مریم و سعید و سروش و سینا زیر یک سقف

وإن یکاد الذین کفروا لیزلقونک بأبصارهم لما سمعوا الذکر ویقولون إنه لمجنون وما هو إلا ذکر للعالمین

مریم و سعید و سروش و سینا زیر یک سقف

وإن یکاد الذین کفروا لیزلقونک بأبصارهم لما سمعوا الذکر ویقولون إنه لمجنون وما هو إلا ذکر للعالمین

نامه ی عاشقانه ای به سفارش مریم خانوم !

سلام نازنین مهربانم!

اول از همه اجازه بده گویم که تو را به اندازه ی تمام ساعتهایی که مثل یک کور مادرزاد به عکست خیره می شوم دوست دارم ! به من خرده نگیر که چرا اینگونه نوشته ام ! عزیزم دیروز برایت یک سی دی عاشقانه خریدم ولی طرف من را هالو گیر آورده بود و فکر کرد متوجه نمی شوم که وسط سی دی سوراخ است !‌ من مجبور شد آن را پس بدهم ! اگر از حال من بخواهی به تو این نوید را می دهم که همانگونه که گفته اند سربازی دارد حسابی من را آدم می کند و ای کاش راهی برای آدم کردن شما دختر ها هم وجود داشت ! به تو برنخورد ! من خوب می دانم که تو مثل یک تصادف خیلی وحشتناکی که خیلی کشته و مرده داری ! خوب می دانم که تو با آن قد چون سرو چشمان چون آقتاب و صدای همتای پرندگانت هیچ چیزت به آدمیزاد نرفته است !! راستی در نامه ات نوشته بودی عشق را از من گدایی می کنی ! بگذار خیالت را راحت کنم هیچ آدم سالمی چیز با ارزشش را به گدا نمی دهد!! در ضمن نوشته بودی اصلا طاقت دیدن دوریم رو نداری!‌الهی فدایت شوم !‌لطفا دستت رو مشت کن ! مشت کردی؟؟ حالا محکم بزن تی چشمت !‌آه خب !حالا تو هم کور شدی و دیگه دوریمو نمی بینی!! راستی نمی دانی چقدر دلم می خواد سرتو بذاری رو شونه هام خوابت بگیره نمی دونی چه حالی داره وقتی من جاخالی می دم و تو زمین می خوری و حالت گرفته می شه !!  دیروز روحانی پادگانمون می گفت هر کسی به آدمهای خوشرو و خوش معرفت و باحال عشق بورزه  جاش تو بهشته پس خوش به حالت که مفتی مفتی داری می ری بهشت ! عزیزم نوشتی از دوری من به آخر خط رسیدی ! خب این که گفتن نداشت ! هر وقت رسیدی به ته خط از اتوبوس پیاده شو! عزیز دلم بگذار حرف دلم را ساده فریاد بزنم: ( ( عزیزم در قلب منی هرگز!! )) و در نهایت دلم حسابی برایت تنگ شده سعی کن لاغر شوی تا کمتر جا بگیری!

مریم خانم مرا از خودم نگیر!

 عید مبعث مبارک باد!!

کلی پست سیاسی گذاشتم پاک شد!   

مریم جان ! نگرانی بر حال و روز جامعه ای که در آن می زیم جزء ناشدنی شخصیت من است . من از فقر فقرا دلم به درد می آید ، از بی سیاستی سیاسیون دلزده می شوم،بر موقعیتهای کشورم که در عرصه های مختلف  به راحتی از دست می رود غبطه می خورم و ... نابرابریها هر چند من را جزء طبقه ی زیر دست جامعه به شمار نیاورند به سختی می آزارد. مریم جان !‌سکوت برای من رشد سلولهای سرطانی کشنده ایست که روح و جانم را می خورد! نگفتنها احساس بودن را از من می گیرد !‌تباهم می کند!‌ مرا از من بودن نگیر ! بگذار همان سعید حساس و دلسوز باشم ! نه یک زالوی بی خیال مرفه پول پرست که از آنچه دور و برم می گذرد خود را غافل نگه دارم  و مثل لنگ حمام به طمع دو ریال منفعت بیشتر خود را به کسی ببندم ! مریم سعی نکن مرا به شکل آدمهایی در آوری که تنها تفریحشان مقایسه ثروتها و تجملاتشان با هم است و دیگران را احمقهایی  که وظیفه شان سرویس دادن به ایشان است می بینند . همانهای که .... بی خیال ! مریم جان مرا مجبور به سکوت نکن ! من فضایی که مسموم می نامیش را ترجیح می دهم به فضایی که خود پرستی و خود برتر بینی با سکوت منفعت طلبانه در آن حاکم است .

