| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
بعصی ها را باید ندید
ویا نه
باید دید و به اندازه ی شعور و فهمشان دید
همیشه توی زندگیم
این برام پیشه بوده
دوستی بیجا را می پذیرم اما دشمتی بیحا نه!!!
وقتی بین وروجکهای هم سن و سال خودت
با اون تاج زیبا میدرخشی
و ذوق کودکانتو با لبختدهای مدام
بهم نشون میدی
توی دلمم میگم
فدات شم فندقم!!!!
فتدق کوجولوی نازم تولدت مبارک!!!
مهر بوی سینا
مدرسه
سحر خیزی
کار بیشتر
می دهد....
هنوز هم دوست داری
همه را به مهر دعوت کنی آقای خاته؟؟؟؟؟
زرد است که لبریز حقایق شده است
تلخ است که با درد موافق شده است
عاشق نشدی وگرنه می فهمیدی
پاییز بهاریست که عاشق شده است...
یک مهر دیگر سر رسید.
این روزها لهیب کینه توزی کسانی را می بینم که دامن خود و خاندانشان را در بر گرفته است. آنهایبیکه از رنج دیگران لدت می بردند و به جای مهر دیگران کینه کاشتند و نفرت درو کردند.
سوختن عاقبت افکار جهنمیست و تحقیر عاقبت کسانی که در پی تخریب دیگرانند.
تنها راه چاره بازگشت به فصل مهر است وگرنه لهیب بدیها و کینه جوییها چنان می سوزاندمان که آرزویمان حضور در جهنم باشد.
تمام
دیدن نگرانیه یک مادر امشب اشک به چشمانم اورد
خواب را از آنها ربود
و دلم به درد امد
الهی به حق فاطمه ی زهرا که
هیچ مادری غم بچه ها شو نبینه
امین.....
من کجا جا مانده ام ؟؟؟؟
لابلای کتابهای کنکور کارشناسی سال 83؟؟؟؟
یا نه لابلای لباس و بساط عروسی و جهیزیه چیدن شهریور 84؟؟
یا بین قنداق و لباسهای نوزادی سروش آدر 85؟؟؟؟
یا بینابین سالهای کودکی سروش و غصه ی مریضی مادر؟؟؟؟
یا نه طی پروسه ی دوباره مادر شدن و آمدن فندق ؟؟؟؟
ویا نه در 16 فروردین سال 93وقتی که فرشته ی زندگیم پر کشید؟؟؟؟
و یا این سالهایی که هر چی دیدم تنهایی و غم این پیر مرد عاشق بوده؟؟؟
من در خرده گیریهای زتدگی؟؟
در ناملایمات؟؟؟
گریه های گاه گاه؟؟؟
یا در خنده های قاه قاه؟؟
من کجا جامانده ام؟؟؟؟
یکی دیگه از عزیزانم
هم داره عروس میشه
چقدر باشکوه بودی دختر
با وقار و زیبا
نمونه ی بی نظیر یک
دختر ایرانی!!!
تبریک .....
هوای سرد دم صبح
خنکای دم عصر
غروب زود هنگام تر
انگار پاییز توی راهه!!
خدا کند دلم ......!!