-
سکوت!
دوشنبه 24 تیرماه سال 1392 19:15
وای به روزی که زندگی و عشق وجه المعامله و وجه المصالحه شود! گاهی بارانی لازم است تا چشمهامان را بشوید! سکوت تا مدتی.....
-
لا اقل ...........
دوشنبه 24 تیرماه سال 1392 18:15
-
گدایی....
دوشنبه 24 تیرماه سال 1392 18:10
-
مگر نه؟
دوشنبه 24 تیرماه سال 1392 11:24
آدم در بحرانها و گرفتاریهاست که دوستان و دشمنان واقعی خود را می شناسد!
-
مگر نه؟
دوشنبه 24 تیرماه سال 1392 11:24
آدم در بحرانها و گرفتاریهاست که دوستان و دشمنان واقعی خود را می شناسد!
-
مرگ مرد؟
دوشنبه 24 تیرماه سال 1392 11:17
منم آن مرد خوب خانواده همان داداشی پر مهر و ساده همان لرزان دلش از مهر یاران که دائم رخ به روی تو گشاده به جای آرزوهای قشنگت برایم مرگ می خواهی زیاده مرا مرد نمایش خوانده ای تو مگر از ما کجا دیدی افاده چگونه با کمی بدبینی تو شدم دیوی عجیب و خارق عاده!!!؟
-
همدم...
دوشنبه 24 تیرماه سال 1392 10:28
با غصه نشو همدم سنت شکن خود باش آزاد ترین فردی وقتی که نگی ای کاش....
-
خدایا!
دوشنبه 24 تیرماه سال 1392 04:52
-
گنج بی پابان....باز بابا بی بهانه!
یکشنبه 23 تیرماه سال 1392 20:07
بودنت گنج بی پایانیست ... پندهایت .... راهکارها.... دعوت به فروتنی ها ... همه و همه .. می ستایمت با تمام وجود دوستت دارم بابا.....
-
چند راهکار برای کاهش تشنگی
یکشنبه 23 تیرماه سال 1392 17:45
چند راهکار برای کاهش تشنگیرا در عصر ایران بخوانید!
-
لب حوض....
یکشنبه 23 تیرماه سال 1392 13:22
دوست دارم بروم بنشینم لب حوض نفسی تازه کنم ......... با تو اما! !!!! آری.....
-
بچگی
یکشنبه 23 تیرماه سال 1392 12:50
بچه که بودم گاهی سر سفره قهر می کردم ! مادر خیلی پیله می شد که بیا بچه ، غذا بخور ، گرسنه می شی و ............. من هم اثبات خودم رو در پای سفره نرفتن می دیدم ! با اعصاب خورد سفره رو جمع می کردن !! و من بعد حسرت اینو می خوردم که چرا به موقع از موضعم کوتاه نیومدم و تا نازم خریدار داشت کاری نکردم که به نفع خودم باشه !
-
گردن کلفت!
یکشنبه 23 تیرماه سال 1392 12:14
امروز دوست عزیزی می گفت همه چیز از نازکی می شکنه ، گردن مرد از کلفتی! یادم به حرف پدر زن جان افتاد!! یک روز به این حقیر گفتند فلانی به لطف خدا الان که دستت به دهنت می رسه ، خیلی مواظب باش! چون درختت داره ثمر می ده و درخت ثمری رو آفت می زنه ! اگه درختی مثل عر! بی بر باشه آفت کاری بهش نداره. مقصود همون مردان تازه به...
-
سیمرغ من کیست؟؟؟؟
یکشنبه 23 تیرماه سال 1392 11:58
دانای خردمندی است که در گاه اضطرار از من غافل نمی شود و مرا زیر پرو بال خود می پروراند، از جنس داستان زال! سیمرغی که یزدانی است چون سیمرغ رستم و نه اهریمنی و از جنس سیمرغ هفت خوان اسفندیار!! کاش سیمرغهامان یزدانی باشند نه اهریمنی! سیمرغ یزدانی ما ، آنانی نیستند که سام وار ، زال سپیدموی را در میان بیابان غفلت ، به حال...
-
شعله در بازار
یکشنبه 23 تیرماه سال 1392 11:20
این هم مغازه ای ما از اون آدمهای عجیبه ! اون تیپ ادمهایی ایی که از یه دروازه رد نمی شن ولی از سوراخ سوزن راحت رد می شن! مدتی قبل این دوست ما با کارگرش که اتفاقا من هم خیلی دوستش دارم دچار درگیری شدن. البته با آبروداری سعی کردن کسی این قضیه رو نفهمه ، ولی از اونجایی که هیچ ماهی پشت ابر نمی مونه یه لحظه من متوجه شدم که...
-
خواب...
شنبه 22 تیرماه سال 1392 17:15
تصادف گل محبت انکار من .... تمام.
-
گپی در بهشت ....
