| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
| باید... | |
|
باید این زمستان را بهار کنم باید این یخها آب شوند خسته ام خسته ام از این همه ... از این بی خبری از خودم! ار این یخ!!!! دلم شور می خواهد نشاط می خواهد دلم می خواهد همه چیز عوض شود همه چیز نو شود وسایل انگیزه ها روابط حتی من من ... اما آدمها نو نشوند! دلم از نو شدن آدمها میگیرد ...... همه چیز بوی کهنگی گرفته بوی نم !! می دهد بوی دم بوی نم دلم یه هم می خورد از این همه کهنگی ار این همه رخوت
یابد تصمیمات تازه ای اتخاذ کرد باید تحولات تازه ای ایجاد کرد و خود را اورا مارا رهانید ! ار این همه یک نواختی دلم نمی خواهد کسی هیچ کس!! ار مکنونات قلبیم آگاه شود دلم می گیرد از بی پروایی از رسوایی!!
هذیان می گویم! اما اینها تراوشهای یک ذهن خسته است خسته ! خسته از روزمرگی خسته از رخوت
خدایا مددی!!
انقلابی یابد یکه و تنها! |
گاهی حیران می مانی
غصه می خوری
اما
......
آرام چشمهایت را
می بندی
و
با خود می گویی
نمی بینم !!!
حتما نمی بینم
بی خیالش!!!!
این روزها همه چیز عجیب است !
آقای خانه پر از گرفتاریست !
و
من نیز پرم از کار وکار وکار!
بد جور غرقم در برنامه های رنگارنگ
در بازیچه های این روزگار
یارب مددی!!
وقتی تمام شیرها پاکتی اند!
وقتی همه پلنگها صورتی اند!
وقتی که دوپینگ پهلوان میسازد !
ایراد مگیر عشقها ساعتی اند !!!
دانش آموز دوم راهنمایی مدرسه ی ایران زمین بودم - دبیری داشتیم به اسم آقای حسینی - مردی بسیار جدی و منضبط و سخت گیر بود. به شدت از او متنفر بودم !! از تکلیفهایش - از خشک بودنش و .....
پیش خودمان فکر می کردیم مشکل روحی داره - عقده ایه و .....
بزرگ که شدم و خودم معلم شدم ، فهمیدم که اون بیچاره چه زجری به خودش می داده و از آسایش و سلامتی خودش مایه میگذاشته تا مگر ما خرفهم شویم !
گذار زمان به من اثبات کرد که برداشت آدمها از واقعیات تابع شرایط سنی و عقلی و فکری و محیطی ، تغییر خواهد کرد. به همین دلیل نفرت من از هیچ پدیده ای ابدی نیست ..............
این رقم میزان دفعاتی است که صفحات وبلاگ ما مورد بازدید قرار گرفته !
دفترچه ی خاطرات الکترونیکی من و مریم در پی 11 سال با هم بودن
روزهای خوب و بعد - قهر و آشتی - عشق و نفرت ............... اما هر چه بود و هست زندگی ماست که عاشقانه دوستش داریم
چون می دانیم که هیچ چیز دز زندگی کامل و مطلقا ایده آل نیست ..............
زیباترین برگهای زندگی ما حضور دو فرزندمان است
خدایا به ما فهم تربیت صحیح آنها را بده تا رستگار شوند و شویم !!
یا حق!
