-
بمب
شنبه 5 آبانماه سال 1403 04:00
امشب صدای سه چهار انفجار بمب مهیب را شنیدم.
-
قصه ی عادت.....
شنبه 28 مهرماه سال 1403 09:10
خانم همسایه داره از اینجا میره عادت کرده بودم به خودش احوالپرسی ها و مراقبت های مادرانش... حتی به صدای گربه هاش! عجب قصه ی عجیبیه عادت ما انسانها.....
-
تهرون....
چهارشنبه 18 مهرماه سال 1403 11:38
داشتم سعی می کردم باهاش دوست باشم خودش نخواست.. دارم جمع میکنم برگردیم پ. ن: آیکون خنده ی رضایت تا بناگوش اضافه گردد پلیییییز....... شهر من، من به تو می اندیشم.....
-
جنگ.....
چهارشنبه 11 مهرماه سال 1403 13:45
دلم می لرزد اماااا لطفا قبل از آشوب آشوب نکنیم... معتقدم چون در این مورد تصمیم گیرنده و تغییر دهنده نیستم و نمی توانم کاری کنم پس به تقدیر می سپارم و منتظر می مانم.... خداوندا مرا آن ده، که آن به
-
اعتماد
سهشنبه 10 مهرماه سال 1403 21:14
یکی از ستونهای استوار کننده ی هر زندگی، اعتماد هست. برای ویران کردن سازه ی زندگی، کافیست این ستون را بلرزانی...
-
تولد سینا
دوشنبه 9 مهرماه سال 1403 15:58
سینا دوازده ساله شد، خدا حففظش کند، داریم پیر می شیم...
-
مشهد
سهشنبه 3 مهرماه سال 1403 00:51
عاشق مشهدم به طرز فوق عجیبی یک مشهد پنج روزه ی باحال رفتیم من و مریم و سینا! تا دو ساعت قبل از پرواز نمی دانستیم مسافریم...
-
پست
سهشنبه 27 شهریورماه سال 1403 00:09
شاید روزی شبیه رویا یود پیشنهاد پست رئیس مرکز، در سطح معاون وزیر.... اما من نپذیرفتم! تعدادی کانالهای خبری، خبرش را هم کار کردند... عجب چرخشی دارد دنیا! نمیدانم چه تصمیمی صحیح است! نه! می دانم! زندگی می کنم...
-
بابا
دوشنبه 26 شهریورماه سال 1403 00:30
راستی این روزها عحیب دلتنگتم بابا سفرت آرام تصویر اتاقت توی ذهنم خالی از تو دلم رو به آتیش می کشه.... گونه هام از اشک گرمه.... روحت شاد .....
-
این داستان: قانونهای نانوشته، ساخته ی ذهن
دوشنبه 26 شهریورماه سال 1403 00:10
امروز نهار قیمه گذاشتم بازم ته دیگ برنج بعد از ماههای زیادی سوخت! چرا؟ چون ذهن من از حدود ۱۹ سال پیش که ازدواج کردیم نوشته روزهایی که غذا قیمه اس، ته دیگ می سوزه..... و همه چیز دست به دست هم داد تا یه فنجون چای بی موقع این قانون نانوشته ی ذهن رو اجرا کنه! مراقب ذهنمون باشیم بدجوری می تونه همه چیز رو کنترل کنه....
-
روز از نو.....
پنجشنبه 22 شهریورماه سال 1403 15:19
بعد از چندین ماه دوری بالاخره خونه. خدایم سپاس
-
نوزدهمین سالگرد ازدواج
چهارشنبه 14 شهریورماه سال 1403 12:27
دوازدهم شهریور۱۴۰۳ نوزدهمین سالگرد ازدواجمون بود، متفاوت.... با وجود همه ی مشکلات، بعید می دونم هر عشق من به مریم کم شده باشه... نگرانی این روزهای من آینده ی بچه هاست امیدوارم عاقبت بخیر شن...
-
شاملو...
سهشنبه 6 شهریورماه سال 1403 17:42
صدایت میزنم گوش بده قلبم صدایت میزند. شب گِرداگِردَم حصار کشیده است و من به تو نگاه میکنم، از پنجرههای دلم به ستارههایت نگاه میکنم چرا که هر ستاره آفتابیست من آفتاب را باور دارم من دریا را باور دارم و چشمهای تو سرچشمهی دریاهاست انسان سرچشمهی دریاهاست.
-
شاملو......
سهشنبه 6 شهریورماه سال 1403 11:08
صدایت میزنم گوش بده قلبم صدایت میزند. شب گِرداگِردَم حصار کشیده است و من به تو نگاه میکنم، از پنجرههای دلم به ستارههایت نگاه میکنم چرا که هر ستاره آفتابیست من آفتاب را باور دارم من دریا را باور دارم و چشمهای تو سرچشمهی دریاهاست انسان سرچشمهی دریاهاست.
