-
سال نوزدهم
یکشنبه 5 تیرماه سال 1401 01:52
وارد سال نوزدهم آشنایی من و مریم شدیم افتاد بسیار مشکل ها! ... بگذریم! توهم و تصور و تصویرسازی ما مهم نیست، زندگی ما را واقعیات وجودمان و نوع نگاهمان می سازه. والسلام
-
این منم؟؟
جمعه 3 تیرماه سال 1401 22:51
باور نمی کنم.... اینهمه تفاوت ؟ اینهمه پختگی احساس؟ شاید و قطعا من باعثش نبودم...... ممنون باشم یا شاکی ازت ...نمیدونم.....!
-
تابستان
چهارشنبه 1 تیرماه سال 1401 17:09
شدیدا احساس نیاز میکنم یک شغل دیگر هم داشته باشم...
-
حال غریبی دارم
سهشنبه 31 خردادماه سال 1401 13:27
حال متفاوتی دارم، روزهای بلاتکلیفی
-
سخت...
دوشنبه 30 خردادماه سال 1401 04:21
روز و شب سختی بود. باید تصمیم مهمی بگیرم، شیرازم...
-
راستی..
جمعه 27 خردادماه سال 1401 20:10
چنین بیگانگی در باورم نیست.....
-
گویند کفش مادر به پای دختره......
جمعه 27 خردادماه سال 1401 19:15
از سادگی و صفای دل خودم نسبت به همه خسته شدم...... مامانم میگفت به خودت خورده نگیر خدا به نیت آدمها نگاه میکنه.... مهربونیتو قربون عزیرم چه خوب که کفش تو پای منه مامان مهربونم ❣️ بماند به یادگار ازاین روزگار.....
-
اصل....
پنجشنبه 26 خردادماه سال 1401 19:19
بر این اصل زندگی کن بودننش زیباست اما نبودنش دیگر ضرری ندارد!
-
این روزها.....
سهشنبه 24 خردادماه سال 1401 00:56
دلتنگی عزیز خدمتتان عرض کرده بودم جسارتا دیگر بر نگردید.... اما ..... نقطه سر خط.
-
......
دوشنبه 23 خردادماه سال 1401 16:49
پسرک امتحان نهایی دفاعی داره ،ساعت ۸صبح شب تا کارها تموم شه و بخوابم ساعت ۲ میشه از خستگی از هوش می رم صبح دارم خواب میبینم دارم واسه آقای خانه عطر انتخاب می کنم و سر اختلاف سلیقه خدا رو شکر به طرز شگفت انگیزی از خواب می پرم... تلفن زنگ میخوره ،آقای پدر -قطع کن خواب موندم! از همه جا بیخبر.... کمتر از ۲۵دقیقه تا شروع...
-
بابا...
یکشنبه 22 خردادماه سال 1401 20:13
مرسی که هستی
-
تلخ....
جمعه 20 خردادماه سال 1401 01:53
به جرات میگم تلخ ترین روزهای چند سال اخیر رو تجربه میکنم.....
-
شاید.....
چهارشنبه 18 خردادماه سال 1401 16:15
تو این مورد خاص مشکل از من باشه که طاقت و تحمل دوری از عزیزانم رو ندارم و دیوونه میشم واقعا!!! سینا... ,,شاید مثل قبل تر ها که ذهنم رو کسانی که دیووانه وار دوستشون داشتم حساس بود و منه امروز این عیب رو رفع کردم باید روی این مورد هم کار کنم ...
-
پدر و مادر
یکشنبه 15 خردادماه سال 1401 21:19
پدر و مادر پشتیبان بی بدیلند.... چند روزی در بهشت.... سینا سفر به شیراز، بغض....
-
قصه .....
چهارشنبه 11 خردادماه سال 1401 16:54
یکی بود یکی نبود! نقطه.
-
به بهانه روز دختر....
چهارشنبه 11 خردادماه سال 1401 01:12
بابا ممنونم باز هم سر بزنگاه راهگشا بودی به موقع سر وقت... منه این روزهایم را بیشتر دوست دارم. شاید بنویسم به وقتش.
-
خودمان میسازیم....
