| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
سلام دوستان . یه دلتنگی قشنگ دارم ! مثل روزهای اولیه عاشق شدن !! نمی دونم !زندگی خوبه ! حضور سروش هم که همه چیز رو قشنگتر کرده . ( خدا رو شکر ! )* راستش با ماهی ۴-۵ میلیون قسطی که رو دستمه فقط تا حالا خدا بهم لطف کرده و خدائیش مریم هم تا مخش جواب مبده باهام داره راه می آد(ممنون!) خلاصه حال غریب امشب من همراه شده با آلبوم جدید سیاوش قمیشی در کنار همسر و فرزند مهربونم !! ایشالله این در کنار هم بودن نصیب همه عشاق راستین بشه !
سلام
یه سلام قشنگ مثل این روزای پاییز که بهترین فصل خداست(به نظر این بنده حقیر ..)
این روزا من رو یاد روزای گرم عشق من و سعید میندازه ..
یاد اون دل شوره ها از شدن و نشدن کار..یاد اضطرابهای سعید...
.یاد همه خاطرات خوب....
واقعا به قول شوهرم..مهرتان و پاییزتان پر مهر. ....
دوستون داریم
یاحق!!!!!!!!!!
یا خدا ..امشب شب خاصیه و من از خدا می خوام به منم فزصت دعا و نیایش بده و از همتون التماس دعا دارم.....
.و در جواب لیلا خانوم دوست گلمون هم که نسبت به شوهرم یه کوچولو کم لطفی داشتن و فکر
کردن که اون طفلک می خواد با این پستش جلب توجه کنه بگم که اون عزیز احتیاجی به این کار نداره و به اندازه کافی مورد توجه اطرافیان هست ( یعنی هر دو هستیم
) خب خدا به شما هم فرصت دید محاسن دیگران رو بده .......یا حق!!!!!!!!!
سلام تسلیت ایام و آرزوی ماه مهری پر از مهربانی برای همه شما و آرزوی قبولی طاعات و التماس دعا!!! راستی آقا سروش دارن می رن مسجد با باباجونشون که بنا به گفته ی خودشون بر عرفان ( یکی از بچه های آشناها که سرطان خون داره ) دعا کنن!!
الهی شکر.....که هنوزم میتونم کاری که میخوام تموم کنم .......
الان پرینت تمام وبلاگ تموم شد ..خیلی وقت بود داشتم این کار رو دنبال میکردم ...
می خوام صحافی کنم و نگه دارم و قبل از اون هدیش میکنم به عشقم سعید مهربونم...
چون بهترین روزنگار زندگیمونه .....
تا نسخه بعدی یعنی پنج سال دیگه ان شا الله...
یا حق!!!!!!!!!
سلام..
کلی کار سرت ریخته..
چیزی به افطار نمونده.....
سروش رو حمام دلدی و از صبح سر پا بودی........
یه لیوان چای داغ میچسبه .......
سخت درگیر مسایل سعید و شغلشی.....
فکرت مشغول مامانه .........
دلت برا خواهرت میسوزه.........
آخ صدای ربنا بلند شد.....
یا خدا خودت کمک کن.....
باید برم به کارام برسم....
اینه امروز و این لحظه من....
یاحق!!!!!!!!
اگه دقت کرده باشین گاها اینجا از دغدغه هام نسبت به مسائل سیاسی می نویسم . راستی امروز یکی از دوستان از سفرش به کرمانشاه تعریف می کرد و از فردی به اسم خالو حسین ملقب به فرهاد کن ! این آقای خالو حسین که ۹ عزیزش رو در جنگ از دست داده از شدت فقر به کوه پناه می بره و ۹ تا اتاق بسیار جالب رو به طرز عجیبی در دل کوه می کنه . حالا دولتیا و چند تا از بزرگان قم پیشنهاد میلیونی بهش دادند که بگه این کار رو بعد از اینکه خواب حضرت علی رو دیده شروع کرده و از این قصه سازیها !!! جالبه !! رالستی دوبی کوچک داره تمام سرمایه مالی و ناموس دخترانمون و .... رو به یغما می بره یعنی کسی نمی تونه جلو اینا رو بگیره؟؟؟
سلام بچه ها ! مریم خانوم پیش حواهرش که شوهرش به رحمت خدا رفته تشریف بردن !! و راستش من هم زیاد از این شرایط راضی نیستم !!اما نمی دونم چیکار کنم ! دلم برا آقا سروش هم تنگ شده حسابی !! بی خیال!!
سلام سومین سالگرد ازدواجمون مبارک !!!!
سلام
برای هیچ کدوم از عزیزانی که همراه همیشگی این خونه کوچک بودن پوشیده نیست که من و همسرم اگر بیشتر نه کمتر از شیرین و فرهاد هم عاشق هم نبودیم
اما خب یه سری مسایلی پیش اومده که این روزا یه کمی این رایطه رو تحت تاثیر قرار داده
مثلا فوت یکی از آشنایان.....مریضی مامانم ...خستگی ناشی از کار زیاد سعید بی حوصله گی های گاهی من که خب ناشی از کار خونه و بچه داری شاید باشه ..نمی دونم خلاصه من نگران این رابطه ام..به قول سعیدم گفت :مامانت اگر سکته کرده پرستار داره و خوب میشه تو به فکر سکته عاطفی زندگیمون باش...... و چه قشنگ گفت نه؟؟؟ از همه عزیزانی که میتوننن کمک کنن میخوام که ما رو از نظر ارزشمند خودشون بی نصیب نگذارن ... یا حق!!!!!!!!