-
ملاکهای ازدواج از دید دکتر هلاکویی ( جدی بگیرید)
شنبه 10 فروردینماه سال 1392 18:04
١) برابری الف) در سن (اختلاف سن حداکثر ٥ تا ٧ سال). ب) در زیبایی. ج) عیبها را ١٠ تا ٢٠ درصد بیشتر در نظر بگیرید. د) خوش بخت کسی ست که مردم او را بدتر از آن که هست بدانند. ه) بد بخت کسی ست که مردم اورا بهتر از آن که هست بدانند. ٢) شباهتها و تناسبها ٣) برای همدیگر جذاب باشند (زیبایی عادی میشود ولی زشتی هرگز عادی...
-
کلامی از کنفوسیوس
شنبه 10 فروردینماه سال 1392 17:29
انسان سه راه دارد: راه اول از اندیشه میگذرد، این والاترین راه است. راه دوم از تقلید میگذرد، این آسانترین راه است. و راه سوم از تجربه میگذرد این تلخترین راه است.
-
گنجیشکک اشی مشی
شنبه 10 فروردینماه سال 1392 14:05
گنجیشکک اشی مشی با این درشتی ریز شدی نشستی تو اتاق من شاید یه وقتی هیز شدی!!! نشستی تو لونه ی من حرصی به صابخونه می دی رو سر من خراب شدی به جوجه هات دونه می دی!! به اومدن توی اتاق نکنه که عادت بکنی نکنه بخوای چیزای منو یه وقتی سرقت بکنی !! بقچه می دم رو رختکام نوک بزنی مشخصه گنجیشک هوا اومد دستت اینجا بودن دیگه بسه آخ...
-
باران
شنبه 10 فروردینماه سال 1392 13:29
باران که بیاید همه عاشق هستند! باران عزیزم سلام . هرچند دیرهنگام اما تولد و همیشه ات مبارک . باران عزیز دوست دارم صادقانه بگویم تو را به اندازه بچه های خودم دوست دارم . این یعنی بدون اغراق اگر خاری در انگشتت فرو برود آن خار درقلب من رخنه کرده است- اگر اشکی در چشمانت حلقه بزند آن اشک دریای غم من می شود و اگر گل خنده بر...
-
توجه !
شنبه 10 فروردینماه سال 1392 13:18
این توجه چیز خیلی خوبیه من ( سعید) از بچه گی دوست داشتم مورد توجه باشم نه که عقده ای باشم ها!! ولی یه جورایی زیادی مورد توجه بودن به من آرامش و اعتماد به نفس می داد طبیعتا این خصلت تا الان هم با من مونده آدم نمایشی و ظاهرساز نباشی و احساست سر زبونت باشه و توقع داشته باشی همیشه مورد توجه باشی واقعا چیز نشدنیه !! همینه...
-
وسعت تو..کوچکی ما.
شنبه 10 فروردینماه سال 1392 01:38
وقتی زیر سقف آسمونت آسمونی که چادر شب کشیده ای چادری که با نگین های براق آن را آراسته ای سرمان را بالا میگیریم در سکوت سکوت مطلقی که دوست داریم ایجاد کنیم و به ستاره های درخشانت می نگریم به کوچکی خود در مقابل بزرگی تو پی می بریم خدایا تو بزرگی و ما کوچک کوچک تر از تصورمان در مقابل بزرگی تو.... آسمانت را دوست دارم...
-
خدا...
پنجشنبه 8 فروردینماه سال 1392 20:55
خدا جون بد جوری دوستت دارم شکر.....
-
آسوده بخوابید!
پنجشنبه 8 فروردینماه سال 1392 07:52
3-4 ساعتیه من بیدارم. مریم و سروش و سینا خوابن ! و من خوشحالم که اونادارن راحت استراحت می کنن. دارم به اهنگ برادران منوچهری گوش می کنم که یه جورایی با ما نسبت فامیلی دارن . به همه چیز فکر می کنم . به باران و تولدش - فرهاد و ازدواجش - خودم و شل زدن تو کار مغازه و چکهاش - به علی رضا و مهمونیش - به وحید و طمع سیری...
-
وقتی...
چهارشنبه 7 فروردینماه سال 1392 01:10
وقتی که احساس می کنی همه کاری می تونی انجام بدی وقتی که احساس می کنی توانمندی هات بی حسابن اون وقته که دیگه دنیا تو دست توست همه ی دنیا... الهی شکر....
-
طلاق!
دوشنبه 5 فروردینماه سال 1392 13:45
طلاق هم جزوی از زندگیه ! اینو با خوندن این وبلاگ فهمیدم ! و چه تلخه این جزء نابود کننده ی کل !
-
این روزها.......
شنبه 3 فروردینماه سال 1392 21:25
این روزها بی خیال دنیا شده ام سعی می کنم کمی بیشتر به من خوش بگذرد این روزها به من کمک کرده عده ای را بهتر بشناسم این روزها را دوست دارم ! راستی خانواده ام را دوست دارم - با همه ی مختصاتش! اثبات خودم را دوری گزیدن از خانواده ام نمی دانم محصول خانواده ام را خودم می بینم که به لطف خدا نه اهل خلافی هستم و نه بی بندو بار...
-
رموز موفقیت در تجارت از زبان عسکر اولادی
شنبه 3 فروردینماه سال 1392 20:26
در سال های گذشته چندین نفر با ثروت های میلیاردی به عرصه های متلف – به طور پر رنگ ورزش- وارد شده اند اما پس از مدتی محو شده اند. این رفت و آمد را چگونه تحلیل می کنید؟ این افراد می آیند و می روند. ما می مانیم. این ها عقبه نداشتند. از کجا آمدند؟ بعد هم ریسک می کنند. ریسک خطر دارد. همانطور که ریسک یک دوره ای منفعت دارد...
