-
درس
جمعه 10 شهریورماه سال 1402 19:21
لطفا با فکر کردن به گوسفندان مغز خود را طویله نکنید .
-
درس
جمعه 10 شهریورماه سال 1402 19:21
لطفا با فکر کردن به گوسفندان مغز خود را طویله نکنید .
-
و تو چه میدانی ....
سهشنبه 7 شهریورماه سال 1402 09:16
در آغوشم می گیره ومیگه چقدر خوبه که تو قوی هستی ! من میدونم اگر خدایی نکرده اتفاقی واسم بیوفته می شکنم !. بغض می کنم ....منم قوی نیستم فقط سعی خودمو میکنم اصلا در این مورد نمیتونی قوی باشی! اما تا همیشه قدر دان تو خواهم بود ! الهی نیاز به جبران نباشد هرگز... ...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 7 شهریورماه سال 1402 01:53
دلم تنگته باز هوام ابریه ..... بوی پاییز میاد اصلا شهریور که میشه دیگه بوی پاییز می پیچه توی مشامم دلم لک می زنه واسه شهرم قدم بزنم ، خیابونها رو پیاده و سواره بی نقشه و راهنما ،اصلا چشم بسته گز کنم ....بالا پایین برم .. اصلا برم گل فروشی در خونه اشاره کنم ،بکی از این ..دوتا از این بذار داخل باکس نه کاغذ بپیچ روبان...
-
روزمرگی های مقدس.
سهشنبه 7 شهریورماه سال 1402 01:27
چقدر خوبند روزمرگی ها و روزهای شلوغی که به یاریت می شتابند که توکمتر دلتنگ عزیرانت باشی .... دلم برای هردوتون تنگه..... +
-
عصر ماشینی .....
جمعه 3 شهریورماه سال 1402 10:42
در این زمانه ی ماشینی که به زودی رباتها جای انسان و منطق مطلق جای احساس رو می گیره در زمانه ای که روبات یا همان بات های محبوب پاسخ تو رو میدن به زودی احساس ،عشق و خاطره را باید دفن کرد ..... و این مطلقا اتفاق خوشایندی برای بشریت نخواهد بود .... یه روزی داریوش می خوند «« سال سقوط سال فرار سال گریز و انتظار فصل شکفتن...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 1 شهریورماه سال 1402 15:40
هرگز در مقابل محبتم به دیگران به هر شکلی توقع جبران ندارم زمانی م حبت میکنم ،عشق می ورزم که به خودم آرامش بده ،حسم خوب باشه زیرا سخت بر این باورم که یا قبلا زمینه ی این عشق در من کاشته شده که امروز به این شکل گل می دهد و یا حتما روزی این عشق به گل خواهد نشست .... که در هر دو صورت زیباست.... .
-
تو خود باش....
چهارشنبه 1 شهریورماه سال 1402 15:26
خودت باش اونجوری که دوست داری رفتار کن محبت کن تشکر کن و بگذار دیگران هم خود باشند .... حالا تو با آرامش حق انتخاب داری که در زندگی نو باشند یا نباشند ! به همین سادگی.......
-
ریکاوری ....
چهارشنبه 1 شهریورماه سال 1402 09:15
خدایم سپاسگزارم کهنه رفیق همه ی سالهای خوبم می گفت اگر قدردان آدمهای خوب زندگیت باشی ،مثل همه ی نعمتهای خدا زیاد می شن و پر برکت و برعکس! دلم برات تنگ شده نفسم ..بهشت خدا مکان امنت باد تا ابد ...
-
بانوی...
دوشنبه 30 مردادماه سال 1402 00:17
-
اینروزا
جمعه 27 مردادماه سال 1402 02:33
اینروزها در حال گذره غم نبودش همیشه با منه کنج دلم خونه کرده تا همیشه اماااا کارها به روتین انجام می شه سعی در حفظ روحیه خودم و خانواده دارم ........ بی ربط نوشت : از خود سانسوری بیزااارم دلم نمیخواد خودم نباشم حرفی بزنم دیگری خوشش بیاد کاری کنم که دیگری بدش نیاد! لطفا مرا به خودسانسوری وامدارید ! سپاس.
-
الان
پنجشنبه 26 مردادماه سال 1402 20:48
اینقدر گند مزاجی که خودم را کشتم تا که تلخی تو گردد مزه ی قند، نشد! از خودم، الان!
-
نشد...
پنجشنبه 26 مردادماه سال 1402 20:45
من دهان باز نکردم که نرنجی از من مثل زخمی که لبش باز به لبخند نشد
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 26 مردادماه سال 1402 19:12
گفتم از قصه عشقت گرهی باز کنم به پریشانی گیسوی تو سوگند نشد......
-
تولد شناسنامه ای
پنجشنبه 26 مردادماه سال 1402 18:27
تبدیل پنج به هشت و مرداد به آبان در شناسنامه من باعث شد یکسال زودتر به مدرسه بروم! موقع ثبت نام دانشگاه متوجه شدم که روی سیستم تبت احوال تولد من آبان است. اوایل ازدواج، هر دو روز را جشن می گرفتیم... کله داغی بود دیگه
-
تلخ تر از زهر !
