-
نمایش زندگی .....
شنبه 15 تیرماه سال 1392 14:02
این ها همه زندگی است همین خواب و بیداری ها همین خستگی ها همین شب تا سحر ستاره شمردن ها همین بیداری های شبانه همین با زندگی بودن ها همین دلواپسی ها برای دیگران همین نگران دیگری بودن ها همین به فکر فرو رفتن ها و همین شکر گزاری ها همه و همه .... شکرت خدایا شکر......
-
دلشوره ....
دوشنبه 10 تیرماه سال 1392 02:34
دلم شور میزند ایوان هم طاقت انگشتان کشیده ام را دیگر ندارد.......
-
حق.
دوشنبه 10 تیرماه سال 1392 01:50
-
عاشقی شیوه ی رندان بلاکش باشد
شنبه 8 تیرماه سال 1392 13:51
نقد صوفی نه همه صافی بی غش باشد ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد صوفی ما که ز ورد سحری مست شدی شامگاهش نگران باش که سرخوش باشد خوش بود گر محک تجربه آید به میان تا سیه روی شود هر که در او غش باشد خط ساقی گر از این گونه زند نقش بر آب ای بسا رخ که به خونابه منقش باشد ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست عاشقی شیوه ی رندان...
-
کازابلانکا
جمعه 7 تیرماه سال 1392 12:07
کازابلانکا قطعا یکی از بهترین فیلمهای تاریخ سینماست! متن شعر یغما گلرویی که با صدای رضا رویگری اجرا شده است و قصه ی فیلم را در پی می آورم. کازابلانکا / یغما گلرویی تو دیگه داری میری، این اختتام رؤیاست این آخرین سکانسِ فیلمِ کازابلانکاست من مردِ نقشِ اول، مغرور و بیتبسم تو اون زنی که میره با مردِ نقش دوم بارون بباره...
-
خوشبختی ...
پنجشنبه 6 تیرماه سال 1392 18:47
همسرم با صدای بلندی کفت : تا کی میخوای سرتو توی اون روزنامه فروکنی؟ میشه بیای و به دختر جونت بگی غذاشو بخوره؟ روزنامه را به کناری انداختم و بسوی آنها رفتم. تنها دخترم آوا بنظر وحشت زده می آمد. اشک در چشمهایش پر شده بود. ظرفی پر از شیر برنج در مقابلش قرار داشت. آوا دختری زیبا و برای سن خود بسیار باهوش بود. گلویم رو صاف...
-
اتحادیه!
پنجشنبه 6 تیرماه سال 1392 06:59
اتحادیه ها مثل شوراهای روستان! کلی کار می ریزه سرت بی مزد و با منت. ولی اعتبار داره . دیروز من 350 تا رای پاک اوردم و با اختلاف چند تا دونه رای بازی رو ظاهرا نبردم ! اما وقتی می بینم از 3 تا پیر صنف بالاتر رای آوردم و شانس اول ورود بعد از تحولات احتمالی ام خیالم تخت تخت می شه .
-
واگویه !
پنجشنبه 6 تیرماه سال 1392 00:03
-
شاید ...
چهارشنبه 5 تیرماه سال 1392 09:22
شاید امروز همین جا همین لحظه آره همین لحظه سکوی تو باشه دختر! ببند چشمانت را و به دست زندگی بسپار بسپار......
-
نگفتم ...اما!
چهارشنبه 5 تیرماه سال 1392 09:14
-
صنف
چهارشنبه 5 تیرماه سال 1392 07:36
امروز از نظر فعالیتهای شغلی برا من و خانواده یه روز تاریخیه ................. بی کله و با جسارت اومدم جلو ، یه جاهایی هم احساس نگرانی کردم ولی حالا اومدم جلو دیگه !!!!!! رقابت سختیه ولی نتیجه هر چی باشه حضور من توی صحنه ی رقابتهای شغلی یک گام رو به جلو بود! با یه کمی استرس بی دلیل ، سعید!!
-
الهی...
سهشنبه 4 تیرماه سال 1392 20:45
الهی آن روز نرسد که حسرت چیزهایی را بخورم که برای بدست آوردنشان کافی بود اراده کنم آمین!
-
تولدت مبارک ....
سهشنبه 4 تیرماه سال 1392 20:29
تولد عزیزی که فرسنگها ازم دور است مبارک! همیشه شاد و خوشبخت باشی عزیزم.....
-
آسمان...
دوشنبه 3 تیرماه سال 1392 10:38
هر کجا هستم باشم آسمان مال من است! همیشه ما خانومها یه سری بالا و پایین های روحی داریم ... اصلا جدی نگیرید ..خانومهای محترم! چون این نیز بگذرد!!!!