در آستانه ۶ سالگی ...

چهار روز دیگر ششمین سالگرد اولین دوستت دارم گفتن من به مریم است ! در این ۶ سال این وبلاگ هم مثل عشقمان همواره پابرجا بوده است و بیش از ۲۱۰۰۰۰ تپش عاشقانه ی همراه ما را شمارنده ی وبلاگ گواهی می دهد! همه تان را دوست دارم ! 

راستی مسافر عزیزی داشتیم که برای مدت دیگری از ما دور شد! خدا حفظش کند! دز ضمن مطالبی از سوتیهای وزیر علوم (زاهدی )  خیانت دوست عزیزمان ونزوئلا به کشورمان - خیانت سقوط هواپیمای روسی توپولف و کشته شدن هموطنانمان و  همچنین راجع به نماز جمعه این هفته به امامت هاشمی و با حضور مهندس موسوی را در ادامه مطالب آورده ام که خواندنیست !

ادامه مطلب ...

سفر به یاسوج

سلام دوستان . ما الان یاسوجیم و الحمدلله همه سالم ! راستی دیروز تولد عزیزی بود که این تولد رو به ایشون تبریک می گم!

مهریه بسیار عجیب و جالب علیرضا افتخاری برای دو دخترش!

 تعیین مهریه های سنگین و نجومی‌چنان مرسوم شده است که مانند دیگر رسومِ دست و پا گیر، سدی بزرگ بر سر راه ازدواج جوانان شده است. آیا ارزش‌های وجودی خودمان را با معیار سکه ها می‌سنجیم و در این بین چه بلاها که بر سر جوانان شیدا و عاشق پیش نمی‌آید. جوانانی که فقط به فکر رسیدن به معشوقند و دیگر هیچ. و تازه پس از ازدواج می‌فهمند که چه بلایی بر سرشان آمده است. حال اگر جوانی نخواهد به زندگی زناشوییش ادامه دهد ایا مهریه های سنگین و این سکه‌ها مانع از فروپاشی زندگیش خواهد شد؟ بی شک خیر، که اگر میشد آمار طلاق به این حد بالا نمی‌رفت.

جالب است بدانیم که آقای علیرضا افتخاری، خواننده خوش صدای کشورمان، مهریه دختر بزرگش را حفظ 450 غزل از حافظ شیرازی و مهریه دختر کوچکش را حفظ 16 جزء از قران کریم قرار داده است که تا کنون داماد بزرگش 350 غزل حفظ کرده و داماد کوچکش 8 جزء از قرآن کریم را حفظ کرده است!

میلاد مولود کعبه و روز پدر بر شما مبارک !

الحمدلله این روزها روزای خوبیه ! هم وضع کسب و کار بدک نیست ! هم خبرهای خوبی شنیدیم ! هم حال هممون خوبه ! هم ... خلاصه روزای خوبیه ! راستی مریم خانوم پسورد وبلاگ رو به خاطر سیاسی نشدن عوض کرده بودند که الحمدلله رفع توقیف شد!

زندگی جاریست.....

سلام 

الان که این مطالب رو می نویسم سروش رو دستم خوابه و من دارم یه دستی تایپ می کنم . 

