار گدایی میکرد و مردم با نیرنگی٬ حماقت او را دست میانداختند. دو سکه به او نشان میدادند که یکی شان طلا بود و یکی از نقره. اما ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب میکرد. این داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد میآمدند و دو سکه به او نشان می دادند و ملا نصرالدین همیشه سکه...
-
روش های تربیتی والدین
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1388 10:50
یکی از مواردی که در فرنگ توجه من را خیلی جلب میکند تفاوت روشهای تربیتی والدین غربی و شرقی است. نتیجه مشاهداتم هم در یک جمله خلاصه میشود. "والدین شرقی خود نیاز به یک تربیت اساسی دارند." پ 1 بعنوان مثال بچه آلمانی سرفه میکند. مادر یک دستمال درمیآورد و به بچه میدهد. .... بچه ترک شدید سرفه میکند. مادر به...
-
کنده شدن سر کبوتر سرخ به وسیله هوادار استقلال
دوشنبه 5 بهمنماه سال 1388 13:58
-
دوبی
چهارشنبه 9 دیماه سال 1388 20:49
ما در دوبی هستیم. اوضاع خوبه!
-
سروشم تولدت مبارک !
چهارشنبه 25 آذرماه سال 1388 09:30
امروز روز تولد سروش گلمونه ! سه ساله که نفسهای مهربون آق سروش داره زندگیمونو گرما می بخشه و من خدا رو هزار بار شاکرم . از خدا می خوام خدا عاقبت همه از جمله آقا سروش ما رو به خیر کنه ! راستی سروش یاد گرفته شماره محل کار منو بگیره . سروشم جونم بازم تولدت مبارک ! راستی ماه آذر یه بار دیگه ه م توی سال ۸۲ یه خانواده ی ما...
-
عکسهای عروسی مجتبی جباری
دوشنبه 16 آذرماه سال 1388 13:14
-
روشهایی برای درک بهتر خانم ها از ماری بورل
دوشنبه 16 آذرماه سال 1388 12:53
می پذیرم که من اول برای کشف سرزمین او پا پیش بگذارم لازم است که حتما اول یکی پا پیش بگذارد. بنابراین بهتر است در این راه، من کمی صبر و پشتکار به خرج بدهم. مطمئنا او روزی از این بابت سپاسگزارم خواهد شد. به تفاوت هایش احترام می گذارم هدف، نه برتری جویی است و نه تعیین این که کدام یکی "بهتر" است. فقط و فقط درک...
-
تفسیر اجزای آزمایش خون
دوشنبه 25 آبانماه سال 1388 14:21
قادیر طبیعی : بین 4/7 تا 6/1 میلیون در هر میکرو لیتر خون است. این عدد برای خانمها مقداری کمتر و در کودکان مقداری بیشتر است. چه چیزهایی باعث کاهش RBC میشود؟ خونریزیهای دستگاه گوارش مثل خونریزی معده یا روده، خونریزی از محل زخم، سوءتغذیه، کمبود آهن یا کمبود ویتامین B12 ، شکستن سلولهای خونی یا همولیز آنها در اثر...
-
برای سروش دعا کنید
دوشنبه 25 آبانماه سال 1388 11:33
سلام. هفت هشت روزیه سروش شدیدا مریضه ! تورو خدا برامون دعا کنید. گلبوبهای سفید خونش خیلی پایین اومده و مستعد گرفتن عفونته ! یا خدا رحم کن !
-
زیباترین جشن تولد
دوشنبه 11 آبانماه سال 1388 12:36
شامگاه سی ام مهر ماه مریم خانوم با گرفتن یک جشن هزار درصد!!! متفاوت کاملا من را تحت تاثیر قرار داد و به قول خودش سورپرایز کرد! فضایی که کاملا بر من اثرگذار بود تعداد زیادی شمع و گل و آهنگهایی که روی انتخابشون کار شده بود و .... حتی الان هم که دارم اینها رو می نویسم اشک رو توی چشمام جارثی می کنه . به هر حال مریم خانوم...
-
سکه ی دورو
سهشنبه 21 مهرماه سال 1388 21:09
زندگی سکه ای دوروست .....همین !
-
فال من....مال تو!
دوشنبه 20 مهرماه سال 1388 15:41
عشق را ساده مپندار و به کس گوش مکن هیچ کـس غیر خدا نیست ، فراموش مکن این فال رو از آرشیو گرفتم تقدیم به تو که میدانی..... اولین معرفی مربوط به یک و نیم سال پیش ! چاپ تاریخ : شنبه 24 بهمن ماه سال 1383 خب امروز که به قول مریم خانوم گل روز عشاق هست تصمیم گرفتم بعد از ۱.۵ سال متن معرفی سمت چپ وبلاگ رو تغییر بدم . معرفی...
-
هنوز هم....
