| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
| 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
| 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
| 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
| 28 | 29 | 30 | 31 |
در جواب شیدای عزیز که از مشکلات مراسم خواستگاری پرسیده بود باید بگم خب یک سری اختلافات جزئی بود مثل تفاوت نظر بر میزان مهریه که الحمدلله با حسن نظر خانواده هامون به خیر گذشت. الان مامان بابای سعید جون رفتن مسافرت و من مثل والدین خودم دلتنگشونم. از این بابت خوشحالم و از خدا میخوام که تا آخر عمر همینجوری دوسشون داشته باشم. زندگی خیلی سخت اما شیرینیه . در این رابطه بعدا بیشتر صحبت خواهم کرد. دوستون دار یم . یا حق ....
سلام بچه ها. روزهای خوبیه . فقط همین ! و بعد تشکر از مهربونیتون و شکر خدا ! راستی بد نیست این مطلب مال ۲ سال قبل رو بخونید : ((برام دعا کنید....

سلام بچه ها . طاعاتتون قبول . هم من و هم مریم خانم که الان کنار من دارن چایی میل می کنن خیلی دوست داریم بیشتر از اینا بیایم اینجا اما خب فعلا مشغله زیاد نمی ذاره . اما همه تونو دوست داریم و همراهیاتون برامون دلگرم کننده است. خیلی نگران شرایط بعد از سربازی از نظر شغل و ... هستم اما باز هم مثل همیشه امید به خدای مهربون .