-
انکار...
سهشنبه 30 خردادماه سال 1402 22:39
گوشیم داخل شارژ خاموشه سراسیمه بی اختیار به عادت میرم که روشن کنم مبادا بابام زنگ بزنه کارم داشته باشه..... یه پهنای صورت اشک نصیبم میشه و دیگه اهمیتی نداره خاموش بودنش....
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 30 خردادماه سال 1402 15:57
مرده ها به خواست خدا به آسمان پر می.کشند... نکند به دستان خودمان زنده ها را بمیرانیم...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 27 خردادماه سال 1402 02:07
بابا بعد از تو دنیا یه رنگ دیگه اس....... میشه لطفا ناراحت نشی اگر هرگز به اینجا برنگردم؟ . .
-
مرگ پایان کبوتر نیست ...
شنبه 27 خردادماه سال 1402 01:18
گاهی زخمی که به پا داشتهام زیر و بمهای زمین را به من آموخته است . گاه در بستر بیماری من، حجم گل چند برابر شده است . و فزونتر شده است، قطر نارنج ، شعاع فانوس . و نترسیم از مرگ مرگ پایان کبوتر نیست . مرگ وارونه یک زنجره نیست . مرگ در ذهن اقاقی جاری است . مرگ در آب و هوای خوش اندیشه نشیمن دارد . مرگ در ذات شب دهکده از...
-
من یک بار مرگ را تجربه کرده ام
شنبه 27 خردادماه سال 1402 01:16
من یک بار مرگ را تجربه کرده ام یک نفر شبیه تو دست یک نفر که شبیه من نبود را گرفته بود ! باران هم می آمد ..! " علیرضا هدایت
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 26 خردادماه سال 1402 22:56
من به شیوه ی خودم غمگینم و آزاری هم برای کسی ندارم همین .
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 26 خردادماه سال 1402 17:38
این پارادوکس های احساسی آزارم میده گاهی دوست دارم فقط کنار کسانی باشم که به هر شکلی منو یاد بابام می ندازن ... گاهی دوست دارم نبینمش تا ابد!
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 22 خردادماه سال 1402 14:26
گاهی حس میکنم این مصیبت داره تعادل روحیم رو به هم می ریزه باید مراقب باشم وقتی بر میگردم میبینم چیا گفتم از خودم خجالت میکشم! هوشیار باش.
-
ساده !
شنبه 20 خردادماه سال 1402 08:54
قدیمها یک شوخی رایج بود تحت عنوان اینکه از سادگی به گلدار می زنه! من از اینگونه اشخاصم! اینقدر سا ده ام، که گاهی به گلدار می زنم! ارادت من به پدر مریم ، قلبی و واقعی بوده، هست و خواهد بود. پیری فرزانه، خردمند، با اقتدار و روحیه بخش بود، چنان که دقایق پرشمار هم کلامی با اوبرایت هم پندآموز بود و هم جذاب... روحش شاد.
-
همیشه می گفت
شنبه 20 خردادماه سال 1402 00:44
اتفاق نباید بیوفته وقتی افتاد محکم باش مدیریت کن
-
غمگین ترین شیراز!
پنجشنبه 18 خردادماه سال 1402 11:38
هواپیما بر خاک غم زده ی شیراز نشست حسی تلخ و متفاوت...
-
پرواز تلخ
پنجشنبه 18 خردادماه سال 1402 10:27
در هواپیما به سمت شیرازیم. دیشب خبر دادند که بابای مریم آسمانی شد. برایم سمبل صبر، وفاداری، درایت و غرور از جنبه مثبت بود. روحش شاد!
-
نیمه خرداد رد شد
چهارشنبه 17 خردادماه سال 1402 00:00
روزهای پر استرس ، پرکار و پرفشاری را پشت سر می گذرانم. خدایا مددی....
-
تردید......
دوشنبه 15 خردادماه سال 1402 23:28
ما در عصر احتمال به سر می بریم در عصر شک و شاید در عصر پیش بینی وضع هوا از هر طرف که باد بیاید در عصر قاطعیت تردید عصر جدید عصری که هیچ اصلی جز اصل احتمال، یقینی نیست اما من بی نام تو حتی یک لحظه احتمال ندارم چشمان تو عین الیقین من قطعیت نگاه تو دین من است من از تو ناگزیرم من بی نام ناگزیر تو می میرم ,,,قیصر...
