-
و اما فارغ از همه قانونها .....
جمعه 12 خردادماه سال 1402 00:10
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 11 خردادماه سال 1402 19:00
مامانم خدا رحمتش کنه یه زن قدیمی بود در زمان خودش تحصیل کرده بود دیپلم زمام خودش از مدرسه بود اهل کتاب و دیوان شعر بود امضا خودشو داشت اما سری در فضای مجازی و مقالات جدید نداشت که امروزی ها میگن درددل نکنید اما همیشه به ما میگفت هیچ وقت درددل نکنید به اهلش بگید کسی که کاربلد باشه نه هر کسی امروزی ها میگن به متخصص بگید...
-
پسرک قصه...
پنجشنبه 11 خردادماه سال 1402 15:55
وقتی واسش غذای مورد علاقشو می برم -دمت گرم ! وقتی با پیام ازش میخوام کاری انجام بده -حله ! ادبیات مخصوص نسل ، سن و جنسیتشه پس حله مریم بانو......
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 10 خردادماه سال 1402 10:29
گفت ببین عزیزم یه چیزهایی سیر طبیعته نمیشه جلوش رو گرفت عمر با عزت داشتن فرزندانی خوب تربیت کردن زندگی سر افراز رو گذروندن شکر داره ... بی تابی نکن .... بسپار به خدا ..... سپردم و آرامتر شدم .... بعضی چیزها طبیعته نمیشه باهاش جنگید خداوندا مرا آن ده ،که آن به... همیشه منطقی تر از من صحبت میکنه و تصمیم میگیره...
-
پرواز
یکشنبه 7 خردادماه سال 1402 21:04
پرواز را به خاطر بسپار، پرنده رفتنیست....
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 7 خردادماه سال 1402 20:42
بگذر خرداد لطفا بگذر
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 7 خردادماه سال 1402 15:23
خدایم کمک کن زانو نزنم حتی اگر آسمان کوتاهتر از قد من باشد.....
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 7 خردادماه سال 1402 14:33
خدایم کمک کن زانو نزنم حتی اگر آسمان کوتاهتر از قد من باشد.....
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 5 خردادماه سال 1402 22:34
خیلی تفاوت هست بین کنار گذاشتن و قهر بودن .... بعضی ها رو کنار می ذاری بی اونکه قهر باشی......
-
ترس...
پنجشنبه 4 خردادماه سال 1402 19:36
بعضی ترسها حتی فکرشم ترسناکه خرداد که به سلامت رد شد انشالله خواهم گفت...... خدایم مددی
-
خدایا شکرت .....
چهارشنبه 3 خردادماه سال 1402 17:31
بر این مژده گر جان فشانم رواست
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 2 خردادماه سال 1402 22:01
و اینگونه بود که آنشب یکی از لیست من خط خورد . شاید دیگر دلم هم تنگ نشود .....
-
اندکی نامه ....
دوشنبه 1 خردادماه سال 1402 21:05
سلام خدای بزرگ و مهربانم می شود سرعت این روزها را ۲۰ برابر تند کنی ؟ تا برود که برود.......؟
-
کوچینگ و منتورینگ
یکشنبه 31 اردیبهشتماه سال 1402 23:11
مانده ام حیران به اوصاف کوچینگ و منتورینگ هر دومعناشان مربی، هر دو شان یاران جینگ کوچ و منتور می کنند احوالمان را نیک تر بر غذای سازمانها نقششان همچون پودینگ هر دوشان نیرو دهنده ، دانش افزا شوق بخش توی جیب سازمانها چون دلار و چون شیلینگ هر دو شان تسهیلگر ،تلطیف گر، انگیزه زا بهر چرخ سازمانها ، نقش آنها بلبرینگ منتورت...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 31 اردیبهشتماه سال 1402 18:05
سلام مرا از یک عدد مریم بیانگیزه عصبی بی حوصله و فوقالعاده بداخلاق می شنوید ... باشد که نماند به یادگار این دوران ......
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 29 اردیبهشتماه سال 1402 22:48
خدایم سپاس
-
دوست آن باشد که .....
پنجشنبه 28 اردیبهشتماه سال 1402 14:24
دوستم فهمیده پیام داده مریم تو رو خدا خواهش میکنم بگو از من چه کاری بر میاد ؟ بغض میکنم و میگم فقط دعا . توی ذهنم میگذرونم که چه بسا کسانی که حتی حاضر به کمک به ذهن پریشانت هم نشدند .. که باری از روی دوشت بردارند .در حد ۴ کلمه حرف توی مواردی که اون روزها باری بود روی ذهن آشفتت. مثل پتک خورد توی سرم که , کاری که انجام...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 27 اردیبهشتماه سال 1402 11:50
شیشه ی عمرم ترک برداشته مشکن خدایا که نگه دارنده تویی .......