والا زندگی در جریانه و خبر قابل گفتنی نیست  

جز اینکه هستیم و زنده شکر. 

از سعید جون شدیدا ناراحتم به خاطر این پستهای سیاسیش  

خواستم پسورد رو عوض کنم اما دلم نیومد.....چون پسورد مربوط به اون روزهاست و سعید با یه عشق قشنگی این رو گذاشته.... 

خب  

دوستتون دارم 

یا حق!!!!

دلم گرفته است !

دلم گرفته است ! از سکوت اجباری دلم گرفته است ! بغض فروخورده ام راه تنفسم را مسدود کرده است! آرامشی می خواهم!
با فرومایه روزگار نبر - کز نی بوریا شکر نخوری * 

 ابر اگر آب زندگی بارد - هر گز از برگ بید بر نخوری...
کارگری دورو و حقیر دارم که در کار خود بسیار ماهر است.اما کم عقل و پست فطرت ! هر روزی که درآمد به نسبت خوبی داریم با یک واکنش بد از طرف او مواجه می شوم . نمی دانم باید با او چه کار باید کرد. مادری دارد که لقب فولادزره دیو هم برای او زیاد است! از اینکه به اقتضای شرایط نتوانستم جواب دندان شکنی به او بدهم دلم گرفته است ! بی خیال ...

نظر یک دوست ... ( هر چند مخالف !)

سعید عزیز
نمی دانم این نوشته را  که بیشتر به بریده یک روزنامه می مانست تا چه تیراژی کپی پست کرده و به وبلاگها ارسال نموده ای و هدفت از این کار چه می تواند باشد اما از آنجایی که من برا تمامی نویسندگان ارزش قایل هستم با توجه به اشاره فوق جوابیه ای ارسال  می دارم  که امید است دقایقی را برای خواندنش  از خود مایه بگذاری
و اما بعد

در داستان تولد بشریت آمده است که انسان هبوط میکند و به جهانی پای میگذارد که زمین نام دارد در کف این سطح تفت از فساد جفت و زاد ولد می کند قدرت های درونی خود را به اسامی متفاوتی نام می نهد و برای بعضی از آنها توجیه  ناگزیر  به کار میگیرد مثل قدرت   شهوت  درندگی بدون دندان   حسد   کینه و ...  

اما در این جهان پهناور کشوری نیز چون دیگر اقلیم به نام ایران وجود دارد که مردمش از همان نسل آدم و حوا می باشند این مردم نیز میخورند می آشامند و ....
اگر به قدمت ایران کاری نداشته باشیم و به سی سال پیش برگردیم متوجه می شویم که از آن روز تا کنون چیزی تغییر نکرده هیچ چیز جدید که بنیادین باشد رخ نداده شاید طول ساختمانها و عرض معابر رو به افزون رفته باشد و تعداد جمعیت نیز فزونی یافته اما نمی توان فرهنگی را که شما و من و خیلی از انسانهای در همین سطح انتظار دارند مشاهده نمود
احمدی نژاد نیز از سرزمین دیگری نیامده او نیز مثل همه ما در همین سرزمین رشد یافته است انسانی با قامت کوچک اما اندیشه ای فراتر از اندامش اگر در بین هم سانان او و ادواری که ایشان زندگی کرده زره بین منطق پیشه کنید متوجه می شود که همه چیز به پای پارتی بازی و ریش نیست
اگر به زندگی نامه احمدی نژاد مختصر توجه ای داشته باشی در میابی او و بقیه هم ترازانش در یک سطح می باشند و چه بسا افرادی بوده اند که از قدرت اجتمایی بیشتری نسبت به احمدی نژاد برخوردارد بوده اما نتوانستند رییس جمهور بشوند
سعید عزیز رییس جمهور بودن بسیار سخت است اگر باور نداری مدتی را به کار مدیریت بپرداز و رهبری یک تیم بالای 50 نفر را به عهده بگیر و خود را مورد آزمون قرار بده چه از نظر خطا و چه از نظر خوایج انسانیت که در بالا اشاره شده است.
آیا میتوانی بعد از این مدیریتی که گفتم همتان سعید قبل باشی ؟
بدون شک هرگز

