| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
بعضی حرفها را نباید زد..
بعضی حرفها را باید خورد..
بیچاره دل ،
چه میکشد میان این زد و خورد ......
خدایا کمکم کن خیلی خسته میشم
کمک......
اصلا انگار صبح و شب ها به هم دوخته شدن...
اما
یادم نمیره یه نفس در میون بگم
الهی شکرت...
کمی به ماجرای جهانگیر و سرنوشت خانواده اش فکر می کنی
قدری در اندیشه ی تبعات این روزهای بد بازار و فشارهای مالی اش فرو می روی
لختی از بی معرفتی آن کینه جویانی حرص می خوری که هر از چندگاهی به بهانه های واهی بر طبل کینه جویی و فاصله می کوبند و تو را از عشق ورزی به عزیزانت محروم می کنند.....
اندکی به اسمهای جذاب تجاری سرگرم می شوی
چند لحظه ای در ذهنت این موضوع جاری می شود که چقدر خوب می شود بعد از کنکور بچه ها گاهی با آنها به بازدید یتیم خانه ها و موسسات نگهداری از معلولین بروید
برای دقایقی سایتهای جستجوی املاک اجاره ای با قیمتهای نجومی روی مخت رژه می روند
صدای دلنشیت اذان صبح تو را به خود می آورد
امشب به بی خوابی سحر شد !
و تا 2 ساعت دیگر من باید هنراموز هنرجویانی باشم که بیش از درس و امید به آینده و شور- مسائل جنسی و نگرانی و ناامیدی مسئله اصلی ذهنشان است !!! ببخشید بی تعارف این را نوشتم ولی واقعیت همین است ! و آنها فقط از ترس گیر سه پیچ خانواده در کلاسی حاضر می شوند که تو جز با انرژی و هنر معلمی توان تحملشان را نخواهی داشت !!
همین !!
برای پدر زنم احترام خیلی خاصی قائلم
پدر زن من این روزها مثل یک آدم معمولی در حال گذران دوران کهنسالی و خدمت به همسر دربند بسترش است
دلایل احترام من به ایشان یک عمر زندگی با آبرو - تربیت اولادی سالم - حمایت چندساله از همسر و ..... می تواند باشد
اما مهمترین وجه ارادت من به ایشان آموزش احترام به همسر - خانواده ی همسر و بزرگترها به مریم است !!! که اگر اینگونه نبود تا به حال سنگ رندگی من و مریم به روی هم بند نمی شد! احترامی که اکنون در این سن و سال نتیجه اش عزت روزافزون خود و همسرشان بین فرزندان و آشنایان شده است ...
راستی این را هم بگویم که هرگز پیش نیامده از پدرزنم بخواهم دیناری به زندگی من تزریق کند یا قرض بدهد و به این قضیه می بالم !!!
شاید بعضی از آشناهایی که این وبلاگ رو می خونند هم شنیده باشند که شایعه شده پدر زنم برای من خانه ی چند صد میلیونی کنار خودش خریده است !!! بابا تکذیبیه از بیخ و بن صادر می کنم !!
ایشان همین تربیت سالم و جهیزیه ی کامل و درجه یک رو به ما دادند بس!! باقی امید به بقای ایشان و دم گرمشان ! همین !
هر کجا هستم و باشم، آسمان مال من است
پنجره، فکر، هوا، عشق، زمین مال من است
چه اهمیت دارد گاه اگر می رویند، قارچ های غربت؟
من نمی دانم که چرا می گویند اسب حیوان نجیبی است، کبوتر زیباست
و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست
گل شبدر چه کم از لاله ی قرمز دارد؟
چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید
واژه ها را باید شست، واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد
چتر ها را باید بست، زیر باران باید رفت
فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد با همه مردم شهر زیر باران باید رفت
دوست را زیر باران باید دید، عشق را زیر باران باید جست
زیر باران باید بازی کرد، چیز نوشت، حرف زد، نیلوفر کاشت
زندگی تر شدن پی در پی، زندگی آب تنی در حوضچه ی اکنون است
----
خدایا به حق پاکی باران به ما بیاموز که نمی شود کینه کاشت و مهربانی درو کرد!
به ما بفهمان که جز با حفظ حریم حرمت بزرگان - حریمی بر حرمت کوچکترها نمی ماند!
به ما یادآوری کن که نتیجه بعضی روشهای نمایشی زندگی کردن که به آن تفاخر می کنیم و دیگران را معیوب دانسته و تحقیر می کنیم - جز شکست و زوال نبوده است!
خدایا بر ذهن ما دیکته کن که گندم از گندم بروید جو ز جو!
خدایا مهربانی و گذشت را بر رود دلهایمان جاری کن تا مجالی برای ظهور تعفنهای لجنزار خاطراتمان نماند!
خدایا به ما فرصت آبتنی در حوضچه ی اکنون با امید به آینده ی روشن و پرمهر را عطا کن !!
-----
این روزها استرس عجیبی بر فضای کاری و حالی من جاریست ! حالم کمی خوب نیست ! و باید سکوت کنم ! برایم دعا کنید عجالتا!!! سعید!


