مریم و سعید و سروش و سینا زیر یک سقف

وإن یکاد الذین کفروا لیزلقونک بأبصارهم لما سمعوا الذکر ویقولون إنه لمجنون وما هو إلا ذکر للعالمین

مریم و سعید و سروش و سینا زیر یک سقف

وإن یکاد الذین کفروا لیزلقونک بأبصارهم لما سمعوا الذکر ویقولون إنه لمجنون وما هو إلا ذکر للعالمین

Miss you.

دلم

برات

تنگ

شده 

جونم❤️


بعدا نوشت:نوشتم ک. یادم بمونه اینروزها چقدررر دلتنگش  بودم...... 

صبر آذر

این صبر بی امان فرسوده کرده مرا.....

آدر رسید. 

به خاطر تولد سروش و فرهاد  ماه قشنگیست...

نمی دانم جرا شعری که روز تولد سروش سرودم را یادداشت نکردم! 

سمیرا

دلم بیشتر از همه دنیا

واست تنگ

شده


سمیرا......... 


تمام. 

بترس از این وابستگی..........

وابستگی به هر شکل

نوع و اندازه اش

از نظر من زشت و غیر قابل بخشش محسوب میشه

حتی وابستگی های عاطفی مادرو فرزند

دلبستگی آری  وابستگی هرگز! 


متاسفانه این روزها بر حسب شرایط محیطی

و .....  

یک سری وابستگی‌هایی واسم ایجاد شده

که شدیدا و اکیدا در پی رفع این حالت‌های 

آزار  دهنده  و غیر قابل چشم پوشی از نظر خودم

هستم.... 


من با وابستگی بیگانه ام،،  مثل یک پرنده باید 

رها بود................................ 



یا حق! 

اداری شدم...

بالاخره بعد از 17 سال طعم کارمند شدن را بازتجربه کردم

زنانگی جرم نیست!

امروز به این تاریخ که زحمت ثبتشو بلاگ اسکای

در انتهای متن می‌کشه

وقتی رفتم پسرک رو با سرویس راهی مدرسه کنم

زنی رو داخل ماشین آژانس پشت سر سرویس دیدم

که این وقت صبح داشت تند تند و با اضطراب لاکهاشو

تمیز میکرد.....

دلم گرفت ،حالم بد شد از مملکتی که در ارگانهای دولتی

و اجتماعی اون،، زنانگی جرم محسوب میشه!!!

زیبا بودن و زن بودن  جرمه!!!


خدایم مددی.



دوباره مهر

یه مهر دیگه سررسید 

شاید بعد از ۱۶ سال اولین مهری باشه که من درس نمی دم

سروشم ماشالله کلاس ششم و آقا سینا هم اولین روز پیش دبستانیشو تجربه می کنه


مریم لحظاتی قبل سزآسیمه از خواب پرید یه خواب بد راجع به سینا دیده. دور از جان پرت شدن سینا از ارتفاع و سخت تحت تاثیره. خیره انشالله


امروز حادثه تروریستی در اهواز اتفاق افتاد در زمان رژه روز ارتش که ۲۵ نفر شهید و حدود ۷۰ نفز مجروح شدند.

رباط پای من هم آسیب دیده و تو گچه


وضع اقتصادی و روحی خیلی خرابه اما باز خدای را شکر... 

خسته ام.

خسته ام

به پهنای وجود


به وسعت زن بودنم.


خسته ام.

سالگرد ازدواج

امروز سیزدهمین سالگرد ازدواج من و مریم رو برگزار کردیم.


آیا این سیزده به ابدیت پیوند می خوره؟  

تو مثل من رویاتو می بافی...

از خواب برگشتم به تنهایی
پل میزنم از تو به زیبایی
چشمامو میبندمو میبینم
دنیا رو با چشم تو میبینم
دنیای من با عشق درگیره
عشقی که تو نباشی میمیره
عشقی که تو دست تو گل داده
عشقی که به دست من افتاده
تو مثل من رویاتو میبافی
با دست من موهاتو میبافی
خورشیدو با چشمات روشن کن
یکبار ماهو قسمت من کن
من پشت این پنجره میشینم
بارونو تو چشم تو میبینم
عیبی نداره چشمتو وا کن
عیبی نداره باز غمگینم
بازی نکن با قلب داغونم
من آخر بازی رو میدونم
حیفه بخوایم از هم جدا باشیم
من خیلی وقته با تو هم خونم