-
یه وقتایی..
چهارشنبه 27 اردیبهشتماه سال 1402 00:16
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 25 اردیبهشتماه سال 1402 15:25
,عزیزترینم من از خود تو ،بارها و بارها درس استقامت محکم بودن شکست ناپذیری گرفتم از مامانم درس صبر و آرامش در بحران ها اما اینبار انگار ترسیدم انگار کم آوردم شاید چون پای نفس در میان است .... شاید...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 25 اردیبهشتماه سال 1402 13:11
طاقت بیار جان جهانم .... باش تا بمانم ....
-
جهت آرامش خودم .
دوشنبه 25 اردیبهشتماه سال 1402 00:10
یادمه یه روز سر یه موضوعی داشتم با بابام صحبت می کردم که بهم گفت : « گاهی آدمها برای نشنیدن و ندانستن موضوعات و صحبتهایی بیشتر از شنیدن و دانستن اونها دلیل برای خودشون دارند.. ...» امشب بهش فکر کردم خودم رو آرامش دادم و گذشتم . چون این نیز بگذرد....... . پ.ن :موضوعات مهمتری برای فکر کردن دارم . طاقت بیار ستون...
-
توهین نامه به خودم +(آنلاین )
یکشنبه 24 اردیبهشتماه سال 1402 16:48
وقتی غرق کمرد درد و استرس ، سوار موتور شعر می گی : با درد کمر من به کلاس آمده ام با شوق شما و همکلاس،آمده ام من با کمک مسکن و تزریقات با شدت مشکلات خاص آمده ام درگیر هزار مشکلات کاری فارغ ز فراغت و حواس آمده ام یک روز گراد و ال سی من بر تن من امروز ببین با چه لباس آمده ام؟(با چه پلاس آمده ام) زلفان قدیمیم نگر رفت به...
-
و باز...
یکشنبه 24 اردیبهشتماه سال 1402 13:33
درود من به تو استاد جانی که تو هم همدلی ، هم همزبانی تو استاددعلوم بی شماری ز رفتاری که باشد سازمانی به رهبردی که باشد راه در رو برای طرح های آن چنانی کمی تندی ، ولی شیرین شیرین تو هم خوش فکر و هم شیرین زبانی هزاران تجربه ، خشکیده اینجا نهان کردم ، نخواهد شد عیانی ایا ای شاخص دانش برایم تو ای استاد عشق و مهربانی تویی...
-
و نیز...
یکشنبه 24 اردیبهشتماه سال 1402 13:28
شدیم از درستان تا اوج راهی گدا را درستان برده به شاهی ز شوق درس پرمهر تو گردد شراب شور ، ساکن در صراحی به وقت پرسشت ، می لرزم از جهل و می مانم میان یک سه راهی یکی ساکت نشینم صم و بکما و یا پاسخ دهم جدی، فکاهی ولی ای دکتر با دانش ما تو تصویری ز خیری و کماهی هزاران پاسخم نشنیدی اما تو گفتی: آفرین! آقا الهی چه گریان گشته...
-
باز هم
یکشنبه 24 اردیبهشتماه سال 1402 13:21
سحابی و آگاهی ز دریا سحر هستی و خورشیدی و رویا کلام پر زمغزت همچو رودی شده جاری ز لطفت بر سر ما گریزان از سیاست ، اهل دانش مدیری قابل و استاد اعلا صمیمی ، ساده ، سنگین ، بی تکلف تو دکتر جعفزی، استاد والا ورای آنکه استادی شریفی تو استادی بزرگی رحم بنما مگوو با ما سخن از رنج تحصیل مگو با ما سخن از آزمونها...
-
شاعرانه های دانشجویی
یکشنبه 24 اردیبهشتماه سال 1402 13:14
هر چیز خدا خواست، محقق او شد هر سر نهان به میل یزدان رو شد آن زهر که از کین به مریضی دادند از مرحمت خدا، خودش دارو شد هر گاه فسردیم و به راهی ماندیم غم با نفسی ز زندگی جارو شد شر خیر شد و سختی ما آسان گشت انگار که بخت نحس ما وارو شد زین بیت که مقصدم از این اشعار است گویی که به لطف حق چنین جادو شد در توسعه ی منابع...
-
رحم نابجا
شنبه 23 اردیبهشتماه سال 1402 20:58
ترحم بر پلنگ تیزدندان ستمکاری بود بر گوسپندان...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 اردیبهشتماه سال 1402 01:40
امشب معجزه ای به چشم دیدم . راستی نوشت: کسی که روز. سخت حتی در یک احوال پرسی با تو شریک نیست ،هییییچ کس تو نیست . این نیز بگذرد.
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 21 اردیبهشتماه سال 1402 22:12
طاقت بیار بزرگ مرد .......