شنبه 22 تیرماه سال 1392 12:07
-
دوست دارم ( گروه هفت)
شنبه 22 تیرماه سال 1392 00:59
دارم از تو دور می شم داره تنها می شه قلبم می دونم نبودن تو جونمو می گیره کم کم چیزی از تنم نمونده بعد دل شکستن تو یه اتاق ساکت و سرد منو فکر رفتن تو منو فکر رفتن تو دوست دارم دوست دارم هنوز عشق منی می دونم منو از یاد می بری بهونه ی نفس کشیدنم تویی دوست دارم تو قلب من فقط تویی
-
توصیههای حفاظتی وزارت اطلاعات به شهروندان
پنجشنبه 20 تیرماه سال 1392 17:25
توصیههای حفاظتی وزارت اطلاعات به شهروندان خواندنیست!
-
قدم می زنم .... ( برای مریم)
پنجشنبه 20 تیرماه سال 1392 16:20
مسیری به جز تو بلد نیستم هنوزم نمیشه ازت دور شم میدونم که خیری تو برگشت نیست نمیخوام که یک روز مجبور شم نمیخوام بدونم تو حس می کنی که من مردِ تنها شدن نیستم بهای حضورت غرورِ منه تو فکر خودت باش من نیستم قدم میزنم تا ازت بگذرم قدم میزنم بلکه یادم بره میخوام جا بذارم یه جا فکرتو نمیذاره این شهرِ پر خاطره تو هر کوچه ای...
-
بودن....
پنجشنبه 20 تیرماه سال 1392 15:00
بیش از ده سال از عمر وبلاگ و عشق من و مریم گذشت !! به همین سادگی!! 2 نفر بودیم جدا و حالا 4 نفریم باهم !! ماشالله !!! راستی جوونا فکر نکنن این چهار نفره شدن و ماندن ساده بوده ها!! نه !! اصلا! بابا صبوری ، گذشت و عشق میخاد در حد تیم ملی! یا حق! در خانه، زیر پنجره گل داد یاس پیر دست از گمان بدار! با این جدایی نحس پنجه...
-
سی ساله!!
پنجشنبه 20 تیرماه سال 1392 13:53
-
یارب ........... (فی البداهه و بدون تغییر )
پنجشنبه 20 تیرماه سال 1392 13:29
یارب من از بی حرمتیهایش گذشتم دل را به لطف و پاکی و صدق تو بستم دلسوزی و همراهیم خواند قضاوت تا کار را خارج کند از فکر و دستم کارم به تو چون واگذارد دلخوشم من چون آبرو دارم ،و مومن بر تو هستم یارب من از آن دودمان پاره پاره کردم حذر در درگه لطفت نشستم آنها که می سوزند و هریک در حضیضند از شعله های جهلشان من خوب رستم من...
-
دلم تنگه .....
پنجشنبه 20 تیرماه سال 1392 11:39
دلم تنگه برای گریه کردن کجاست مادر ..کجاست گهواره ی من همون گهواره ای که خاطرم نیست همون امنیت حقیقی و راست همون جایی که شاهزاده ی قصه همیشه دختر فقیر و می خواست همون شهری که قده خود من بود از این دنیا ولی خیییییییلی بزرگ تر نه ترس سایه بود .. نه وحشت باد نه من گم می شدم نه یک کبوتر ......
-
پدر و مادر
پنجشنبه 20 تیرماه سال 1392 03:19
پدر و مادر دو واژه ی مقدسند! فارغ از مشکلاتی که در شخصیت هر بنی بشری یافت می شود ، این واژه ها در کنار هم تداعی گر کمال عشق ، مهر ، صفا ، لطف ، دلسوزی ، گذشت و ایثارند. پدر و مادر خوبم! ممنونم که علی رغم تمام مشکلات ، تا زمانی که به حضور شما نیاز دارم ، یعنی تا همیشه ی بودنم ، با همید و من را از پیوند مهربانانه تان...
-
خدا نکند........... ( یاوه ها)
چهارشنبه 19 تیرماه سال 1392 20:05
-
شنا گر....
چهارشنبه 19 تیرماه سال 1392 18:40
وقتی در یک بازه ی زمانی محدود که در اختیارم گذاشته شده کلی کار پیش می برم توی اون گرما و عطش خدا رو شکر می کنم هنوز هم می توانم... .... چه حس خوبیست مفید بودن !.
-
عمیق ....
چهارشنبه 19 تیرماه سال 1392 01:03
باید عمیق دید فکر کرد تا عمیق و پربار زندگی کرد مریمم.....
-
18 تیر
سهشنبه 18 تیرماه سال 1392 11:15
در چند ساله اخیر همیشه 18 تیر یادآور 2 اتفاق است یکی واقعه کوی دانشگاه و دیگری میلاد عزیزی............. این روز را با دلی صاف و بدون کینه به ـن عزیز تبریک می گویم خدایا جلای دل و زلالی روح را از تو می خواهم........... یا حق! راستی بدتر و غیر قابل جبران تر از مرگ عزیزان که رخدادی نیست گاهی باید تصور کرد بعضیها مرده اند...
-
بارون...
شنبه 15 تیرماه سال 1392 21:58
خیلی وقته دیگه بارون نزده رنگ عشق به این خیابون نزده.....