-
تیر ماه!
شنبه 1 تیرماه سال 1392 11:39
امسال هم از راه رسید مثل هر سال تیر ماه پر از خاطره ی خوش آن سالها و تیر ماه این روزها با آن گرمای کشنده و دم! اما صبر می کنم و به امید نفوذ قطره در سنگ می مانم! خدایا رنگین کمان را سهم من کن چون من تا آخرین قطره در باران ایستادم بی پناه و چتر خدایا یاریم کن! تیر ماه....... کاش ذهنمان ...زندگیمان هم دکمه ی شیفت+دلیت...
-
مرداب!!!
شنبه 1 تیرماه سال 1392 11:33
چشم من به اونجا بود پشت اون کوه بلند اما دست سرنوشت سر رام یه چاله کند توی چاله افتادم خاک منو زندونی کرد آسمونم نبارید اونم سر گرونی کرد حالا یه مرداب شدم یه اسیر نیمه جون یه طرف میرم تو خاک یه طرف به آسمون..........
-
هر چیز به جای خویش نیکوست ...
پنجشنبه 30 خردادماه سال 1392 10:54
مرد خاله زنک! و یا بالعکس!
-
دعا
سهشنبه 28 خردادماه سال 1392 11:15
خدایا آن گاه که هیولای کینه و نظرتنگی و نفرت ، مرا مادرانه در بر می گیرد ، چشمهایم را بارانی مهرت کن تا سیل عاطفه بدیها را از ذهن و قلبم بشوید..........
-
مانده ام.....
سهشنبه 28 خردادماه سال 1392 01:37
مانده ام سخت عجب در کارت!!!
-
خنده ...
دوشنبه 27 خردادماه سال 1392 09:44
.......باز هم عاشق همیم ! باز هم می خندیم ! باز هم به لطف خدا موفقیم !!!
-
باید ها...
یکشنبه 26 خردادماه سال 1392 10:54
باید ها را هر روز با خودم مرور می کنم شاگرد خوبی ام برای مریم! ان شا الله .....
-
مستی ...
شنبه 25 خردادماه سال 1392 15:46
مستی به شکستن سبویی بند است هستی به بریدن گلویی بند است گیسو مفشان ،توبه ی ما را مشکن چون توبه ی عاشقان به مویی بند است ..! از غیر تو بی نیاز کردند مرا با عشق تو هم تراز کردند مرا تا فاش شود فقط تو در قلب منی جراحی قلب باز کردند مرا ...! خورده است ولی غیر ارادی خورده است از شدت غم ز فرط شادی خورده است افتاده زمین و بر...
-
طرحی نو....
پنجشنبه 23 خردادماه سال 1392 20:01
باید... باید این زمستان را بهار کنم باید این یخها آب شوند خسته ام خسته ام از این همه ... از این بی خبری از خودم! ار این یخ!!!! دلم شور می خواهد نشاط می خواهد دلم می خواهد همه چیز عوض شود همه چیز نو شود وسایل انگیزه ها روابط حتی من من ... اما آدمها نو نشوند! دلم از نو شدن آدمها میگیرد ...... همه چیز بوی کهنگی گرفته بوی...
-
همه ی آن سالهای دور را یاد باد!
پنجشنبه 23 خردادماه سال 1392 19:38
-
یادم بماند!
شنبه 18 خردادماه سال 1392 01:46
قطره در سنگ یادت بماند...
-
یاد اون روزهایی که پر بود از مهر و صفا...مشهد 86!
شنبه 18 خردادماه سال 1392 01:35
-
حیرانم ....
جمعه 17 خردادماه سال 1392 13:57
گاهی حیران می مانی غصه می خوری اما ...... آرام چشمهایت را می بندی و با خود می گویی نمی بینم !!! حتما نمی بینم بی خیالش!!!!
-
بهار در تابستان....؟؟؟؟
جمعه 17 خردادماه سال 1392 12:48
-
بازیچه!
جمعه 17 خردادماه سال 1392 03:19
این روزها همه چیز عجیب است ! آقای خانه پر از گرفتاریست ! و من نیز پرم از کار وکار وکار! بد جور غرقم در برنامه های رنگارنگ در بازیچه های این روزگار یارب مددی!!
-
عشقهای ساعتی!
یکشنبه 12 خردادماه سال 1392 14:11
وقتی تمام شیرها پاکتی اند! وقتی همه پلنگها صورتی اند! وقتی که دوپینگ پهلوان میسازد ! ایراد مگیر عشقها ساعتی اند !!!