-
سال 1392
پنجشنبه 1 فروردینماه سال 1392 06:49
سال 92 هم رسید !! مبارکه ایشالله ! جاتون خالی با خانواده مریم تا صبح خندیدیم و بازی و صفا کردیم ! مریم نوشت : ممنون بابت موزیک وبلاگ عزیزم....
-
تو..
چهارشنبه 30 اسفندماه سال 1391 16:37
تو لایق ستایشی ....
-
کارنامه 91
چهارشنبه 30 اسفندماه سال 1391 12:01
-
می خواهمهای نود و دو!
چهارشنبه 30 اسفندماه سال 1391 11:40
-
نرم نرمک...
سهشنبه 29 اسفندماه سال 1391 13:10
هیس....!!!! ساکت .. صدای پاشو می شنوم.. داره میاد بهارو میگم قدمش گلبارون... وقتشه وقتشه که نرم نرمک سفره ی ترمه ای که یادگار مادر بزرگم بود و مادرم به من داد پهن شه هفت پرده ی عشق هفت سین عشقمون رو بچینم کلام خدا رو با بوسه بالای ترمه بذارم آینه و تنگ ماهی تخم مرغ هایی که توسط پسرک وبا دستهای کوچک شش ساله رنگ شدن رو...
-
خدای خوبم عیدی داده....
سهشنبه 29 اسفندماه سال 1391 12:29
امسال از هر سال با برکت تریم امسال سه سین از هفت سینم آماده است .... من فدای هر سه تا تون....
-
فاجعه
دوشنبه 28 اسفندماه سال 1391 21:51
وقتی می شنوی یه کلیه 30 میلیون می ارزه ! و کبد شده 350 میلیون ! وقتی هزینه یه شب توی بیمارستان بودن به مرز میلیون می رسه ! وقتی نفست راحت بیرون می اد و خانواده ت از لطف خدا همه سالم هستن باید روزی هزار با خدا رو شکر کنی. اما وقتی می بینی تو شبهای شکوه بازار به اندازه یه بادکنک فروش هم نمی فروشی و دخل 2 شبت باهم به...
-
چرا؟؟؟
یکشنبه 27 اسفندماه سال 1391 11:29
چرا یه تکونی به خودت نمی دی دختر؟؟؟ سال تحویل شددددددددددددددددددددددددددددد..........
-
کم خوابی!
یکشنبه 27 اسفندماه سال 1391 08:58
دیشب خیلی کم خوابیدم این فکرهای لعنتی یه تیکه گوشت سالم بالای صد کیلوی مفت گیر آوردن و دم و پی دارن خودشون و خفه می کنن بسکه من و فکرمو می خورن !! اما خدا رو شکر خانواده م هستن ! حتما کمکم می کنن.
-
لاس با گیلاس (تکرار)
شنبه 26 اسفندماه سال 1391 19:43
من از گیلاس بیزارم نه اینکه عده ای کام دل از کوچک مطاع خوش نمای عقل زائل کن همی جویند و این آوند داروی خرد را خوار گردان پریشان ساز خاطر را یگانه باعث شادی خود خوانده و جز در پرتو آن خنده را مهمان رخهاشان نمی بینم نه ! هرگز!!! من از گیلاس بیزارم ز آنرو که دهان کودک امید فردایم به اسمش گشته آلوده و برخوردش به یک گیلاس...
-
مانده ام
شنبه 26 اسفندماه سال 1391 16:36
مانده ام حیران در کار آدمهایی که بر اساس استدلالهای غلط نتایج ناصحیح می گیرند و در نتیجه رفتارهای غلطی از خود بروز می دن و بعد زمین و زمان را در شومی سرنوشت خود مقصر می دانند!! بابا هر دوره ای یک سری واقعیتها و اقتضائات داره کافیه خوب بشناسیش و عاقل باشی و با اونا مچ بشی اونوقته که می بینی که زندگی خیلی هم جیز زشتی...
-
سلام بر بهار زیبا....
شنبه 26 اسفندماه سال 1391 12:03
-
تردید...
شنبه 26 اسفندماه سال 1391 01:26
تردید دیوانه ام کرده دو دستگی آزارم میدهد خدایا یک دله ام کن یا این طرف یا آن طرف بام.....
-
....هپی . ! ؟
شنبه 26 اسفندماه سال 1391 01:22
-
آینه..
جمعه 25 اسفندماه سال 1391 01:28
آیدا در آینه قصه های ظهر جمعه و دیگر هیچ.....
-
خداپرستی ( برداشته از جایی)
چهارشنبه 23 اسفندماه سال 1391 16:47
مادرم میگفت شنیدم پسر همسایه خیلی مومن است. نمازش ترک نمی شود... زیارت عاشورا می خواند. روزه میگیرد. مسجد میرود ... خیلی پسر با خداییست ... لحظه ای دلم گرفت ........ در دل فریاد زدم باور کنید من هم ایمان دارم ... نماز نمیخوانم ولی لبخند روی لبهای مادرم خدا را به یادم میاورد ... دستهای پینه بسته پدرم را دستهای خدا...
-
تو خوبی...
چهارشنبه 23 اسفندماه سال 1391 14:19
تو خوبی!
-
خدایا یاریم کن...
دوشنبه 21 اسفندماه سال 1391 00:25
خدایا یاریم کن می خواهم ......... یا خدا کمک .................................