-
عزیزم...
پنجشنبه 14 مردادماه سال 1389 15:49
متشکرم.....
-
ببخشید فقط برای خودم...
پنجشنبه 14 مردادماه سال 1389 14:01
-
مبارکه؟؟!!
پنجشنبه 14 مردادماه سال 1389 10:58
مبارکه..!...؟؟ ..؟؟
-
غربت...
یکشنبه 10 مردادماه سال 1389 14:16
کوله بار غربت لایق شونت نیست نرو از آغوشم هیچ کجا خونت نیست پ.ن : جواب اون سوالات رو با اجازه ی شما روی کاغذ نوشتم که دوباره بی جنیه هایی که شرمنده شدن رودار نشن و برگردن که اصلا حوصلشو دیگه ندارم!!
-
فقط برای سرگرمی ....
شنبه 9 مردادماه سال 1389 13:51
یه سر گرمی جالب بزرگترین ترس زندگیتون : اگر ۲۴ ساعت نامرئی می شدید : اگه غول چراغ جادو توانایی برآورده کردن یک آرزوی ۵ تا ۱۰ حرفیه شما رو داشت : کارتون مورد علاقه تون : در پختن چه غدایی تبحر ندارید اگه بخواید با تونل زمان به یک روز از زندگیتون سفر کنید به کجا می روید اولین واکنشتون در عصبانیت : شما چه رنگیی هستید :...
-
گله...
پنجشنبه 7 مردادماه سال 1389 02:48
راستی از خدا هم میشه گله کرد؟؟؟ خدایا گله و شکایت از ماست همیشه به قول سعید جون از ماست که بر ماست خدایا تو هم می دونی و هم می تونی پس مدد از تو یا حق!!!!
-
برای عوض شدن حال و هوا! دیکشنری شیرازی به انگلیسی
سهشنبه 5 مردادماه سال 1389 19:22
Am I right=می نه؟ Yes=ها والوو No =نه کاکو Really!! =نه آمو؟؟ Oh my Godl =یا ابالفضل Why? =بری چی چی؟ bye=کاری باری؟ maybe=گاسم leave me alone= آم برو او ورو بیزو باد بیاد u made me confused= آم کله پرک گرفتم wow= ووی آمووو come here =بی اینجو Take it easy= عامو ولش کن،حوصله داری شمو هم ماشاللو so cute =جونم مرگ نشی!...
-
با ادب باش که سرمایه ی خوبان ادب است......
سهشنبه 5 مردادماه سال 1389 11:47
پست قبلی رو سعید جون گذاشته اون طرف رو شناخته و قسمش داده دیگه نیاد من هم به احترام سعیدم نظر سنجی رو باز نگه می دارم اما خب قبل از اون نصایح تربیتی ه خوب بابا به کمک من آمده بود و اون طرف رو شرمنده کرده بود ممنونم بابا به خاطر همه چیز به خاطر نصایحی که گنج بی پایان زندگی من ه نکته :باز هم خا نومی و تواضع توی زندگی...
-
من با حذف نظر سنجی مخالفم!
دوشنبه 4 مردادماه سال 1389 20:04
سلام. حال و روزمان کمی ابری کمی بارانی کمی آفتابی و ... است !الهی شکر سالمیم ! از دوست ( و خویشاوندی) که می شناسمش عاجزانه خواهمندم به جان عزیزش فضای وبلاگ و زندگی ما را مسموم نکنند!
-
دلم گرفته است....
یکشنبه 3 مردادماه سال 1389 16:06
دلم گرفته است دلم گرفته است به ایوان می روم و انگشتانم را بر پوست کشیده ی شب می کشم چراغ های رابطه تاریکند چرا کسی مرا به میهمانی گنجشکها نمی خواند؟؟؟
-
قبل از دیر شدن....
یکشنبه 3 مردادماه سال 1389 01:37
همیشه قبل از آنکه دیر شود باید چاره ای اندیشید خدایا کمکم کن......
-
من و سعیدم.....
پنجشنبه 31 تیرماه سال 1389 21:14
زین پس مریم و سعید و دل نوشته هاشون ... باشه مرپم خانومی؟؟؟ پ.ن : با عرض پوزش از همه ی بازدید کنندگان محترم برای کوتاهی شر ندیده هایی که از هر امکاناتی که تازه می بینند بد ترین استفاده را به عمل می آورند این وبلاگ تا اطلاع ثانوی بدون اجازه ی نظر دهی به کاربران به کار خود ادامه خواهد داد...مریم
-
درد دل..