-
پسرک
یکشنبه 4 شهریورماه سال 1403 18:31
پدر و مادرش جدا شدند، مادر راه خودش را گرفت و رفت، چند سال بعد پدر همبی خبر گذاشت و رفت خارج از کشور پسر ماند و مادربزرگ مهربانی که جور همه را کشید پدر را در خارج به خاطر پول کشتند و پسر بیشتر احساس تنهایی کرد چند تار موی پسر در هفده سالکی سفید شده پسر الان روبروی من نشسته چقدر سخت است یتیمی ...
-
یهبودی
جمعه 2 شهریورماه سال 1403 20:40
دیشب کلیپ صوتی گل سرویس
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 19 مردادماه سال 1403 23:25
گاهی دلم برایِ خودم تنگ میشود گاهی بجایِ خالیِ خود فکر میکنم نارستر از همیشه بهتوجیه بودَنم رویِ خواصِ کالیِ خود فکر میکنم.......
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 19 مردادماه سال 1403 02:55
بعضی ها خوبند نه اصلا عالی اند امااا دیگر آدم امن تو نیستند..... و این کلی دردناکه. همین نقطه ته خط!
-
۱۴۰۳/۵/۱۵
سهشنبه 16 مردادماه سال 1403 00:52
یه روزهایی خاص می شن مثل امروز ساعت ۷.۳۰ شب .... مرکز کنسر پردیس شیراز خدایم سپاس
-
درد
دوشنبه 15 مردادماه سال 1403 02:06
درد امانم را بریده.... درد و درد.....
-
تولد دوباره
یکشنبه 14 مردادماه سال 1403 09:26
امروز تولد مریم خانم هست، تولدی متفاوت در میانه ی پنجمین دهه ی زندگی ! مسیری را که از میانه ی سومین دهه ی زندگیمون با هم شروع کردیم و بیست ساله که کنار هم هستیم... با وجود تمام مشکلات سختیهاو کاستیها ، همدیگه رو قال نگذاشتیم ... تولدت مبارک همسر، همسفر، همراه ، هم درد، همراز، همه ....
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 14 مردادماه سال 1403 02:42
و امروز.
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 13 مردادماه سال 1403 11:28
این روزها هر سکانس از زندگی واقعی را جوری زیست می کنم گویی رویایی شیرین و همیشه در انتظار بوده است..... خدایم سپاس.
-
زندگی
جمعه 5 مردادماه سال 1403 17:35
آری آری زندگی زیباست زندگی ، آتشگهی دیرنده پابرجاست گر بیفروزیش ، رقص شعله اش در هر کران پیداست ور نه خاموش است و خاموشی گناه ماست
-
ایدئولوژی.....
پنجشنبه 4 مردادماه سال 1403 21:04
جهانم عوض شده خدایم سپاس.
-
امرداد
دوشنبه 1 مردادماه سال 1403 03:43
مرداد ماه تولدهاست مریم زن برادرها مرداد خاصیست، به خاطر شرایط خاص مریم .... راستی این روزهها نیمی از تماسهای من مدعیان گزینه های وزارتند! نیمیهم دوستانی که بد و بیراه می گویندکه چرا صریح می گویی پست قبول نمی کنم و این یک فرصت تاریخی برای استان و منطقه و خودت هست اما با رضای خاطر و قاطعیت زیر بار نمی روم
-
هر پنج گزینه....
جمعه 29 تیرماه سال 1403 01:53
شاید هیچ کس باورش نشود اما در این مدت با تمامی ارکان اثر گ ذار انتخاب وزیر برای یکی از بزرگترین وزارتخانه های کشور وارد مذاکره شدم تا از یک انحراف جلوگیری کنم و خوشبختانه موفق شدم ..... هر پنج گزینه ی نهایی وزارت الان از دوستان من هستند. باید کمک کنم برای نهایی شدن یکی از آنها.... امشب یکی از معاونین سابق رئیس جمهور...
-
شعرررر
چهارشنبه 27 تیرماه سال 1403 22:23
من شیره سر خویشتنم مالیدم بر هیچی خود گاه اگر بالیدم تا کام ز می گرفتم و دانستم من باخته ام گر زغمی نالیدم
-
فاز جدید زندگی
چهارشنبه 27 تیرماه سال 1403 11:17
روزهای اخیر برای من و مریم ورود به مرحله ی جدیدی از زندگی بود. شیرازیم، خدای مهربان بسیاری از سختیها را بر ما آسان کرده... خدایا شکرت !
-
26
سهشنبه 26 تیرماه سال 1403 16:21
۲۶ تیر ماه... gh d d gh d d. b همین.