-
اسوس
چهارشنبه 3 آبانماه سال 1396 14:12
کاش هرگز ندیده بودمت....
-
افسوس
چهارشنبه 3 آبانماه سال 1396 14:11
کاش هرگز ندیده بودمت....
-
فروغ.....
سهشنبه 2 آبانماه سال 1396 00:42
دلم گرفته است دلم گرفته است... به ایوان میروم و انگشتانم را بر پوست کشیده ی شب میکشم.......
-
این روزها.....
جمعه 28 مهرماه سال 1396 23:48
این روزها اگر نگران حال کسی بشی بهت میگن فضولی؟ حال کس رو بپرسی میگن دکتری؟ و این واسه سیستم من تعریف نشده!!! اذیت میشم.
-
یادت نره که.....
دوشنبه 17 مهرماه سال 1396 21:57
من استاد پنهان کردن احساسات منفی ام.....
-
خوب می دانم....
پنجشنبه 13 مهرماه سال 1396 11:55
خودم خوب میدانم که این برنامه ی زندگی فقط گذران به شکل اتلاف است دیشب عزیز مهربونی هم به من یاد آور شد که مریم لطفا مشغله ی فکری و فیزیکی بیشتری برای خودت ایجاد کن!!! که از زندگی لذت ببری! چشم.ان شا الله.
-
عاشقتم به خدااااااا......
دوشنبه 10 مهرماه سال 1396 07:26
رفتم پیشش... یه سری کارهای ریز ریز داره انجام میدم روی ابروهام بلند شده چشمم رو اذیت میکنه قیچی کن. چند تا جوراب نو برام بیار از کمدم و بذار سر دست کرم مرطوب دست و پام تموم شده یادت باشه بخر البوم قدیمی رو بیار بیرون من:چشم. موزیک زیبایی از گلپا داره پخش میشه فضا با این موزیک و عطر وجود تو خیلی معطره عشقم.! چقدر دلم...
-
مهر، تاسوعا، تولد
شنبه 8 مهرماه سال 1396 22:57
امسال نهم مهر یعنی روز تولد سینا مصادف با عاشوراست به هر حال امیدوارم پسر کوچولومبا داداش گلش صد و بیست سال زنده باشند...
-
باید.....
شنبه 1 مهرماه سال 1396 17:30
از سالی که رفتی باورم شد که دلیل موندنم اینجا تو بودی وقتی داره دورو برم خالی و خالی تر میشه بیشتر باور میکنم که باید از تو دل میکندم و همان سالها از این مملکت میرفتم مادرم.!
-
سخنانی از جنس بستنی.
دوشنبه 20 شهریورماه سال 1396 15:48
بعضی حرفها کارها دلجویی ها مثل بستنی هستن اگر درنگ کنی آب میشه.... و دیگه برای طرفین لطفی نداره! .........
-
شعور عاطفی.......
دوشنبه 20 شهریورماه سال 1396 00:59
شعور عاطفی هر فرد هیییچ گونه نسبتی به شعور اجتماعی ، شعور کاری وی ندارد. بعضی آدمها هستند که در روابط کاری و اجتتماعی بسیااار موفق و سرآمد هستند اما از ایجاد روابط عاطفی سالم عاجزند اینگونه افراد احترام گذاشتن به شعور و شخصیت طرف مقابل را بلد نیستند الگوی روابط و گفتگو ها را رعایت نمیکنند و اتفاقا از همه کس هم توقع...
-
مرده است.....
پنجشنبه 16 شهریورماه سال 1396 15:26
کسی که حاظر به کمک کردن به تو در سختیها و مشکلاتت نیست آرام بی صدا گوشه ی ذهن دفنش کن. زیرا او مرده است.....
-
یاد بگیر .
پنجشنبه 16 شهریورماه سال 1396 10:19
دلتنگیها و مشکلات تو سهم توهستند کسی حاظر به تقسیم آنها با تو نیست.. بانو جان!
-
بیخبری خوش خبریه!!!
چهارشنبه 15 شهریورماه سال 1396 10:50
اون روزها که جوونتر بودم خونه دانشجویی بودیم و یه دختره بود که همخونه ی ما نبود و دوست یکی از بچه ها دختری بینهایت زیبا از خانواده ای سرشناس اما هر شب مست بود، هر وقت می پرسیدم مرجان چرا اینهمه مشروب میخوری میگفت: واسه رهایی از ناراحتی های این زندگی لعنتی! من درک نمیکردم یه روز واسه بابا تعریف کردم و اتفاقا خانوادشم...