در جایی آورده ایدکه
///  . آقای احمدی نژاد آشنایی داریم که بسیار غنی است . این آشنای ما در طول دوران دولت شما روزبروز بر دارییهای خود افزود و حق هم داشت که مشتاق رای دادن به شما باشد . چون بی برنامگیهای شما زمینه را برای افزایش روزافزون ثروت او مهیا می کرد. استفاده از رانت رابطه ریا و ... ابزارهاییست که شما با حضورتان برای امثال ایشان ممکن کردید. در خانه ی این آشنای ما کارگری کار می کند که غرق فقر است و به او هم حق می دهم که به شما رای بدهد .چرا که او شما را منادی عدالت و کم کردن فاصله ی طبقاتی می داند . اما جناب آقای احمدی نژاد !! در آن خانه آشنای ما که فقط یک دختر دارد و هیچ فرزند دیگری ۵ ماشین دارد !! خانه اش نزدیک به هزار متر زیربنا دارد ! در سفره ی نذری اش هزاران دست خوراک درجه یک را بین اغنیا پخش می کند! همه ی دغدغه اش از شوهر ندادن دخترش این است که مبادا به طمع ثروتش به او نزدیک شده باشد و ...

حال از شما میپرسم
سعید عزیز آیا این ثروت آشنای شما و فقر ان کارگر فلک زده در چهار سال دولت احمدی نژاد رخ داده است روزهای قبل از دولت ایشان این دوسرنوشتشان یکی بود و یا اینکهوضعیتشان در طی اینم چهار سال جا به جا  شده است ( همانطور که میدانید ثروت مثل قانون بقای ماده می ماند هیچگاه از بین نمی رود بلکه از صورتی به صورت دیگر در می اید در بازر تهران یک مثل معروف است که سه شنبه کسی پولی را گم می کند و بد بخت میشود و دقایقی بعد کس دیگری در همان سه شنبه پول را پیدا میکند و چهارشنبه خوشبخت می شود)
نیازی به پاسخ ندارم زیرا میدانم خود نیز میدانی که حمله به احمدی نژاد و نشانه گیری به سمت او نیز نوعی مسکن است تا درد کهن تو و من و بقیه را تسکین دهد تنها فرق من با شما در این است که من فرد را مقصر نمی دانم جهانی که اکنون استکباری شده است قربانی لازم دارد هردم کسی را به سوی خود می کشد امروز احمدی نژاد فردا کس دیگری حتی موسوی و غیره
قدرت و مدینه فاضله ای که تو در جستجوی ان هستی هرگز اتفاق نمی افتد مگر در جهان دیگری که امروز به آن انگ خرافات زده می شود.

دوست داشتم بیش از این با تو وقت میگذراندم اما بیش از این نیز سودی ندارد زیرا اندیشه هنگامیکه در وجود انسان راه یافت برای تغییر و تربیت ان تنها زمان لازم است و تا زمانی که به مرز پنجاه سالگی نرسیده باشی نمی توانی دریابی که من چه میگویم و اگر به این سن نیز رسیدی و باز درنیافتی بیهوده ترین کار اسرار در تغییر عقید بعد از این شرایط سنی می باشد
امید دارم
همواره
شاد
پیروز
پایدار
و صادق باشید.

