-
برای دوستان نازنینم در روابط عمومی استانداری
یکشنبه 15 دیماه سال 1398 10:41
۱.اگر بگوییم حال کشور و استانمان از نظر شرایط اقتصادی و اجتماعی و حتی سیاسی کاملا مطلوب است کمی اغراق کرده ایم! هر چند استان فارس پس از مدتها استانداری بومی و کاربلد را به چشم خود می بیند که رگه هایی از امید برای گذر موفقیت آمیز از این شرایط نسبتا بحرانی را در دلها پدیدار کرده است. کمک به تقویت استاندار و استانداری...
-
شهید سپهبد سلیمانی، تقویت کننده سرمایه های اجتماعی ایرانیان، در زمان حیات و شهادت
یکشنبه 15 دیماه سال 1398 10:40
۱. هیچ نگاه واقع بینانه ای نمی تواند تعلق خاطر و احترامی را که ایرانیان در نقاط و سطوح و با دیدگاه ها و قومیت های مختلف نسبت به حاج قاسم سلیمانی، شیرمرد عشایر زاده ی کرمانی خود، قائل بوده اند؛ نادیده بگیرد. حاج قاسم و یارانش سال ها در مقابل توطئه های خارجی، منجی ایران بودند و مردم، این را به خوبی درک می کردند؛ هر چند...
-
دنیا.
شنبه 7 دیماه سال 1398 01:12
دنیا مامانت نیستکه ظهر سرش داد بزنیشب واسه شام نازتو بکشه! دنیا باهات قهر میکنهمراقب باش! #مامان!
-
زمستان است...
یکشنبه 1 دیماه سال 1398 21:01
الهی شکر سالمیم همه اقتصاد خرابمملکت شبه ویرانهچه باید کرد.
-
آذر
جمعه 1 آذرماه سال 1398 13:19
انگار مغازه نفرین شده حقوق کم شده اما خدا را شکر آذری دیگر را تجربه کردیم بیست و پنجم سروش عزیزم ۱۳ سالش تمام می شود و وارد روزهای پرتنش بلوغ می شود.
-
روزهای سیاه اقتصادی
پنجشنبه 30 آبانماه سال 1398 13:50
این روزها درآمد صفر هزینه صد هزار اما خدا را شکر که زنده ایم و سالم..... ورزش می کنم خوبه...
-
ورود به چهل سالگی
شنبه 25 آبانماه سال 1398 22:22
از دیروز به خاطر بنزین در شهر درگیری شده من هم وارد چهل سالگیم شدم برای اولین بار کاملا در تولدم سورپرایز شدم
-
ورود به چهل سالگی
شنبه 25 آبانماه سال 1398 22:22
از دیروز به خاطر بنزین در شهر درگیری شده من هم وارد چهل سالگیم شدم برای اولین بار کاملا در تولدم سورپرایز شدم
-
آبان.
دوشنبه 6 آبانماه سال 1398 01:36
آبان و دیگر هیچ !
-
خدای را شکر، روزهای سخت
چهارشنبه 1 آبانماه سال 1398 07:20
این روزها خیلی چرخها از ریل خارج شده اما باید امید را حفظ کرد بیش از مسائل مالی دغدغه بچه ها را دارم سلامت روحی....
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 12 مهرماه سال 1398 01:10
باید اونقدر برنامه های زندگیت پر وو فشرده باشه که نتونی به هییییچ کس فکر کنی به هییییچ چیز .............. خدایا یاریم کن.
-
مرگ
پنجشنبه 11 مهرماه سال 1398 16:52
به طرز عجیبی به مرگ و مردن و مرده فکر می کنم شاید یا جور افسردگی شدید... امروز پنجشنبه عصر به فکر بی بی، سمیرا، جهانگیر، خاله قمر، امین، فرزاد حسن، دایی شبیر، مامان مریم، ننی، مجید آیین، هادی قرص ریز، آقای کاتب، محمود حاج صمد، فتح الله، عبدالحسین خلیلی، آقای حیدری و..... بودم. روحشون شاد...
-
مهر مدرسه
دوشنبه 1 مهرماه سال 1398 19:52
دوتابچه هام امروز رفتن مدرسه خدا رو شکر هر چند حال خوبی ندارم.. نداریم؟؟؟
-
قلب من.....
یکشنبه 17 شهریورماه سال 1398 02:32
همیشه فکر میکردم قلبهای مهربون آسیب میبینن و خودم رو جزئی از اونها نمیدونستم....... من زنده میمونم چون یک مادرم. 16 شهریور 98. My heart is hurt......... ❤️❤️❤️❤️
-
پیشی
چهارشنبه 13 شهریورماه سال 1398 11:59
میشه موش بود و عاشق یه پیشی شد و عاشقش موند... عجیب افسرده ام و یه تحلیل رفته...
-
خوب میشه
شنبه 2 شهریورماه سال 1398 09:42
شهریور و بوی ماه مهر خدا را شکر نفسی می آید و می رود و نانی برای خوردن هست...