پنجشنبه 31 تیرماه سال 1389 13:47
پای درد دل یک نوجوان افغانی...... شاید روزی تکمیلش کنم.... باز هم دلم شور می زند دلشوره ای از نوع خودم... آرام و بی صدا خدایا آرامشی ده... یا حق!!!!
-
شاید وقتی دیگر......
چهارشنبه 30 تیرماه سال 1389 17:22
این روزها دارم دقیق تر اطرافم رو می بینم انگار خدا غبار چشمان مرا شسته است هم خوب است و هم بد خوب به خاطر اینکه ..... بدبه خاطر این که ....... شاید روزی جملاتم را تکمیل کنم و شاید هم هرگز باشد شاید وقتی دیگر یا حق!!!
-
من و تو.......
سهشنبه 29 تیرماه سال 1389 12:02
من تو را می بینم که هر شب و هر صبحت را به یاد آن روزها تمام و شروع میکنی و باز من خودم را به خواب می زنم شاید برای اینکه شیرینی این لحظات به کام هر دوی ما شیرین تر بنشیند... یا حق!!! یادش به خیر این مطلب مربوط به وبلاگ شخصی سعید جونه اون زمانها..... چهارشنبه 25 تیر ماه سال 1382 تردید ! تردید و باز هم تردید! یک سو منطق...
-
یادش به خیر .....
یکشنبه 27 تیرماه سال 1389 19:14
امروز یه آهنگیو بعد از ۷ -۸ سال سعید برام گرفت آهنگ گل مریم کلی گریه کردم از شوق. از عشق. از حسرت.نمی دونم حس خوبی بود ممنونم ۲۶ تیر ۱۱ تا ۶ صبح روی یاهو مسنجر -روی آیکون کلیک کنید خانم الف.... -شاید آهنگ دلش بخواد اجرا بشه --این به چه مناسبته ؟؟؟؟ .. . . . --حاجی نماز خوناش نمازشون قضا نشه!!! -خورشید داره بالا میاد...
-
گل مریم - ۲۶ تیر
شنبه 26 تیرماه سال 1389 23:11
همهء روزا اگه بهار بشه همهءزمین بنفشه زار بشه اگه از آسمونا گل بباره روز و شب دست خدا گل بکاره چیزی از ارزش اون کم نمیشه هر گلی که گل مریم نمیشه گل مریم تو گلا سرسبده پیک خوشبوی گل محمده مریم :ممنونم سعید این چند بیت دنیایی ارزش داشت .....
-
دلم...
شنبه 26 تیرماه سال 1389 11:58
دلم تنهایی می خواد دور از همه برای مدتی نا معلوم.... .. . . . . . این هم دلایلش بود.... این مطلب رو با اجازه ی دوست قدیمی و عزیزم سانیای مهربون عینا از وبلاگش کپی کردم چون می دونم اونقدر بزرگواره که ناراحت نمیشه دعا و خداوند همه ما را حفظ کند تا نه چیزهای بزرگ که چیزهای کوچک را تحمل کنیم...و آه های عمیق را که به جای...
-
چشم ناپاک؟
پنجشنبه 24 تیرماه سال 1389 16:57
مریم خانوم معتقده چشمهایی می آد و توی این وبلاگ خوشبختی ما رو چشم می زنه !!! یعنی معتقده هر وقت ما پست قشنگی می ذاریم چشم می خوریم ! اما من خیلی اعتقاد ندارم شما چطور؟؟؟ راستی داریم به ۲۶ تیر نزدیک می شیم ! روز اولین دوستت دارم گفتن من !! مبارکه نه؟؟ تقریبا اولین پست این وبلاگ ۷ سال پیش در چنین روزهایی:: سلام . من...
-
تو...
پنجشنبه 24 تیرماه سال 1389 14:28
تو مرا می فهمی من تو را می خواهم و همین ساده ترین قصه یک انسان است تو مرا می خوانی من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم وتو هم می دانی تا ابد در دل من می مانی.. این شعر فقط قشنگه یا حق.....
-
تنها تو می دانی....
پنجشنبه 24 تیرماه سال 1389 00:42
این اولین پست ه ممنونم به خاطر همه چیز به خاطر درک احساس نیاز من نه به خاطر جنبه ی مادی.. راستی یادمان باشد تنها دو روز دیگر به روز خاص تقویم ذهن من و تو مانده است بیا تا در قلبمان جشن بگیریم یا حق.....
-
زندگی ......
شنبه 19 تیرماه سال 1389 00:28
زندگی باید چیزی فراتر از این باشد...... این جمله ای هست که مریم در اکثر مواقع با خودش زمزمه میکنه اما یه روز با خودش گفت به اطرافت با دقت نگاه کن و ببین و فکر کن به چیزهایی که تا حالا ندیدی صبح از خواب بیدار میشی و می تونی چشمهاتو بدون درد باز کنی و همه جا رو ببینی بعد می تونی روی پاهات بایستی و می تونی خودت به سرویس...
-
وبلاگ ما درآستانه هفت سالگی!
جمعه 11 تیرماه سال 1389 20:54
سلام بچه ها. اولا لطفا حتما یه سری به نظرسنجی مریم خانوم در پست پایینی بزنید تا ایشون که الان در سیسی یو مراقب مامانشون هستن شاکی نشن ! در وهله بعد عین برق و باد گذشت !کم کم داریم به هفتمین سالگرد شروع به کار وبلاگمون و در واقع شروع داستان حقیقی عاشقونه مون نزدیک می شیم . این کودک هفت ساله علی رغم همه مشکلات هنوز سر...
-
الهی شکر......
جمعه 11 تیرماه سال 1389 09:54
سلام حال و احوالتون چطوره؟؟ خوب و خوشید؟؟ ما هم به حمد الله خوبیم و تنها ناراحتی دوری شما بود که رفع شد.. نه تنها ناراحتی مریضی مامانم بود که شکر خدا بهتر شدن اما نتیجه ی این چند روز رنج و عذاب یه سر درد ه کشنده ی دائم شد. الهی مامام به سلامت از بیمارستان مرخص شه .. دعا کنید دلم این روزها بد جوری گرفته عجیب احساس...
-
سکوت می خوام!
جمعه 11 تیرماه سال 1389 09:53
دلم میگیره از بعضیا که نمی خوان درک کنن که نمی بینن اطرافشونو که نمی فهمن واقعیاتو دلم می گیره از افرادی که خودپسندی و خودخواهی همه ی وجودشونو گرفته دلم گرفته. سکوت می خوام سکوت !سعید.
-
مریم بدجور خودش رو باخته! چیکار کنم!؟
سهشنبه 8 تیرماه سال 1389 01:00
قوی باش مریم خانوم ! مادر مریم خانوم مدتهاست به دلیل سکته قلبی درگیر مشکلات زیادی اند و در این مدت هم خدائیش بابای مریم براش کم نگذاشته !چند روزیه که باز حال حاج خانم رو به وخامت گذاشته و باید فردا باز بستری بشن . من هم مثل مریم با نگرانی همه چیز رو دنبال می کنم و تا حدود زیادی درکش می کنم اما .... دوست دارم به مریم...
-
دلتنگی من....
دوشنبه 7 تیرماه سال 1389 23:01
این روزها سراسر دلتنگیم .خدایا رهایم کن از این پریشانی یا حق!!!!
-
خدایا........
یکشنبه 6 تیرماه سال 1389 20:37
سلام خواهش میکنم مامانمو دعا کنید دلم بد جوری لرزیده خدایا تو یه بار اونو به همه ی ما هدیه دادی خواهش میکنم به خاطر دل این مرغ عاشق جفتش اونو برگردون خدایا خواهش میکنم خدایا به خاطر دل این پیر مردی که جلو بیمارستان بهت قول داد که اگر برگردونیش با هر شرایطی نو کریشو میکنم و به قولشم عمل کرد خواهش میکنم حفظش کن خودش...
-
برای دوست خودکاریم.....
سهشنبه 1 تیرماه سال 1389 18:13
عزیز ه بی نامی این چند روز اخیر حسابی بنده رو مورد لطف و عنایت قرار دادند چنان که این بنده ی حقیر بر آن شدم تا پستی مخصوص ایشان روی وبلاگ بنویسم فقط با این سوال که علت این همه تنفر بی دلیل از من چیه؟؟؟ من با وجود این که شما این همه من رو مورد لطف قرار دادی و من در جواب این الطاف فقط به شما با احترام جواب دادم (تو این...
-
اندکی....
دوشنبه 31 خردادماه سال 1389 23:55
اندکی صبر سحر نزدیک است......