-
تا اطلاع ثانوی.
چهارشنبه 15 شهریورماه سال 1396 01:29
یه وقتهایی به خودتون مرخصی بدید کرکره ی زندگیو بکشید پایین و بنویسید تعطیل!
-
روزهای دلگیر پاییز..
سهشنبه 14 شهریورماه سال 1396 17:41
تابستون داره تموم میشه پاییز توی راه اما دل من انگار دیگه پاییز نمی خواد!!!!!!! ای واااااای....،،،،، من ایتطرفه دنیا تنها روزهای دلگیر پاییز تنهایی بی کسی خواهرم هم که ایران بود دیگه بر نمیگرده!!! من شدم و تنهایی روزهای دلگیر پاییز گریه امانم را برید................. خدایا کمکم کن......
-
برنامه! دلم! آشوب!
سهشنبه 14 شهریورماه سال 1396 12:43
خیلی وقته دیگه چک لیست روزانه ندارم بی هدف بی برنامه به دست باد و در رود سرنوشتم و همین داغونم کرده..... پ.ن؛دلم آشوبه.
-
تکرار و دیگر هیچ.
یکشنبه 12 شهریورماه سال 1396 02:04
من کجا جا مانده ام ؟؟؟؟ لابلای کتابهای کنکور کارشناسی سال 83؟؟؟؟ یا نه لابلای لباس و بساط عروسی و جهیزیه چیدن شهریور 84؟؟ یا بین قنداق و لباسهای نوزادی سروش آدر 85؟؟؟؟ یا بینابین سالهای کودکی سروش و غصه ی مریضی مادر؟؟؟؟ یا نه طی پروسه ی دوباره مادر شدن و آمدن فندق ؟؟؟؟ ویا نه در 16 فروردین سال 93وقتی که فرشته ی زندگیم...
-
10 ثانیه تا انتها.
یکشنبه 12 شهریورماه سال 1396 01:54
گاهی باید خودت را به ثانیه ها بسپاری تا آنها تصمیم بگیرند چگونه سپری شوند......
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 12 شهریورماه سال 1396 00:24
دلشوره.
-
احساس.
شنبه 11 شهریورماه سال 1396 18:02
نه من استاد منطقم!
-
دکتر اجتماع.
چهارشنبه 1 شهریورماه سال 1396 01:36
گاهی بین حرفهات میگی من دکترای دردها رو توی اجتماع گرفتم!! من دکتر اجتماعم.. و راستی چ خوب به دردهای من واردی بابا!!! دردهایم را درمانی...پیرمرد. دوستت دارم..
-
تحمل.
دوشنبه 23 مردادماه سال 1396 14:36
نمی دونم تا کی باید همه چیز و هنه کس رو تحمل کنم.
-
داستانک....این داستان دلتنگی مریم برای مریم.
چهارشنبه 18 مردادماه سال 1396 20:17
دلم برات تنگ شده دختر.... هیس!!!کاءنات میفهمه بیشتر میشه.
-
حتی شما نور دیده!
سهشنبه 17 مردادماه سال 1396 18:55
به خودم وفادار خواهم ماند پاک میکنم همه ی احساسات آزار دهنده ی جسمم را و باز میکنم تمام قلابهای اویزان شدنم به دیگری را حتی اگر نور دیده ام باشد ا اینها قولهای مریم بانو به خودش امروز صبح بود..... یا حق!
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 15 مردادماه سال 1396 00:42
**:
-
سال تولدی که گذشت در یک نگاه....
شنبه 14 مردادماه سال 1396 11:16
سروش چهارم بود سعید به کارش برگشت سینا جسته گریخته مهد رفت مرتضی ازدواج کرد دختر محمد و هدی رو دیدم فرزاد ازدواج کرد ندا ازدواج کرد و من یک سال بزرگتر شدم
-
اکنون که به سال بعدی زندگی ام وارد شده ام....
شنبه 14 مردادماه سال 1396 01:50
اکنون که یک سال بزرگتر شده ام دلم فقط آرامش و سلامتی می خواهد. همین تولدم مبارک!
-
رها ااااااااا........
پنجشنبه 12 مردادماه سال 1396 11:00
این رهایی زمان می خواهد اراده می خواهد اما میدانم که میشود.!
-
دهه ی سوم.
چهارشنبه 11 مردادماه سال 1396 17:48
نیمه ی دوم دهه ی سوم زندگی یک زن ارام ارام میگذرد خداکند حاصل این سالها پختگی باشد و تجربه . یارب!