-
کاش..
دوشنبه 15 دیماه سال 1399 02:22
کاش دلم اینجوری نبود کاش یه کم بیشتر باهام راه میومد چرا وقتی خودم این همه ناراحتی دارم باید این دل واسه ناراحتی و درد یکی دیگه ناراحت و دلواپس باشه؟؟
-
دل قوی دار....
جمعه 12 دیماه سال 1399 10:17
صورت ماه به من میگوید:: گرچه شب تاریک است! دل قوی دار سحر نزدیک است.......
-
2021
جمعه 12 دیماه سال 1399 06:28
وارد سال 2021 شدیم...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 11 دیماه سال 1399 02:10
گاهی باید گذاشت و گذشت مثل یک رود......
-
گاهی....
جمعه 5 دیماه سال 1399 19:31
پرواز را ب خاطر بسپار پرنده مردنیست........ دلم گرفته ، ای دوست هوای گریه با من! چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند..... غروب جمعه......
-
یلدا، زمستان
دوشنبه 1 دیماه سال 1399 02:23
فوت فهمیمه (دختر خاله) و میرزاعلی اصغر (دایی مادر ) در ایام کرونا از اتفاقات نامطلوب اخیر بود.... کرونا کمرنگ تر شده اما هنوز هست... باید از نظر اقتصادی کاری کنم....
-
تولد سروش
سهشنبه 25 آذرماه سال 1399 23:58
زیباترین روز زندگی من تولد سروش بود تولدت مبارک جوون خوبم
-
بیچاره ایرانم!
یکشنبه 23 آذرماه سال 1399 15:42
وقتی پسر 8 ساله ی من میگه مامان دوست دارم بمیرم! چون هیچ اتفاق خاص و خوبی توی زندگی نمیوفته، (دوراز جونش باشه
-
بیچاره ما!
یکشنبه 23 آذرماه سال 1399 15:28
وقتی پسر 8 ساله ی من میگه مامان دوست دارم بمیرم! چون هیچ اتفاق خاص و خوبی توی زندگی نمیوفته، (دوراز جونش باشه
-
تاریخ خاص
یکشنبه 9 آذرماه سال 1399 09:18
امروز تاریخ خاصی هست 99/9/9 حالمان خوب است، اما تو باور نکن کرونا و قرنطینه
-
دلم....
یکشنبه 9 آذرماه سال 1399 00:34
دلم گرفته ای دوست.... هوای گریه با من..... #افسردگی #قرنطینه #من یک زنم.
-
آذر
شنبه 1 آذرماه سال 1399 00:16
-
قرنطینه....
جمعه 30 آبانماه سال 1399 19:50
از فردا باز هم به مدت دوهفته قرنطینه آغاز میشه البته به حال این روزهای ما فرق زیادی نداره سعید اداری هست و کماکان سر کار ما هم که کلی وقته خونه ایم فقط!!! و خرید هم که نمیرفتیم که حالا ناراحت تعطیلی بازار باشیم الان سروش کنارم داره میگه مامان دلم گرفته افسرده شدم! و من نگاهی بهش میندازم و ته دلم میگم خوب منم! انشاالله...
-
نقطه....
چهارشنبه 28 آبانماه سال 1399 18:23
این روزها انگار شده نقطه سر خط! و دوباره تکرار همین.... اما خدایم سپاس.
-
صفحه ی 41
دوشنبه 26 آبانماه سال 1399 23:51
دفتر زندگیم یک برگ دیگر هم خورد و وارد صفحه ی چهل و یکم شد. تنها کسانی یادشان بود که کمتر از همه برایشان وقت گذاشتم، بله خانواده ام....خیلی به آنها بدهکارم جشن مجازی جالبی داشتیم، انگار این کارها ارثیست ....
-
میگذرد....
جمعه 23 آبانماه سال 1399 02:11
چون می گذرد غمی نیست.....
-
میگذرد....
جمعه 23 آبانماه سال 1399 02:10
چون می گذرد غمی نیست.....
-
شاید....
سهشنبه 6 آبانماه سال 1399 00:01
شاید زمان برایم محدود تر تز تصورم باشد یا رب.....
-
آبان آتشین
جمعه 2 آبانماه سال 1399 09:36
آخرین آبان قرن هم رسید... کرونا فشار اقتصادی روح داغون درست میشه انشاالله
-
عاقلانه نه عاشقانه!!!!
چهارشنبه 30 مهرماه سال 1399 14:03
به فرزندان خود شنا اسب سواری و تیر اندازی نیاموزید به آنان بیاموزید عاقلانه تصمیم بگیرند نه عاشقانه!!!!!!!!
-
من سردم است و انگار هیچ وقت گرم نخواهم شد ......
چهارشنبه 30 مهرماه سال 1399 13:42
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 17 مهرماه سال 1399 01:44
دلم گرفته است دلم گرفته است به ایوان می روم و انگشتانم را بر پوست کشیده ی شب می کشم........... همه ی حرفهای زندگی توی همین نقطه های لعنتی پنهانند!
-
چقدر خسته ام....
چهارشنبه 9 مهرماه سال 1399 12:25
چقدر خسته ام ، همین! افسرده ترین سعید تاریخ....
-
چقدر خسته ام....
چهارشنبه 9 مهرماه سال 1399 12:25
چقدر خسته ام ، همین! افسرده ترین سعید تاریخ....
-
سلام به آخرین پاییز قرن
سهشنبه 1 مهرماه سال 1399 00:01
وارد آخرین پاییز قرن شدیم من ووسروش سینا بچه های پاییزیم و پاییز برای ما بوی زندگی می دهد...
-
به وقت 12 شهریور.....
چهارشنبه 12 شهریورماه سال 1399 01:34
حالم خوش نیست. شاید وقتی دیگر.......
-
طاقت بریده...
دوشنبه 10 شهریورماه سال 1399 00:43
باری اگر از حال من بخواهید گاهی چنان نا امیدی و یاس برم مستولی میشود که طاقت بریده و پریشان فقط به اشک پناه می برم و امروز از آن روزهاست.... .........
-
پسورد
سهشنبه 4 شهریورماه سال 1399 10:04
به این وبلاگ تعلق خاطر داریم. مریم خانم پسورد را عوض کرده و یادش رفته بود! با دردسر بازیابیش کردم! دردسرش این بود که ایمیل قدیمی را نداشتیم! 205 ماه هست که این وبلاگ بی وقفه احساسات لحظه ای ما را بازتاب داده ! بگو ماشالله!
-
تولد فراموش شده!
دوشنبه 27 مردادماه سال 1399 22:24
دیروز تولد شناسنامه ای من بود که با تعویض شناسنامه و کارت ملی و اطلاعاتم روی سیستم آموزش و پرورش هیچ نشانی از آن باقی نماند! و هیچ کی هم به من تبریک نگفت به درک! فردا هم سالروز عقد ماست... که عشق آسان نمود اول، ولی جر خوردم ز مشکلها
-
هنوز هستیم...
سهشنبه 14 مردادماه سال 1399 11:10
تولد مریم است مبارک! این که هنوز با خواندن متن زیر اشک در چشمم جاری می شود یعنی هنوز احساساتی و بهتر بگویم عاشقم: سلام بچه ها...امشب بله برونه من و سعید جونه و خانواده محترم سعیدم که مخصوصا ارادت خدمت مامان جون خیلی دارم ...هاهاها (لوس شدما خودمونیم..) اینجا دعوتن و خلاصه کنم انتظار به سر رسیده و ما امشب به طور رسمی...