-
n ساعت زندگی...
دوشنبه 15 خردادماه سال 1402 01:47
دور از جون جمع داخل پیج دوستی پرسیده بود اگر بگن مثلا n ساعت مشخص دیگه زنده ای چکار میکنی؟ بهش فکر کنید ...بد نیست
-
خاطرات....
دوشنبه 15 خردادماه سال 1402 00:31
عکسها رایحه ها لحظات خوب اجازه فراموشی نمی دهد...
-
برای دکتر نطامی وند لر
یکشنبه 14 خردادماه سال 1402 01:18
تو راذهنیست، کز اندیشه پُر هست کلامت مثل زر، از جنس دُر هست توگویی حرف حق، بی ذره ای ترس و تصویر تو در ذهنم چو حر هست تویی فرزانه و مرد و وطن دوست قدم بل من تیام، جی تو و گُر هست چونان آزاده ای با خویش گفتم بدون شک نظامی وند، لر هست قبلا هم گغته بودم: تو کلامت واژه واژه قند هست هر کلامت، عالمی از پند هست نام تو هوشنگ...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 13 خردادماه سال 1402 14:48
شهر من ،من به تو می اندیشم نه به تنهایی خویش از پس شیشه تورا می بینم که گرفتی مرا در بر خویش ... من وضو با نفس خیال تو می گیرم و تورا می خوانم .....
-
و اما فارغ از همه قانونها .....
جمعه 12 خردادماه سال 1402 00:10
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 11 خردادماه سال 1402 19:00
مامانم خدا رحمتش کنه یه زن قدیمی بود در زمان خودش تحصیل کرده بود دیپلم زمام خودش از مدرسه بود اهل کتاب و دیوان شعر بود امضا خودشو داشت اما سری در فضای مجازی و مقالات جدید نداشت که امروزی ها میگن درددل نکنید اما همیشه به ما میگفت هیچ وقت درددل نکنید به اهلش بگید کسی که کاربلد باشه نه هر کسی امروزی ها میگن به متخصص بگید...
-
پسرک قصه...
پنجشنبه 11 خردادماه سال 1402 15:55
وقتی واسش غذای مورد علاقشو می برم -دمت گرم ! وقتی با پیام ازش میخوام کاری انجام بده -حله ! ادبیات مخصوص نسل ، سن و جنسیتشه پس حله مریم بانو......
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 10 خردادماه سال 1402 10:29
گفت ببین عزیزم یه چیزهایی سیر طبیعته نمیشه جلوش رو گرفت عمر با عزت داشتن فرزندانی خوب تربیت کردن زندگی سر افراز رو گذروندن شکر داره ... بی تابی نکن .... بسپار به خدا ..... سپردم و آرامتر شدم .... بعضی چیزها طبیعته نمیشه باهاش جنگید خداوندا مرا آن ده ،که آن به... همیشه منطقی تر از من صحبت میکنه و تصمیم میگیره...
-
پرواز
یکشنبه 7 خردادماه سال 1402 21:04
پرواز را به خاطر بسپار، پرنده رفتنیست....
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 7 خردادماه سال 1402 20:42
بگذر خرداد لطفا بگذر
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 7 خردادماه سال 1402 15:23
خدایم کمک کن زانو نزنم حتی اگر آسمان کوتاهتر از قد من باشد.....
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 7 خردادماه سال 1402 14:33
خدایم کمک کن زانو نزنم حتی اگر آسمان کوتاهتر از قد من باشد.....
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 5 خردادماه سال 1402 22:34
خیلی تفاوت هست بین کنار گذاشتن و قهر بودن .... بعضی ها رو کنار می ذاری بی اونکه قهر باشی......
-
ترس...
پنجشنبه 4 خردادماه سال 1402 19:36
بعضی ترسها حتی فکرشم ترسناکه خرداد که به سلامت رد شد انشالله خواهم گفت...... خدایم مددی
-
خدایا شکرت .....
چهارشنبه 3 خردادماه سال 1402 17:31
بر این مژده گر جان فشانم رواست
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 2 خردادماه سال 1402 22:01
و اینگونه بود که آنشب یکی از لیست من خط خورد . شاید دیگر دلم هم تنگ نشود .....