سهشنبه 10 خردادماه سال 1401 08:55
بستگی زیادی دارد به اینکه به چه فکرمیکنیم چگونه فکرمیکنیم فضای تشکیل شده ی اطرافمان را عرض میکنم! هر کسی هر عنصری هر مخلوقی عر سازه ای مقلومتی دارد، اگر فشار موجود بر روی تو از حد شکست مقاومتش فراتر رود آن اتفاق خواهدافتاد، استحاله یا ویرانی را عرض می کنم! راحت تر بگم! اون چیزایی که غلط یا درست راجع به نزدیکانمان...
-
......
چهارشنبه 4 خردادماه سال 1401 07:19
اصلا اشتباه می کنند آنهایی که اشتباه نمی کنند! باید درس گرفت!
-
دور گردون
دوشنبه 2 خردادماه سال 1401 11:10
گر دو روزی بر مراد ما نبود دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور...... گر خاکسترم کنی چو ققنوس بر خاکستر خویش حیاتی دوباره بنا کنم.
-
قدرت...
یکشنبه 1 خردادماه سال 1401 01:09
یادت باشه گاهی قدرت در نگه داشتن نیست گاهی در رهاییه....
-
جبران خلیل جبران
جمعه 30 اردیبهشتماه سال 1401 15:19
می گه چقدر خوب بود قلبی را بیابی که دوستت بدارد بی انکه چیزی بخواهد جز اینکه حالت خوب باشد.......
-
شاگرد اول....
پنجشنبه 29 اردیبهشتماه سال 1401 21:56
قدر مرا بدان هر روز بی خستگی در کلاس مجازی دوره ات می کنم..... جانا...
-
خواب...
پنجشنبه 29 اردیبهشتماه سال 1401 13:51
در خواب تورا دیدم دیدمکه اینجایی عطرت مرا مست کرد گفتی که میمانی چشمم به نگاهت بود دستت نوازش کرد قلبی که تو را هر شب تا صبح ستایش کرد چشمان تو مرهم بود بر زخم منه ویرانه عشقت مرا کور کرد دل شد یه دیوانه دیگر نبودی تو انگار که جانم رفت لعنت به آن کس که از تو جدایم کرد به عهدی که شکسته شد به جانی که خسته شد که بعد تو...
-
خواب...
پنجشنبه 29 اردیبهشتماه سال 1401 13:51
در خواب تورا دیدم دیدمکه اینجایی عطرت مرا مست کرد گفتی که میمانی چشمم به نگاهت بود دستت نوازش کرد قلبی که تو را هر شب تا صبح ستایش کرد چشمان تو مرهم بود بر زخم منه ویرانه عشقت مرا کور کرد دل شد یه دیوانه دیگر نبودی تو انگار که جانم رفت لعنت به آن کس که از تو جدایم کرد به عهدی که شکسته شد به جانی که خسته شد که بعد تو...
-
صادق هدایت میگه
چهارشنبه 28 اردیبهشتماه سال 1401 15:34
به پایان فکر نکن اندیشیدن به پایان هر چیز، شیرینی حضورش را تلخ می کند، بگذار پایان تو را غافلگیر کند، درست مثل آغاز ... درست مثل آغاز........
-
کتاب اول
سهشنبه 27 اردیبهشتماه سال 1401 15:34
کتاب اولم در نمایشگاه عرضه شده زیادداز آن راضی نیستم کتاب دومم با عنوان تئاتر درسی در دست چاپ است. کتاب اول را می توان از لینک زیر خرید: %...
-
شهر من ...
دوشنبه 26 اردیبهشتماه سال 1401 14:28
من به تو می اندیشم.... خبر آمد خبری در راه است ..... خدایم سپاس.
-
پیله....
شنبه 24 اردیبهشتماه سال 1401 19:17
می بافم پروانه ام آرزوست .......
-
کاش....
جمعه 23 اردیبهشتماه سال 1401 13:28
بگذاری لااقل دلم با تو بماند........
-
شوگ تورم...
پنجشنبه 22 اردیبهشتماه سال 1401 19:49
یهویی روغن ۹۰ تومنی شد ۴۰۱ مرع کیلویی ۲۸ شد ۶۰ تخممرغ شانه ای ۳۹ شد ۷۶ مرغ خورد شده بسته ای ۸۳ شد ۱۷۵ خیلی راحت ولی اتفاق عجیب و غریبی نیافتاد.... البته تا الان! بماند برای حافظه ی تاریخی خانواده ما هم یارانه نگیر!