مریم و سعید و سروش و سینا زیر یک سقف

وإن یکاد الذین کفروا لیزلقونک بأبصارهم لما سمعوا الذکر ویقولون إنه لمجنون وما هو إلا ذکر للعالمین

مریم و سعید و سروش و سینا زیر یک سقف

وإن یکاد الذین کفروا لیزلقونک بأبصارهم لما سمعوا الذکر ویقولون إنه لمجنون وما هو إلا ذکر للعالمین

جمعه ی دوست داشتنی..

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

مادر من ....

مادر من

نور چشمم هستی من

ساغر خوشبختیه من

هستی من

مادر من

امیدم بی تو سرابه

یه حباب روی آبه

زندگیم بی تو خرابه

تو به رسم قصه ی عشق

تو گوش من صدا کردی

دلم رو با رموز مهر آشنا کردی

تو می گفتی تو این دنیا

فقط خوبیست که می مونه

با خوبی هات دلامون با صفا کردی

چه شب هایی نخوابیدی

برام تا صبح دعا کردی

واسه خوابم تویی مادر

لا لا لا کردی

واسه فردام دعا کردی

دعا کردی

حضور خوبه تو به خونمون صفا میده

صدات وقتی که می پیچه به قلبامون جلا میده

اگه روزی همه گل ها یاسمن باشه

دلم می خود تمومش به پای یار من باشه

مادر من مادر من مادر من مادر من مادر من

......

وقتی یه مدت نیستم

دلم واسه اینجا تنگ میشه ....


واسه اینجا که اولین اتاق مشرک من و سعیده ...

و هنوز هم حرفی برا گفتن ما دوتا داره ...



مادر....

کاشکی میشد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم

چقد مث بچگیام لالاییاتو دوست دارم

سادگیاتو دوست دارم ، خستگیاتو دوست دارم

چادرنمازو زیر لب خدا خدا تو دوست دارم

کاشکی رو طاقچه دلت آینه و شمعدون می شدم

تو دشت ابری چشات یه قطره بارون می شدم

کاشکی میشد یه دشت گل برات لالایی بخونم

یه آسمون نرگس و یاس تو باغ دستات بشونم

بخواب که می خوام تو چشات ستاره هامو بشمرم

پیشم بمون که تا ابد دنیارو با تو دوست دارم

دنیا اگه خوب ، اگه بد با تو برام دیدنیه

باغ گلای اطلسی با تو برام چیدنیه

کاشکی میشد بهت بگم چقد صداتو دوست دارم

لالاییاتو دوست دارم بغض صداتو دوست دارم

خدای خوبم...

خدا همیشه یه جور زیبایی با من بوده

یه جور که همیشه

از این که بنده ی لایقی

براش نبودم خجالت میکشم


خدا جون دوستت دارم

خداییش خیلی خدایی!!!!


الهی شکر.....

M & H


love story


 A heart full of love

A life full of kisses

now Mohamadreza and Hoda

become MR and MRS


04.18.2013


یک شب یه یاد ماندنی....

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

عطر زندگی...


دلم کافی شاپ میخواد !! یه قهوه دو نفره ی دبش..میشود آیا آقای خانه؟؟؟

روز تعطیل یه مامان!

از صبح که بیدار میشی یه بند می چرخی و به کارهای خونه می رسی

ظهر یه نهار خوشمزه (چقدرم خودمو تحویل میگیرم) به اهالی خونه میدی

و بعد از ظهر هم یه خونه تکونی مختصر !!


سر شب فندق کوچولو رو حمام میدی


برات یه مهمون میرسه و بعد از پذیرایی

و رفتن مهمون


پسرک یه مهمونی کوچولو ترتیب میده

همه رو جمع میکنه و سعی در شاد کردن روحیه ی مامان جونش

که خوب فهمیده ناراحته داره


به خونه بر میگردی

تازه پسرک شام میخواد!!

بعد هم فندق شیر میخواد 


بعد از همه ی این موارد آماده کردن وسایل و لباسهای

فردا صبح آقای خانه !


اما با همه ی این سخنان نگاه و کلام پر از قدر دانی آقای خانه همه رو از تنت می شوره !!!

خدایا شکرت

و فردا روز از نو روزی از نو.....

مادر؛


روسری ات را بردار تا ببینم، بر شبِ موهایت؛

چند زمستان برف نشسته است؛

تا من به بهار رسیده ام ...!