مناظره سعید و مریم و سروش با احمدی نژاد

احمدی نژاد : من پیاده کننده عدالت و رئیس جمهور همه ملت ایرانم به همین خاطر این بچه سوسولهای مفتخور احمق بزغاله ضد مملکت ضد دین و ضد انسانیت معترض را به کمک برادران بسیجی ،‌سپاهی و لبنانی به خاک سیاه می نشانم.
سعید : آقای احمدی نژاد  فکر نمی کنید در رابطه با این جوانان یک کم زیاده روی می کنید؟ من فکر می کنم به شما اطلاعات غلط داده اند. این جوانان بچه های بزرگ شده انقلاب و همین مملکتند . احساس می کنند به رایشان آسیب رسیده و نتایج انتخابات غیر واقعی اند.
احمدی نژاد :من به شما علاقه دارم ولی ...ه خورده اند! تا وقتی من و آقا هستیم دیگه کسی حق احساس کردن و تصمیم گرفتن که نداره !‌مصلحت حکومت اسلامی به حضور منه . برای پیاده شدن عدالت من مثل خونی در رگها هستم ! راستی تو که ادکلن ورساچی می زنی خودت هم مشکوکی. من موظفم بگم که تو با حمایت آمریکاییها از پول این مردم فقیر تیغ ژیلت به صورت می زنی !
مریم : آقای احمدی نژاد شما به عنوان یک آدم دیندار چرا تهمت می زنید؟؟؟
سروش : احمدی بای بای !‌موسوی های های !! موسوی هیامتت می کنیم !!‌( خدائیش سروش همش این شعار را می ده )
احمدی نژاد محکم می زنه توی صورت سروش ! و می گوید: اگر از اول توی گوش بابای سوسولت زده بودم هم تا این حد پرور نمی شد احمق جیره خور مزدور!!
سعید : آقای احمدی نژاد یعنی باید فاتحه جمهوریت رو بخونیم و مثل طرفدارای شما جشن دیکتاتوری نه !ببخشید شروع به کار حکومت مطلقه اسلامی رو جشن بگیریم !
احمدی نژاد : من به شما علاقه دارم ولی شما خیلی احمقید ! تا جایی که سران سپاه و حضرت آقا هستند تو غلط می کنی حرف می زنی!! برنامه براندازی داری؟؟؟ می خوای مثل کروبی از برنده انتخابات تبدیلت کنم به نفر پنجم اانتخابات ! آره ؟؟ تنت می خاره ؟؟؟  من دوست دارم به همین خاطر اکیدا بهت می گم خفه شو !
مریم : آقای دکتر در رابطه با این افرادی که کتک می خوند شکنجه می شند دستگیر می شند چه حرفی دارید؟
احمدی نژاد: خواهر به شما اطلاعات غلط داده اند. کسی کتک نخورده . اصلا چنین چیزی وجود نداره !این هم مثل قضیه ی هاله نوره . یه میمونی شبیه من رفته پیش آقای جوادی آملی تا من رو تخریب کنه . این هم مثل تهمت شعار نان نفت سر سفره مردمه . خدا لعنت کنه رفسنجانی رو که این تهمت بزرگ رو به من زده . ولی من به پشتوانه همه مردم فقیر و زجر کشیده که رفسنجانی پول اونها رو بالا کشیده خواهر و مادرش  رو به اسلام دعوت می کنم !
سروش : احمدی بای بای !‌احمدی بای بای !
سرباز لبنانی با باتوم مریم و سعید  وسروش را یک فصل به حال مرگ می زنه !
سعید : آقای احمدی نژاد یعنی فکر می کنید با این وضعیت ملت چهار سال دیگه حاضر می شن شما رو به عنوان رئیس جمهور قبول کنند؟
احمدی نژاد: می خوام یه چیزی بگم . بگم؟ بگم ؟
سعید : آره بگید؟
احمدی نژاد : من می دونم که تو توی مغازه ت دو تا فروشنده ی خانم داری . هنوز هم بگم ... بگم ؟؟
سعید : آره خوب بگو ...
احمدی نژاد : ....
( با اجازه الان از دادگاه طلاق مطلب می نویسم . به لطف آقای احمدی نژاد من اصلا قضیه انتخابات رو فراموش کردم  و کاملا پیگیر قضیه طلاق و طلاق کشی مریم خانوم هستم ! و درضمن توی این مدت مغازه هم یه ریز تعطیل بوده و همه ی چکهام در حال برگشت خوردنه !)