دوشنبه 20 مهرماه سال 1388 11:29
هنوز هم این همه جای شکر مونده و گاهی هم بیشتر اما............. اما یه دستت درد نکنه جسابی به اوس کریم بدهکارم چون باید بگم خدایا شکرت به خاط اینکه هنوز سلامتم خدایا شکرت به خاط اینکه شوهری مثل سعید دارم خدایا شکرت به خاط اینکه بچه ای مثل سروش دارم خدایا شکرت به خاط اینکه مامانم داره روز به روز بهتر میشه (ما شاالله)...
-
زندگی آنقدر پوچ است که............
دوشنبه 20 مهرماه سال 1388 09:11
... ............. می توان ساعتها خیره ماند در نقش یک فنجان در دود یک سیگار ........... می توان به پاسخی ساده دل خوش کرد ............... پنج یا شش حرف آری پنج یا شش حرف............. .............. .............................. یا حق!!!
-
شهر ما......
یکشنبه 19 مهرماه سال 1388 17:41
شهر ما دهکده ی کوچک تنهایی ماست ...... و چه پوچ است زندگی آدمیانی که هر روز دلخوش اند به دکه ای کوچک که آن را آب و جارو نمایند تا مردانی با گردنهای باریک و صورتهای استخوانی و زنانی با چشمهای بی فروغ و دستان پینه بسته به معاوضه ی سکه های براق و اسکناسهای گوشه پریده با چند تکه پارچه ای دلخوش باشند. کاش میشد پر کشید تنها...
-
از هر دری سخنی .....
چهارشنبه 15 مهرماه سال 1388 17:31
سلام به همه ی دوستان گلم خوبید؟؟ اول اینکه این سر پاییزی دلم کلی گرفته انگار نه انگار که فصل من ه! خدا تو این فصل دوتا گل قشنگ به من کادو داده یکی همسر خوبم و یکی پسر گلم ... خدا هر دوتونو برام حفظ کنه دوم اینکه دارم کم کم به مغازه عادت میکنم و اونقدر ها هم سخت نیست.... سوم اینکه دلم می خواد یه کار یا کارهایی برای...
-
آشنایی
پنجشنبه 9 مهرماه سال 1388 16:22
اول آشناییمون حرفا چه شاعرانه بود نگاه تو تو چشم من چه پاک و صادقانه بود اول آشناییمون عزیز و دردونه بودم به چشم مست و عاشقت گوهر یکدونه بودم حالا چی هستم واسه تو حالا کی هستم واسه تو یه جام خالی از شراب شکستنی مثل حباب اول آشناییمون برای تو راز بودم شعر بودم شور بودم الهه ناز بودم اول آشناییمون واسم یه پروانه بودی من...
-
من چه.........
دوشنبه 30 شهریورماه سال 1388 10:44
من چه تلخم امروز.................. تلخی بماند تا شاید وقتی دیگر........... یا حق!!!
-
عید فطر مبارک باد
یکشنبه 29 شهریورماه سال 1388 14:25
-
یک روز فروشندگی....
شنبه 28 شهریورماه سال 1388 13:42
سلام امروز شوهر جانم کمرش گرفته و خونه استراحت میکنه ان شا الله که زود خوب بشه و بیاد مغازه گل من امروز مریم بانو غیورانه مرد خونه است و آمده مغازه و از صبح داره می جنگه خودم تنها با یه شاگرد پس بزن کف قشنگرو.... سخته اما داره می گذره راستی امروز سالگرد ازدواج عزیزی بود که تماس گرفتم اول صبح تبریک گفتم ... ما مشغولیم...
-
عجیب روزگار سختیه !
پنجشنبه 26 شهریورماه سال 1388 16:29
سلام بچه ها!چی بگم !یه فروشنده خبره داشتم که سر برج ۶ دستمونو گذاشت تو حنا و ول کرد رقت. همه چیز به هم ریخته . بعد از مدتها کمردرد گرفتم . نه وضعیت فروش جالبه نه جنسمون جوره این دو تا فروشنده ای هم که داریم قربون بوق!!!!!!!!!! اوضاع مشتری هم الهی شکر به هم ریخته ! در ضمن یه عده ای هم که مقطعی کمکم می کردند حالا که...
-
تو مرا دوست بدار......
سهشنبه 24 شهریورماه سال 1388 18:22
تو مرا دوست بدار تا از این شهر پر آشوب پر از رنگ و فریب به سلامت بروم تو مرا دوست بدار تا از این تیره شب پر ابهام به سحرگاه نورانی فردا برسم من در این لحظه در این شور غریب و در این جاده ای که پر از پیچ و خم است عشق را می جویم تو مرا دوست بدار تا بیابم آنرا تا خودم گم نشوم تا که جاری باشم که شکوفا بشوم و به مقصد...
-
عکسهای گلشیفته فراهانی
دوشنبه 23 شهریورماه سال 1388 16:28
-
روش مثبت
دوشنبه 23 شهریورماه سال 1388 15:25
پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم پدر: اما دختر مورد نظر من ، دختر بیل گیتس است پسر: آهان اگر اینطور است ، قبول است پدر به نزد بیل گیتس می رود و می گوید: پدر: برای دخترت شوهری سراغ دارم بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند پدر: اما این...