دوشنبه 23 مردادماه سال 1402 01:46
امروز دوباره تعدادی از هم وطنان همشهریان ،مردم بی دفاع و بی گناه در شاهچراغ شیراز کشته شدند ... چند روز پیش جوانی در جاده ی قم-شمال به خاطر عدم توقف راننده سه ساعت ! واسه سرویس بهداشتی و عجله ای که جوان بیچاره برای عبور از جاده و رسوندن خودش به اون طرف جاده داشته از ارتفاع ۸۰ متر سقوط می کنه .... جاده های غیر...
-
.....
یکشنبه 22 مردادماه سال 1402 16:55
این نیز بگذرد......
-
اندر احوالات آذر 1387......
یکشنبه 22 مردادماه سال 1402 16:49
خانه عناوین مطالب تماس با من مریم و سعید و سروش و سینا زیر یک سقف وإ مناجاتنامه....... سلام ساعت حدود چهار صبحه سعید و سروشم هم خوابیدن من مجبورم بیدارم باشم(لنزام داخل قرصه ..باید تموم شه ..تقریبا نیم ساعت دیگه) دارم از خستگی دور از جون جمع میمیرم فردا تولد سروش جونه(ان شا الله) و یک میلیون و اندی هم کار مونده...
-
.....
یکشنبه 22 مردادماه سال 1402 16:23
قهوه ات را بنوش از لحظه لذت ببر آمدن فردا را هیچ تقویمی تضمین نکرده!
-
حال خوبی ندارم...
جمعه 20 مردادماه سال 1402 14:11
ضعیف ترین و آسیب پذیرترین سعید تاریخچه ی زندگی خودم هستم....
-
دلم هوایی شده باز رفیق...
چهارشنبه 18 مردادماه سال 1402 20:48
بچه که بودیم غروب هر جمعه از باغ پدری خسته و خورد کوفته از شیطنت و بالا رفتن از درختهای بلند بی توجه به تذکرات مامانم بالا رفتن از کوهی که باغ به اون منتهی میشد صد باااار , همه جای باغ دویدن خسته از آب تنی و آب بازی خسته از اون همه شور زندگی ولووو میشدیم داخل ماشین انگار دنیا رو بهمون میدادن موزیک سنتی گلپا،شجریان...
-
بارون بارونه ....
سهشنبه 17 مردادماه سال 1402 12:20
دیروز باران بارید نیمه ی تابستان حس خوبی بود
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 16 مردادماه سال 1402 00:12
دلم برات تنگ شده همین
-
آرام باش عزیزم...
شنبه 14 مردادماه سال 1402 00:44
هیچ چیز ارزش اینهمه دلهره را ندارد ما رفته ایم و حالا سال ۱۴۹۷، است.... آرام باش...
-
سال 83
جمعه 13 مردادماه سال 1402 15:09
مریم خانوم عزیزم تولدت مبارک ... سلام بچه ها. اگه اینجا یه مطلب می ذارم اول به خاطر اینه که میخام تولد گل مریمم رو تبریک یگم و بعد هم نمیخام یه ماه بدون مطلب بمونه وبلاگمون. من و مریم توی وضعیت خیلی خیلی خیلییییییییییییییییی بغرنجی گیر کردیم. فقط مگه اینکه لطف خدا شامل حالمون بشه . دوستون داریم .... من الان میان دوره...
-
برگی دیگر ....
جمعه 13 مردادماه سال 1402 03:28
از دفتر زندگیم برگی دیگر در حال ورق خوردن است ... فردا من ،n ساله می شوم . امسال ،سال عجیبی در دفتر زندگیم بود کهنه رفیق همه ی سالهایم رفت .... و دلم تا همیشه دلتنگ حضور قشنگش خواهد ماند .... احساسات متنفاوتی رو تجربه کردم .. گذشت .... خدایم سپاس.
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 12 مردادماه سال 1402 14:47
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و درآن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم تو همه...
-
در من...
چهارشنبه 11 مردادماه سال 1402 23:10
در من کوچه ای است که با تو در آن نگشتم سفری است که با تو هنوز نرفته ام روزها و شب هایی است که با تو به سر نکرده ام و عاشقانه هایی که با تو هنوز نگفته ام ... بعد از یک روز خسته کننده به دنبال مبل!
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 11 مردادماه سال 1402 10:33
تقریبا برای اولین بار فال دیجیتال گرفتم بسیار جالب بود ....هم تعبیر و هم اشاره مستقیم به اسمم در فال *♦️فال حافظ* آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست چشم میگون لب خندان دل خرم با اوست گر چه شیرین دهنان پادشهانند ولی او سلیمان زمان است که خاتم با اوست روی خوب است و کمال هنر و دامن پاک لاجرم همت پاکان دو عالم با اوست خال...
-
گاهی
سهشنبه 10 مردادماه سال 1402 20:19
گاهی بی دلیل و بادلیل، آن قدر عرصه بر تو تنگ می شود، که فشار آسمان را بر سینه و سرت احساس می کنی، مجال تنفس از تو گرفته می شود و غرش هیاهو چنان امان را از تو می برد که دمادم آرزو می کنی، فرشته ی مرگ را زودتر ببینی... اما در پی این گاههای پرمشقت هم زندگی ادامه دارد و خالقت به تو امکانی داده به اسم تحمل و مدارا و...