مریم و سعید و سروش و سینا زیر یک سقف

وإن یکاد الذین کفروا لیزلقونک بأبصارهم لما سمعوا الذکر ویقولون إنه لمجنون وما هو إلا ذکر للعالمین

مریم و سعید و سروش و سینا زیر یک سقف

وإن یکاد الذین کفروا لیزلقونک بأبصارهم لما سمعوا الذکر ویقولون إنه لمجنون وما هو إلا ذکر للعالمین

تردید یا عشق؟

راستش من هر چی سعی کردم ربط بین ۲ تا پست آخر رو نفهمیدم ! نفهمیدم مریم خانم یک عاشق سینه چاک فداکار دلسوزند یا یک شکست خورده مردد!!   راستی به نظرتون می شه رو نظر چند تا بچه سوسول که تو مهلکه زندگی وارد نشده اند اصلا حساب باز کزد ؟؟ از قدیم می گن خوش بود گر محک تجربه آید به میان - تا سیه روی شود هر که در او غش باشد! بی خیال!

تردید یا؟؟؟؟؟

یه تنهایی کشنده !!!!!

تردیدی برای همه لحظات 

خدا کنه نباشه که.... 

بی خیال..............

یاد اون روزها......

سلام عشق من 

 

من الان فقط تورو میخوام 

دارم مثل بارون به یاد شوق و شور اون روزها 

روز عقدمون 

اون با هم بودنها 

اون ایمیلها 

اشک میریزممممممممم 

 

سعید دوستت دارم 

به خدا بد جوری عاشقتم 

اگر میجنگم به خاطر زندگیمه 

تو رو خدا باورم کن 

دوستت دارم 

 

گاهی وقتها گریه زن از مرد تلخ تره... 

 

دیشب تا حالا هزار سال گذشته 

 

دوستت دارم  

 

مریم 

 

می خوام تن قشنگتو تو بغلم بگیرم 

بگم اگه نباشی کارم تمومه و بدون تو میمیرم.....

  

یا حق!!!

تاسف کافیست؟

سلام . نمی دونم !‌توی دلم خالیه !‌با خوندن متن مریم اشک تو چشمام نشست . اما باز هم توی دلم خالیه ! بی اعتمادم !  نگرانم . نگرانم از گیرهای بی مورد! نگرانم از تحقیرهای بی دلیل !نگرانم از کم مهریها کژفهمیها بد دیدنها بدگفتنها بد شنیدنها و ......... امید می خواهم خدایا! راستی وای پول تلفن !!!

متاسفم.......

i'm realy so sorry!!! 

jus t

 

saeed  

 

do you remmember about 5 years ago when you wanted to say to me 

i love you  

you said in english???? 

and your complain about this  

was::: 

when i want to say an important subjet 

i cant speak in farsi .............. 

and i said to you that's good!!!!! 

 

now 

 

i say  

 

so sorry 

for every thing... 

 

kiss!!!

 

your wife:::maryam 

 

 

 

کم و کاست این نوشته رو به بزرگی خودت ببخش عزیزم سواد من هم مثل ذهنم بعد از ۴ سال خونه نشستن نم کشیده  ........

.......یا حق!

چون که با بد بد کنی پس فرق چیست؟؟؟

پسورد را به همان پسورد قبلی برگرداندم تا دست برای هر تغییری باز باشد ! اما... 

اینتصویر هم اگر باز شود مربوط به دو جوان محمودآبادی است که چون به هم نرسیده اند خود را دار زده اند. بیا تا قدر همدیگر بدانیم ... 

بدون شرح!!!!

یه نفر خیلی بدتر از تصورم بود 

چه بد؟؟؟!!!! 

 

یا حق!!!

همیشه عاشق بوده ام با تو!!!!!

سلام 

  

بذارید با گله و شکایت شروع کنم.......... 

 

سعید من....  عشق دیروز   امروز و ان شا الله فردای من داره به زمین و زمان گیر میده  

آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

 

سعید من روی واژه ها کلید نکن.سهل بگیر تا دنیا بهت سخت نگیره 

یادته اون مشاوره بهمون چی گفت؟؟؟ 

گفت تو (مریم) خیلی ساده میگیری و به اصطلاح دقیق خودش (easy going) هستی  بر خلاف طرف مقابلت (سعید جون) 

 

آخه چرا؟؟؟؟ 

 

سعید به خدا داری دچاره یه سری عادتهای بد ه  رفتاری میشی 

 

سعید من اینجا همیشه دفتر خاطرات و محلی برا رسوندن فریاد اعتراض یا داده محبت به گوش هم بوده و هست  

سعید من خواهش میکنم 

 

بابا یه کم ساده تر بگیر به خدا همه این مسائل میگذره 

 

سعید من تو رو خواستم با همه کم و کاست هات پس از چی می ترسی ؟؟؟ 

چرا نگرانی؟؟؟ 

 

مریم جا نمی زنه با تو و زندگیت میمونه این دلهره بیهوده رو کنار بذار  

من با توام تا آخرش!!!! 

 

در جواب جناب <.> عزیز: 

 

اول  تشکر از نظر لطف شما به این  پایگاه و مطالب اون  

بعد هم باید به عرضتون برسونم که تربیت بچه ما فقط به من و باباش به خاطر شرایط زندگیمون بر نمی گرده .............................. 

توضیح بیشتری نمی دم. 

 توکل به خدا... 

و باز هم ممنون از همه محبتاتون. 

 

یا حق!!!  