-
فکرشو نمی کردم....
چهارشنبه 30 مردادماه سال 1398 22:35
فکرشو هم نمی کردم یه روز فروشم به پنجاه هزار تومن برسه و فقط هزینه خوراکیها و درمانی خونه یک میلیون و خورده ای بشه. مراقب نباشیم می بازیم....
-
زیرا...... تولدمه.
دوشنبه 14 مردادماه سال 1398 01:34
14 مرداد 1398 دلم یه جور عجیبی میلرزه حسم غریبه انگار کسی که تازه بالغ شده باشه بله شاید من مثل هر زن دیگه ای با ورود ب این سن، به بلوغ احساسی دارم میرسم...... راستی تولدمه!! همین.
-
مرداد بی اعتماد به نفس
سهشنبه 1 مردادماه سال 1398 04:30
کجام من؟ دنبال خود خودم می گردم. یه انتخاب شغلی سخت پیش رومه...
-
26 تیر
چهارشنبه 26 تیرماه سال 1398 21:13
پای عشق وایسادیم هنوز مسیر هر روز دشوارتر... اما من محکم ایستادم به مرگ فکر کردم اما جدایی نه... این هفدهمین 26 تیر من و مریم هست...
-
تیری دیگر
شنبه 1 تیرماه سال 1398 05:30
این شانزدهمین تیر بودن من و مریم با همه بعد از عمل کمر، من همواره پسرفت مالی داشتم، اما این مه هنوز هستیم و گرفتاری بیماری و.... نیسنیم جای هزاران شکر به درگاه خدا داره. هیچ وقت زندگیم کثل الان شکننده و ضعیف نبودم.
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 3 خردادماه سال 1398 01:21
دلم گرفته است دلم گرفته است به ایوان میروم و انگشتانم را بر پوست کشیده ی شب میکشم....... حالم اصلااااا خوب نیست.......... همین و دیگر هیچ.........
-
برنا
شنبه 14 اردیبهشتماه سال 1398 21:28
برنا پسر برادرم به دنیا آمد. قدمش مبارک باشد صبح بسته بودم. عصر یک دینار هم نفروختم. بابا هم لج کرده جنس نمی برد. وام گرفتم. مسکن مهرم را فروختم. دو 206 ثبت نام کردم . به نصف قیمت امروز فروختم. پولی که یک پنجم روز اول ارزش دارد معلوم نیست چه شد ..... روزهای سختیست....
-
سورپرایز ده سال قبل....
دوشنبه 9 اردیبهشتماه سال 1398 04:10
پست اول: تاریخ ارسال: سهشنبه 15 اردیبهشتماه سال 1388 ساعت 11:26 مریم را کشتم! من اینجا آنلاین شدم تا بگویم مریم را کشتم و دارم می روم خودم را معرفی کنم . حتما جزئیات این اتفاق را در روزنامه ها خواهید خواند . پسورد وبلاگ را هم به کسی می دهم تا وقتی سروش بزرگ شد به او بدهد. دعا کنید زودتر اعدامم کنند. پست دوم: تاریخ...
-
ماه میلادها
سهشنبه 3 اردیبهشتماه سال 1398 19:41
برای کمک به سیل زدگان خوزستان به اهواز و دارخوین رفتم. اردیبهشت ماه میلادهاست.
-
سال 98 مبارک
پنجشنبه 8 فروردینماه سال 1398 11:07
روزای سختیه فرض کنید چهار سال قبل یه وام سنگین گرفتی و..... ولش کن! سیلی در شیراز رخ داد. فقط جهت ماندن در یاد حسن این روزها زنده موندنمونه
-
اسفند و بهار
جمعه 3 اسفندماه سال 1397 14:29
اسفنداست شرایط دشوار است بهار نزدیک است...
-
تنهایی هایم را ب پول سیاهی بخر رهگذر......
شنبه 6 بهمنماه سال 1397 00:17
اشک از چشمم بند نمیاد مامان دلم برات تنگ شده تنهایی آزارم میده بی کسی خستم کرده هیچ کس منو نمیفهمه کاش بودی بودی بودی. تمام من
-
چشم انداز...
سهشنبه 2 بهمنماه سال 1397 01:54
شابد تجربه خوبی باشه همه جا دعوتت کنند ردیف اول بشوننت برات پلاکارد خوش آمد بزنن همه از تحولات زیادی که ایجاد کردی صحبت کنند یه صفحه کامل روزنامه بهت اختصاص پیدا کته و ... اما مهم اینه که چشم انداز خوبی برای پیشرفت نمی بینم و درآمدم به شدت کاهش پیدا کرده. به زودی باید این روزهای متفاوت را ترک کنم...
-
اداره
دوشنبه 24 دیماه سال 1397 07:17
وقتی وارد محیط اداری می شی می فهمی چقدر سخت هست بین مافیاهای مختلف دوام آوردن و خوب موندن... اون هم وقتی که ساز مخالف زده بشه، و فشارهای مختلف روت باشه از جمله مالی...