| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
اول از همه تا لحظات دیگه تعداد بازدید کننده های وبلاگ به 611111 نفر می رسه !
در ثانی تو کله ی خسته م در حال حاظر موارد زیر ساکن هستند:
۱- کسی که همسرش رو واقعا و به طرز صحیح دوست داشته باشه هرگز به نیت یافتن نقطه ضعف - لحظات او رو کنکاش نخواهد کرد ُ چرا که اصرار بر یک مورد در ذهت باعث ساخته شدن ان در دنیای واقع خواهد شد و از طرفی یک عاشق واقعی هرگز دنبال تخریب چهره ی معشوقش نخواهد بود!
۲- بعضی دوست داشتنها بدتر از هر نفرتی است ! همین که مثل کنه به معشوق بچسبی و به دنبال تملک محضش باشی یعنی تبدیل به زندان روح او شده ای!
۳- بعضی أدمها نیششان از ره کینشان نیست و عقرب زاده اند!
4- خیلی خسته او و تا صبح باید برای ارایه مهندسی نرم افزار خود را دو نیمه کنم!
این جهان دوزخ است بر مردی
که زنش لوس و غرغرو باشد
پر افاده پر ادعا لجباز
پاچه ورمال و نق نقو باشد
دائما در یکه به دو با مرد
صبح و شب در بگومگو باشد
مار در آستین ، نمک بر زخم
استخوانی که در گلو باشد
نه به آداب همسری پابند
نه مقید به آبرو باشد
پول شوهر به زعم آن ولخرج
علف خرس و آب جو باشد
همه اش خرج کفش و کیف و کلاه
ژل و ماتیک و رنگ مو باشد
قصه ساز و پر الم شنگه
پی جنجال و های هو باشد
هیکلش بد قواره و مضحک
زشت و دیلاق و لق لقو باشد
بددل و بدعنق خرافاتی
دوبهم زن دغل دورو باشد
جیغ جیغو شلخته گنده دماغ
خل و شکاک و گنده گو باشد
تنبل و گیج و خنک و سر به هوا
شل و وارفته ور ورو باشد
صبح تا لنگ ظهردر خور و پوف
همسر بالش و پتو باشد
میهمان قوم او اگر فرضا
سفره اش پر ز رنگ و بو باشد
لیک فامیل مرد اگر برسد
لقمه ای نان و نیمرو باشد
گاه پهنای او چو دروازه
گاه باریک تر ز مو باشد
شش شب هفته میهمانی و رقص
دانس و پارتی و راندوو باشد
لیک بر عکس هر شب جمعه
معتکف گشته با وضو باشد
گر نباشد طلاق او ممکن
غم مخور چاره اش هوو باشد
زنم این شعر خوانده و پنداشت
سوژه ی شعر بنده او باشد
الف قامتم شکسته و گفت
هالوی بی الف هلو باشد
بی حسابیم و یر به یر گشتیم
پاسخ «ها» همیشه «هو» باشد
شبا وقتی دل بی تابه واسه دنیایی که خوابه
نبض قلب خسته ی من نامنظمو خرابه
شدم افسرده و داغون مات و مبهوت نگاتون
امروز عاشقین و فردا نفرته توی صداتون
دردا.... عشقا همه غرق گناه
تو دلا همه نفرین و آه.......
قصه نیست اینکه می خونم
لحظه لحظه ش درد و آهه
واسه این دلای غافل - عشق بازی با نگاهه
کندن دل شده آسون
دل میبندن به هزارون
اشک چشمارو ندیدن
اما با صدای ناودون
میزنن فریاد بارون
وای از ته دل تو خیابون
دردا عشقا همه غرق گناه
تو دلا همه نفرین و آه
دردا این عشق هدیه ست به خدا
تا دلا نشه سرد و سیاه
مصیبت می آید بی آنکه فکرش را کرده باشی!!
فقط آنهایی که آرامت کرده اند
هیچ وقت فراموش نمی شوند ...هیچ وقت !!
ممنون و سپاسگزارم از مهربانانی که
تحمل این مصیبت را برایم هموارتر کردند
در راس این عزیزان
مامان جون مهربونم ..مادری دلسوز و نمونه ...
که همه ی دقایقم را تسلی خاطر بود...
.ممنونم مامان...
المیرای خوبم خواهر مهربونم
که در تک تک روزها و ناراحتی هایم
مرحم بود و مایه ی آرامش ..ممنونم المیرا جان
عشق جاودانم ...سعیدم ..ممنونم مرد من!
و همچنین از همه عزیزان که این روزها مرحم
و یار روزهای تلخم بودند
ممنونم از همه شما ها
آقا وحید داداش گلم ممنونم
از همه ی احوالپرسی ها
و دلواپسی هاتان....
فرهاد و فرزاد عزیزم از همه بودنهایتان
حضور گرم و بی چشم داشتتان
ممنونم....
و همچنین راحله جان ممنونم عزیزم!!
و از همه ی کسانی که به نوعی
با من یار و مهربان بودند
سپاسگزارم
و جبران به شادی ها
ان شاالله ....
راستی نوشت :: فروغ ..عزیز درد آشنایی که با تلفنهای مدامش و دلداری های به وقتش کلی به آرامشم کمک کرد ..ممنونم....
«دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ایوان می روم
و انگشتانم را بر
پوست کشیده
شب میکشم»
خدایا به من آرامشی ده تا بپذیرم آنچه را نمی توانم تغییر دهم.....
خدایا
خدای خوب و مهربونم
به من قدرت بده بتونم
این روزهای
تلخ رو بگذرونم
خیلی داغونم...
مامان نبودنت
بد جورررر اذیتم میکنه ....
پس از گذشت یک دهه
باز وقت شکستن است
یا من باید بشکنم
یا تو
برای.....
روزت مبارک !!بی حاشیه!