مریم و سعید و سروش و سینا زیر یک سقف

وإن یکاد الذین کفروا لیزلقونک بأبصارهم لما سمعوا الذکر ویقولون إنه لمجنون وما هو إلا ذکر للعالمین

مریم و سعید و سروش و سینا زیر یک سقف

وإن یکاد الذین کفروا لیزلقونک بأبصارهم لما سمعوا الذکر ویقولون إنه لمجنون وما هو إلا ذکر للعالمین

شب تا سحر بیدارم !

سلام بچه ها ! مریم خانوم پیش حواهرش که شوهرش به رحمت خدا رفته تشریف بردن !! و راستش من هم زیاد از این شرایط راضی نیستم !!‌اما نمی دونم چیکار کنم ! دلم برا آقا سروش هم تنگ شده حسابی !! بی خیال!!

سومین سالگرد ازدواج !

سلام سومین سالگرد ازدواجمون مبارک !!!!

سکته عاطفی.....

سلام

برای هیچ کدوم از عزیزانی که همراه همیشگی این خونه کوچک بودن پوشیده نیست که من و همسرم اگر بیشتر نه  کمتر از شیرین و فرهاد هم عاشق هم نبودیم

اما خب یه سری مسایلی پیش اومده که این روزا یه کمی این رایطه رو تحت تاثیر قرار داده

مثلا فوت یکی از آشنایان.....مریضی مامانم ...خستگی ناشی از کار زیاد سعید بی حوصله گی های گاهی من که خب ناشی از کار خونه و بچه داری شاید باشه ..نمی دونم خلاصه من نگران این رابطه ام..به قول سعیدم گفت :مامانت اگر سکته کرده پرستار داره و خوب میشه تو به فکر سکته عاطفی زندگیمون باش...... و چه قشنگ گفت نه؟؟؟ از همه عزیزانی که میتوننن کمک کنن میخوام که ما رو از نظر ارزشمند خودشون بی نصیب نگذارن ... یا حق!!!!!!!!

دلم گرفته است..........

ساعت ۷:۵۰دقیقه عصر. مکان خانه خودمان

صدای اذان می آید ..

دلم گرفته است ....

دلم گرفته است ....

به ایوان میروم

و انگشتانم را بر پوست کشیده شب میکشم......

یا حق!!!!!!!!!!!!

شهریور خوبی داشته باشیم !

خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخم

اینا رو آقا سروش تایپ کرد که این روزا شدیدا به من عشق می ورزه و ماشالله صلوات می فرسته و حسابی خوش سر و زبونه !

راستی این روزا از عدم نتیجه گیری کاروان ورزشی ایران در المپیک پکن حالم گرفته است !! امیدوارم برق مدال ساعی باعث ابقای مدیران ورزشیمون نشه .

حال شهرم خوب نیست !

سلام دوستان ! شهر من شیراز این روزها حال خوبی ندارد ! از کدام دردش بگویم !؟ از کارخانه لاستیک دنایش که به برادر جناب سردار رحیم صفوی فروخته اند و تعطیل شده است یا از راه آهنش که بسیاری از اهالی آرزویش را به گور برده اند یا کارخانه روغن نباتی که از محل تولیدش اقساطش را یکی از آقایان موتلفه ای پرداخت می کند یا از نمازهای باران آقای حائری که بارانش در دیار کفر می بارد یا از حرفهای به حق عبدالله شهبازی که هیچ مرجعی به آن رسیدگی نکرد که عبدالله نبی زاده و مسعودی ( معلمهای ساده )  و ... به چه پشتوانه ای ( حائری ) این همه به منابع ملی تجاوز کردید و به ثروتهای میلیاردی دست یافتید  یا به خاموشیهای گاه و بیگاهش که کسی نمی پرسد در مملکتی که بخش اعظم منابع تولید برقش گازی و گازوئیلی است چرا برای این که در مردم حس نیاز به انرژی هسته ای شکل بگیرد این گونه آنها را آزار می دهید یا .................... بی خیال ! حال شهرم خوب نیست !!!

تولد پم پم جون مبارک

سلام بچه ها. دیروز تولد مریم خانوم بود و من این روز رو به ایشون از طرف خودم و آقا سروش تبریک میگم ! راستی سروش به خودش می گه آقا سوش !‌و به مریم می گه پم پم جون!!! 

زود رفت......

همیشه پیش از آنکه فکر کنیم اتفاق می افتد

باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم

چقدر این جمله فروغ فرخ زاد قشنگه...و اون شبی که فروغ پدرش رو تو یه بیمارستان روی دستای خودش از دست داد خوب میدونم که فکرش رو هم نکرده بود چون اون بیچاره همه دغدغه هاش این روزها مراسم عروسی و آیندش بود......وای که چه دنیای زشتیه ...سعیدم حرف خوبی زد گفت :آدمی که دماغشو بگیری مرده پس این همه طمع مال دنیا برا چی؟؟؟؟هادی رفت چه آروم و بی دردسر مثل زندگی کردنش که آزارش به هیچ کس نرسید ..روحش شاد....

قصه این روزهای منم شده بی قراری و با دل نا آروم سعی در آروم کردن اطرافیان و اینکه از خونه دور باشم ... درونم طوفانه دارم ویرون میشم به خدا اما ظاهرم رو باید حفظ کنم .....خدایا  صبر بده و آرامش ....

خدایا به من آرامشی ده تا بپذیرم آنچه را نمی توانم تغییر دهم ....یا حق!!!.

۲۶ تیر در خانه خدا!

سلام جاتون سبز ما امسال ۲۶ تیر و همچنین روز تولد حضرت علی با مریم خانم و سروش مهمان خانه خدا بودیم ! راستی یه اتفاق مهم دیگه این روزها فوت باجناقمه که خانمش همسفر مکه ما بود!   راستی اینم نگاهی به گذشتاه و پستس که مربوط به ۵ سال قبله :

دوشنبه 30 تیر ماه سال 1382
سلام . من مریم هستم !
عشق ! سعید خودشو گفته . من فقط دوستش دارم ! اون هم یه کم! به خودش گفتم چقدر !!
من و سعید زیر یک سقف !! محاله محال !!! امشب بهش گفتم . اما گفت میخاد بجنگه! خسته می شه می دونم ... اما باز هم امید به خدا ... می گم شما کمکمون می کنید !؟

 


 
یکشنبه 29 تیر ماه سال 1382
سلام . من سعید هستم
سلام.من سعیدم . یه پسر ۴-۲۳ ساله شیرازی . نمی دونم چی شد یه دفه مهر یه دختر خانوم به اسم مریم افتاد تو دلم ... قصه عشق ما با کلی اشکال مواجه شده . اگه خدا نصیب کنه براتون می گیم . فعلا لطفا فقط دعام کنید.

زندگی!!!!!!!!!................

 

بعد از سلام میبینید که زندگی همه رویی داره ...پس باید طاقت آورد  رفت و جنگید تا ببینیم به کجا میرسیم ....یاحق!!!!