-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 24 اسفندماه سال 1402 20:08
خسته ام نه از روزهای پایانی سال از کم توانی خودم ....
-
چهار شنبه سوری غریب
سهشنبه 22 اسفندماه سال 1402 16:22
امسال متفاوت ترین چهارشنبه سوری زندگیمان را می گذرانیم. در نوزده سال اخیر همیشه این بخت و فرصت را داشتیم که شب چهارشنبه سوری مونو کنار بابا و مامانم بگذرونیم.... و امسال محروم شدیم.... .....
-
خدایا شکرت
دوشنبه 21 اسفندماه سال 1402 01:12
در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی
-
خونه....
دوشنبه 14 اسفندماه سال 1402 00:03
خونه پر از رنج سکوت وای دلم تنگه گل های باغچه پیش چشمم وای چه بی رنگه گل توی گلدون باز دوباره داره میمیره راه نفس رو بغض دیدار به تو میگیره روزی به چشم تو من بهترین بودم عاشق ترین بودی عاشق ترین بودم از آشیون دل کندن و رفتن که آسون نیست در سینه عشق تازه پروردن که آسون نیست روزی به چشم تو من بهترین بودم عاشق ترین بودی...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 11 اسفندماه سال 1402 15:43
از تو سپاسگزارم.....تا آخر دنیا
-
بهتان چای؟
چهارشنبه 9 اسفندماه سال 1402 21:25
ظاهرا خیابانی مغز مریم خانم اتصالی کرده!! بی بهتانی چای؟؟ چای دبش فساد داشت امابهتانش کجاشه دقیقا؟ خداوکیلی مغزم در شرف سوختنه,، یکی بیاد مغز منو آروم کنه
-
بابا...
چهارشنبه 9 اسفندماه سال 1402 15:54
کاش بودی می دونم همه رو می دونی امااا کاش بودی و می شنیدی که چقدر حرف واسه گفتن برات دارم که چقدر به وجودت نیازمندم دلتنگم حلقه های گمشده ام زیاده اینروزا و چقدر.......... باقی رو میدونی. دوستت دارم .
-
آرامش
چهارشنبه 9 اسفندماه سال 1402 01:35
حلقه گمشده ی این روزهای کل بشریت ....
-
بهتان ....
سهشنبه 8 اسفندماه سال 1402 08:48
دیر هنگامیست که پشت میز دوتایی آنقدر محو تماشا و سخن کسی نشده ام که فنجان چای یا قهوه ام سرد شود و بعد بهتان دبشی چای یا گسی قهوه به فنجان بزنم ...... چه بی بهتانی زشتی!
-
۱۴۰۲
جمعه 4 اسفندماه سال 1402 17:47
فکر کنم یواش یواش زمان بیلان سالی رسیده.... خوب است و خیر انشالله...
-
خدای را شکر
چهارشنبه 2 اسفندماه سال 1402 00:16
من این روزها خسته ترین سعید تاریخم کم طاقت پراسترس و البته ساکت... گردن درد امانمرا بریده...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 18 بهمنماه سال 1402 19:39
تا اینجای بازی ازت راضیم دختر خوب ......
-
تولدت مبارک
چهارشنبه 18 بهمنماه سال 1402 01:44
دیشب مریم دوباره متولد شد... مبارکش باشه. تندرست و سلامت باشی..
-
نوزده سال پیش در چنین روزهایی
جمعه 13 بهمنماه سال 1402 00:06
با سلامی دوباره !!!! ان شا الله فردا شب سعید با خانواده محترمشون تشریف میارن اینجا ...دعامون کنید ...من که فکر میکنم سعید جون خیلی خوش تیپ میشه (ما شا الله..)و از همین الان ذو قشو دارم ..فقط دعامون کنید ..یا علی ... جمعه 9 بهمنماه سال 1383
-
یکی نبود ،یکی بود !
پنجشنبه 12 بهمنماه سال 1402 01:04
قصه ی دنباله دارم......
-
آقا پیر شدی!
یکشنبه 8 بهمنماه سال 1402 14:05
بعد یک سال منو دید گفت آقا خیلی پیر شدین... نکته ای که خودم حسابی از آن غافل بودم و دیدن هرروزه ی خودم مانع از این شده بود که متوجه بشوم. من خیلی فرسوده تر از سنم شده ام اما هستم تا خیالم راحت شود عزیزانم حالشان خوب شود...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 6 بهمنماه سال 1402 22:08
خدایم سپاس
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 5 بهمنماه سال 1402 12:55
خدایم تا هر زمان نفس می کشم بعضی نعمتهایت را عمیقا بیشتر از بقیه سپاسگزارم
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 5 بهمنماه سال 1402 12:34
کهنه رفیق خوبم امروز اولین روز پدری هست که که نیستی ....... تا همیشه دوستت خواهم داشت.
-
نترسونم...
دوشنبه 2 بهمنماه سال 1402 21:59
نترسونم منو ای راحت جونم نترسونم منو تو آتیش قهرت نسوزونم نترسونم که جاتو تو دلم هیچکس نمیگیره نترسونم که بی تو قلب من از زندگی سیره نترسونم نگو از پیش من میری نگو قصد سفر داری نگو از عشق من سیری نگو اینجا نمی مونی نترسونم بمون با من که با تو زنده می مونم نترسونم بزار پیشت بمونم آخر از عشق تو من عمریه مجنونم نترسونم...
-
به نام تو ،به نام تن ،به نام توکل ......
شنبه 23 دیماه سال 1402 11:39
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
-
دلتنگی
دوشنبه 4 دیماه سال 1402 16:44
شبهای دلتنگی ام برای تو صد شب یلداست نازنین
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 3 دیماه سال 1402 14:28
من به تو ! ایمان دارم.
-
.
شنبه 2 دیماه سال 1402 22:41
-
زمستان...
جمعه 1 دیماه سال 1402 23:01
زمستون خدا سرده دمش گرم زمینو مثل یخ کرده دمش گرم دم گرم کسی نیست توی این ش اون عاشقی که ولگرده دمش گرم دوباره من غرورم رو شکستم نخوردم چیزی اما مست مستم خداوندا الهی نه نگه که میشم بدتر از این کسی که هستم..
-
خواب.....
سهشنبه 28 آذرماه سال 1402 23:57
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 26 آذرماه سال 1402 14:58
خدایم سپاس.
-
نقاب!
یکشنبه 26 آذرماه سال 1402 00:19
ای بازیگر گریه نکن ما همه مون مثل همیم صبحا که از خواب پا میشیم نقاب به صورت می زنیم یکی معلم میشه و میشه خونه به دوش یکی ترانه ساز میشه میشه غزل فروش کهنه نقاب زندگی تا شب رو صورت های ماست گریه های پشت نقاب مثل همیشه بی صداست هر کسی هستی یه دفعه قد بکش از پشت نقاب از رو نوشته حرف نزن رها شو از پیله ی خواب نقش یک...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 25 آذرماه سال 1402 00:15
گاهی دلم برای خودم تنگ می شود .....
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 23 آذرماه سال 1402 18:30
خداوندا مرا آن ده که آن به ......