| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
| 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
| 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
| 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
| 28 | 29 | 30 | 31 |
خدایا
الهی
در نگاه ؛ صدا ؛ قلم و وجود هیچ مخلوقی نگران مادر بودن رو حس نکنم ...
هیچ وقت..
آمین.
به راستی روزی می رسد که مریم بانو بتواند بدون عطر زندگی کند؟؟
آن هم فقط عطرهای معروف فرانسه اصل!! با رایحه ی شیرین و خنک...
یخ کنی دختر چه خنک !!
هاهاهاهاها
این صدای خندم بود از خنکی خودم....
خوشحالم
که تونستم کمی از اییییییییییین همه
دریای محبت وجود تورو جبران کنم

پ.ن : سروش عاشق این آهنگست همش توی ماشین میگه اینو برام بذار و بزن مدام تکرار شه !! خودشم باهاش می خونه قربونش برم .......
داریم خسته و کوفته از خرید با هم بر می گردیم ..
سر کوچه یه سوپری هست که همیشه ازش برا سروش تنقلات می خریم ..
مامان برام یه چیزی می خری؟
نه مامان می بینی که دستام پره نمی تونم
خب خودم می خرم !
یه اسکناس پونصد تومتنی می گیره ...
آقا ببخشید یه آب آلبالو بدید..
می ایسته و بقیه ی پول رو می گیره ..
متشکرم..
ازشدت شوق دیدن این لحظه پاهام می لرزید
تمام خسته گیهام از تنم بیرون رفت
و از ته دل گفتم خدایا شکرت پسرم داره مرد میشه .....
خدا حفظت کنه مادر....
سلام
هستیم ..
خوب و زنده
و الهی شکر
امشب یه چیز جالب دیدم یه پسر از مادرش می خواست توی زندگی سیاست داشته باشه !!
نسبتشون خیلی مهم نبود
اما این مهم بود که انگار خود مردها هم تشنه ی با سیاستی زنهان!!!
و جالب بود و پر نکته ...
ببخشید منو به خاطر دوتا پست رمزی
ارزشی برای خوندم عموم نداشت ....
پ.ن :ادبیات پست یه کم نامفهوم بود به درخواست سعید جون تصحیحش کردم...