 

دوباره عاشق می شوم با تو؟

سلام . خبر اول دیدار برادرم بعد از ۵ سال بود! خبر دوم هم کما فی السابق شرایط پرفشار اقتصادی ! راستی من تعجب کردم از اینکه مریم گفته دوباره عاشق من شده است !! یعنی در این مدت......... نه بابا خسته ام دارم گیر می دم ! اینم یه شعر افغانی ( آقا سروش جدیدا یاد گرفته بگه افغانی!!) توکه موری دَ اینجی چه کَنُوم یار؟/ در این دنیا نظر با کی کَنُوم یار؟ / گلی خوش​بوی زیبایم تو بودی/ گلی بی بوی کی رَه بو ‌ کَنُوم یار؟  راستی شنیدید می گن سکه حسابی گرون شده و الان دیه از مهریه خیلی ارزونتره؟؟ پس خانوما حواسشون باشه !

دوباره عاشق میشوم با تو!!!!

همه چیز درسته..... 

همه کارها خوب پیش میره 

 

این حرفها از دلمه یا دارم وانمود میکنم؟؟؟هان؟؟؟  

 نه !!!!!! 

مثل اینکه از ته دل ه الهی شکر . 

 

تا حالا شده به چیزی الکی وابسته بشید؟؟؟؟ 

 

شده حکایت من و این نظرات <.> . 

 

نمی دونم اما.... 

 

 

اگر فکر و ذهنمان را برای خوب بودن فقط برای دل خودمان به کار گیریم
انوقت میتوان گفت :خوشبختیم  

 

  خدایی راستم میگه نه؟  

انگار یه جورایی معتاد این شدم تا بیاد نظر بده و برم پست بعدی.... 

عجب حکایتی داره این آدمی ..... 

 

اما سعیدم گفت : خوشبختی را نه گدایی کنیم و نه جستجو .خوشبختی کیمیایی است که تنها به دستان کیمیاگر خودمان ساخته می شود. 

  راست گفت عشق من. 

 

این روزها دوباره  عاشق شده ام.خدایا شکرت

 وای خدایا چه حس لطیف و قشنگیه این عاشقی  

خدایا از من نگیرش... 

سعید رو همیشه دوست داشتم و دارم اما این حس دل ضعفه عاشقی قشنگه.... 

 دوستش دارم... 

 الهی شکر.. 

 

یه سری تصمیم مهم باید برا زندگیم بگیرم اما خب   

تصمیم مثل ماهی ه گرفتنش آسونه نگه داشتنش سخت.... 

  

باید سعی کنم .... 

عمیق فکر کنم  ... 

 

دوست دارم با مریم خلوت کنم فعلا وقتش نیست یه مهمون عزیز بعد از چند سال آمده و باید با اون باشیم بیشتر لحظات .... 

 

گاهی وقتا میگم زندگی من باید یه کم فراتر از این باشه و بعد به خودم جواب میدم چه جوری می تونه فراتر باشه ؟؟ 

باید خودت بخوای کسی جز تو به تو نمی تونه کمک کنه .  

 

 

برادر زادم ازدواج کرد انگار همین دیروز دنیا آمده بود و من اون شب عقل تلنگرم زد که  

هی!!!! مریم این عمر تو هم بوده که رفته  

که اون بچه کوچولوی دیروز عروس امشب ه!

  

خدایا  

بار الها 

تورا به بزرگیت قسم کمکم کن تا بتونم عمرم رو هدایت کنم ..... 

 

سعید : 

دوستت دارم...... 

 

یا حق!!! 

 

 

این رو به عنوان فال از آرشیو گرفتم اونقدر احساساتی شدم که گریه کردم..  

ببینید:: 

 

 

سلام دوستان . طاعات و عباداتتون قبول باشه حال شما خوبه ایشالله؟ امیدواریم ! اگه حال من و مریم خانوم گلم رو  بخاین که شکر خدا هنوز زنده ایم و هنوز عاشق هم ، علی رغم همه مشکلات. گل مریمم به خاطر قولی که به من داده مدتیه آنلاین نمی شه و اینجوری هم چشمش و هم اعصابش راحت تره . راستی بابای مریم صدای منو از تلفن شنید !!!!! و شاید به همین خاطره که  همه خونواده مریم در تلاشند که اون رو راضی به ازدواج با آخرین خواستگارش که خیلی خرپوله بکنند و اتفاقا برا اولین بار به هر نحوی بود مریم رو راضی کردند جلوی خونواده ی اون ظاهر بشه ، و مریم هم رفت جلوی اونا ولی صریحا گفت نمی خام و خونواده شم  از هر کانالی سعی می کنند راضیش کنند ولی خوشبختانه تلاششون کاملا بی اثره ! چون برگ برنده دست سعیدآقاست !! خدایا شکرت! بابا درسته  من ثروت اونچنانی و ملک و اسم و اینا رو ندارم اما خیلی مریم رو دوست دارم و خب از طرفی جوونم اهل خلاف نیستم اهل کارم و .... بابا بسه اینقدر برا خودم کارت تبریک پست نکنم !!   الان داشتم با گل مریمم صحبت می کردم از من خواست یه شعر فروغ فرخزاد ( که مریم حسابی دوسش داره ) رو بذارم توی وبلاگ و این شعری که می بینید رو به پیشنهاد مریم گذاشتم اینجا .  بچه ها خدائی توی این ماه عزیز برا ما دعا کنید. مرسی تا بعد ...
دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ایوان می روم و انگشتانم را
بر پوست کشیده ی شب می کشم
چراغهای رابطه تاریکند
چراغهای رابطه تاریکند
کسی مرا به آفتاب
معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنی است